وقتی آفتاب طلوع می کند 1397
داستان این فیلم در مورد تقریب مذاهب میباشد.
داستان این فیلم در مورد تقریب مذاهب میباشد.
لعیا که مربی اموزشگاه رانندگیست، قصد ازدواج مجدد دارد اما پسرش پوریا بااین ازدواج مخالف است و این درحالیست که لعیا چند هفته مانده به ازدواجش زندگیش دچار مخاطره شده و همه چیزش را درحال ازدست رفتن می بیند تا اینکه…
داستان قاب خاطره در یک بازارچه که در شهر مشهد واقع است، میگذرد، البته موضوع سریال قاب خاطره زائرانی است که برای زیارت به مشهد مقدس میروند. این زائران در یک عکاسخانه عکس میگیرند و در زیارت دوباره به این مکان مراجعه میکنند. مشکلاتی که برای این زائران پیش میآید با تلاش و همفکری صاحب عکاسخانه حل میشود این مجموعه همچنین روایتگر زندگی افراد حاضر در بازارچه قدیمی مشهد است. در این بازارچه و در گذر آقا بزرگ یک عکاسی قدیمی به نام خاطره وجود دارد که توسط علی نصیریان اداره میشود. سوغاتی فروشی آقا جمال که توسط افشین سنگ چاپ اداره میشود دیگر لوکیشن اصلی داستان است. همچنین یک هتل که زائران زیادی به آنجا میآیند دیگر لوکیشن اصلی مجموعه است که محمد الهی صاحب آن است. در طول داستان افراد و اتفاقات مختلفی در هرکدام از این لوکیشنها رخ میدهد و در هرکدام از اپیزودهای مجموعه اتفاقاتی تلخ و شیرین خواهد افتاد.[۱]
احمد پس از ۱۰ سال تبرئه می شود و به ایران بازمیگردد.. همه چیز تغییر کرده، حتی خودِ او!
داستان این فیلم درباره مادر شهيد مفقودالاثری است که نامهای از پسرش مبنی بر خواستگاری از دختری به نام مریم دریافت میکند و جستوجوی مادر برای پیدا کردن مریم آغاز میشود.
این سریال ادامه سریال "سه، پنج، دو" است و هردو در یک دنیا جریان دارند، سیاوش رستمی اکنون از همسر سابقش "پونه" جدا شده و از مدیران باشگاه «دلاوران» است و رابطه نزدیکی با شخصیت اصلی داستان؛ قباد دارد.
قباد که در رؤیاها و توهمات خودش زندگی میکند و آرزو دارد که یک شبه ره صد ساله را برود و به ستارهای مشهور تبدیل شود، بنابراین تصمیم میگیرد که وارد دنیای فوتبال شود اما پس از پیوستنش به یک تیم لیگ برتر، اتفاقات جالبی برای او رخ میدهد. در این میان کسانی هستند که موافق حضور او در تیم نمیباشند از آنجایی که قباد اصلا بازی خوبی ندارد و با رانت و رابطه وارد فوتبال شده همه دست به دست هم میدهند تا وی را از باشگاه «دلاوران» اخراج نمایند اما موفق نمیشوند…
اپیزود اول از این مجموعه داستان زندگی نانوایی را روایت میکند که بعد از مدتی نانوایی را میخرد، اما به تدریج برکت از این نانوایی میرود و مردم کمتر به آنجا مراجعه میکنند. در جریان همین داستان مشخص میشود که علت این ورشکستگی نانوایی، پول حرام و در واقع حق بچه یتیم هست که بابت خرید مکان نانوایی پرداخت شده است.
اپیزود دوم این سریال هم درباره قضاوت و عدالت در هر شرایطی است.
اپیزود سوم این مجموعه نیز بر مفهوم خیرخواهی و نیکوکاری و بازگشت عمل خیر به هرکس اشاره میکند و سعی شده تا این مضمون در لایههای داستان به مخاطب القاء شود.
اپیزود چهارم، داستان مردخیری است که صاحب یک پرورشگاه است و در سردخانه بیمارستان به زندگی برمی گردد و پس از آن به تدریج پی به ماجرای مرگ خود میبرد .
اپیزود پنجم هم داستان زنی را رویات میکند که صاحب فرزند نمیشود و از طرفی دچار سوتفاهماتی با همسر خود است.
اپیزود ششم این مجموعه نمایشی به تعهد اخلاقی و رابطههای کاری در عین روایت یک قصه ملودرام مربوط است.
سریال «بعد از آزادی» روایتگر زندگی جوانی است به نام عارف که در یک کارگاه شراکت دارد اما دچار مشکلاتی می شود و ناچار است برای اثبات خود تلاش کند.