برچسب مهری آل آقا

یتیم خانه ایران 1394

در آغاز جنگ جهاني اول كه تمامي جهان درگير جنگ ناخواسته و بي‌رحمانه‌اي بودند، ايران اعلام بي‌طرفي مي‌كند و از 1295 سه سال كشور دچار كمبود مواد غذايي مي‌شود كه به قحطي بزرگ معروف است. در اين اثنا شخصي به نام حاج ابوالفضل، يتيم‌خانه‌اي داير مي‌كند كه بچه‌هاي بي‌سرپرست را در آنجا نگهداري مي‌كنند. او فرزندي دارد به نام محمد جواد كه پس از مرگ پدر اداره يتيم‌خانه را بر عهده مي‌گيرد، پرچم‌دار مبارزه با نيروهاي بيگانه مي‌شود. فيلم داستان تعقيب و گريز محمدجواد و يك مرد انگليسي است كه يكي از فرماندهان ارتش دنسترويل در ايران است.

گهواره‌ای برای مادر 1391

نرگس دختر جواني است که ادبيات روسي را در دانشگاه مسکو به اتمام رسانده است و اينک در کسوت بانويي طلبه، درس مي‌خواند و قرار است براي تدريس به دانشجوياني که تازه مسلمان شده‌اند به روسيه بازگردد.

امکان مینا 1394

فیلم ماجرای زن و شوهری را در روزهای موشک باران تهران روایت میکند. شوهر به نام مهران با بازی میلاد کی مرام خبرنگار یک روزنامه است و به کارش متعهد است. زن به نام مینا با بازی مینا ساداتی جاسوس سازمان مجاهدین خلق است. مینا خبرها و اطلاعات محرمانه شوهرش را به سازمان مجاهدین میرساند.

بیداری رویاها 1388

رخشانه زني است در آستانه ميانسالي كه در سال هاي جواني اش با ايوب پارسا ازدواج كرده و صاحب پسري به نام حميد شده است. وقتي حميد دو ساله بود، ايوب به جبهه مي رود و ديگر برنمي گردد. پس از مدتي خبر شهادت او مي رسد و خانواده تصميم مي گيرد رخشانه را به عقد داوود برادر ايوب دربياورد. سالها از اين ماجرا گذشته و آنها صاحب دختر بچه اي دبستاني هستند و حميد در آستانه ازدواج است. در اين وضعيت از كميته مفقودين خبر مي رسد كه ايوب زنده است و به زودي به وطن برمي گردد. اين خبر كه در ابتدا همه را شوكه مي كند، به تدريج واكنش هاي مختلفي را بين اعضاي خانواده برمي انگيزد؛ داوود نگران از دست دادن همسرش است، به خصوص از زماني كه دوستان قديمي پدر مرحومش به او گوشزد مي كنند كه پس از آگاهي از زنده بودن همسر اول، همسر دوم به زن نامحرم مي شود. حميد كه در ابتدا قادر به هضم اين واقعيت نيست، به كمك نامزدش با چراغاني كردن محله، خود را براي استقبال از پدر آماده مي كند. مادر سالمند و فرتوت ايوب و داوود خوشحال است، اما رخشانه بر سر دوراهي دشواري قرار مي گيرد. آيا پيوندش را با داوود قطع كند و زندگي با ايوب را ادامه دهد با اينكه داوود پدر فرزند كوچك ترش را نگه دارد؟ اين ترديد دردناك سرانجام او را بر آن مي دارد كه شب ورود ايوب، خانه را ترك و فردايش اقدام به سقط جنيني كند كه بدون اطلاع داوود در دل مي پروراند...