رویای نیمه شب (کوتاه) 1395
«رویای نیمه شب»، داستانی است عاشقانه با زمینهی مذهبی که حکایت از دلدادگی جوانی از اهل سنت به دختری شیعه مذهب دارد که در راه وصال با موانع و اتفاقاتی تلخ و شیرین مواجه است.
«رویای نیمه شب»، داستانی است عاشقانه با زمینهی مذهبی که حکایت از دلدادگی جوانی از اهل سنت به دختری شیعه مذهب دارد که در راه وصال با موانع و اتفاقاتی تلخ و شیرین مواجه است.
«دشت خاموش» به شرایط دشوار کاری و روابط انسانی پیچیده چند خانواده میپردازد که در یک محیط کارگری زندگی میکنند.
فیلم شبگرد داستان مرد جوانی است که در یک جاده فرعی با ماشینش با سگ ولگردی تصادف میکند و این توقف موجب میشود پلیس گشت شب به او مشکوک شود و ماشین را تفتیش کند و در صندوق عقب ماشین چیزی پیدا میکند که سرنوشت افرادی را تغییر میدهد.
در روستایی پیش از انقلاب فردی خانزاده با نام امیر به عنوان قاضی محلی در روستا فعالیت میکند و به خاطر سابقه خوبی که داشته، مردم به او اعتماد کامل دارند و بخش مهمی از کارهای روستا را به امیر سپردهاند. حال پس از سالها یکی از اهالی روستا با نام لی لی که از روستا به خاطر تهمت مردم به فاحشه بودن رفته، به عنوان اشرافزاده به روستا برمیگردد و به مردم وعده میدهد که در صورت کشتن امیر، پول زیادی به آنها خواهد داد…
فیلم سینمایی تک تیرانداز روایتی از زندگی شهید عبدالرسول زرین است. او بزرگترین تکتیرانداز جنگهای معاصر است. شهید زرین از ۷۰۰ تا ۳۰۰۰ شلیک موفق داشته است و ویژگی اش نسبت به تک تیراندازهای جهان این است که بیش از اینکه به شلیکهای موفقش افتخار کرده باشد به انسانهای که به آنها شلیک نکرده است میبالد. همچنین این فیلم برخلاف فیلم «تک تیرانداز آمریکایی»، وجهه عرفانی و معرفتی تکتیرانداز ایرانی را به تصویر میکشد.
روایت «آندرانیک»، در سال 1328،در شهر ارومیه اتفاق میافتد. کشیش آرمن پطروسیان (رضا بهبودی)، به همراه دخترش، سونیا (الهام کردا) و خادم کلیسا، یوریک، در یک کلیسای کوچک زندگی میکنند، تا اینکه ورود سروان شاهرخ تاش (سعید چنگیزیان)، این خانواده مسیحی را در تنگنایی اخلاقی قرار میدهد. سروان شاهرخ تاش، که سالها قبل و در مبارزات جنگل، دوشبهدوش پدر آرمن جنگیده است، اکنون به قوای دولتی پیوسته و با نقشه دستگیری یک شاعر آزادیخواه به نام آندرانیک که بهتازگی به ایران واردشده، قصد دارد ستارهها و مقام ازدسترفتهاش را زنده کند.
محمدعلي وندي بازيگر، فيلمساز و معلم تاتر، نااميد از مهاجرت به زادگاهش تهران بازگشته تا همراه با همسرش ميترا صدري، نقاش، زندگي تازهاي را شروع کنند اما جستجو براي پيدا کردن خانهاي مناسب و کنجي آرام غيرممکن به نظر ميرسد.
كيوان کمالي به بيست سال حبس محکوم شده و بعد از تحمل ده سال حبس بطور مشروط از زندان آزاد ميشود. پرهيز از وقوع هرگونه تخلف و جرم و نزاع و درگيري بزرگترين چالش پيش روي کيوان کمالي در مواجهه با جامعه لجام گسيخته است.