گمیچی 1394
حسن نوجوانی است که سعی دارد کشتی به گل نشسته پدرش را احیا کند.
حسن نوجوانی است که سعی دارد کشتی به گل نشسته پدرش را احیا کند.
«بدنام» روایتگر یک داستان عاشقانه پیچیده و ملتهب است که حول محور دختری به نام «یلدا» شکل میگیرد؛ دختری که ناخواسته وارد یک رابطه و بازی خطرناک میشود. در ادامه، داستان به یک مثلث عشقی میان چند شخصیت از نسلهای مختلف تبدیل میشود؛ عشقی ممنوع که برای هیچکدام از شخصیتها پایان خوشی ندارد.
سریال"بی مرز" روایتگر زندگی فرشته، زنی جوان است که همراه همسرش رضا روزگاری آرام را میگذراند. رضا از مبارزان انقلابی است و سالها برای بیداری و آگاهی مردم در برابر ظلم تلاش میکند. با وقوع حوادثی سرنوشتساز در کشور، زندگی آنها دستخوش تغییر میشود و امنیتشان به خطر میافتد.
این سریال اقتباسی از داستان اصلی «هزار و یک شب»، مجموعهای از داستانهای عامیانه خاورمیانه است. داستان در سه زمان و مکان مختلف روایت میشود: تهران امروزی، استانبول مدرن و دنیایی عرفانی و باستانی به نام «دنیای دیگر»، قلمرویی موازی که عمیقاً با زمان حال در هم تنیده شده است. این دنیاها به شیوههای غیرمنتظره و مرموزی بر یکدیگر تأثیر میگذارند. داستان در تهران آغاز میشود، جایی که رشتهای از ناپدید شدنها شهر را تکان داده است - هر مورد مربوط به زنان است.
داستان سریال شغال دربارهی پسری به نام کامیار است که پس از سالها به ایران بازگشته و مدیریت شرکت خانوادگی را بر عهده میگیرد. او درگیر یک بازی پرخطر قمار میشود که باخت در آن منجر به از دست رفتن زمین اجدادیشان میشود. در این میان، دختر نظافتچی جدید خانواده، آوا، وارد ماجرا شده و مسیر داستان را تغییر میدهد.
پسر جوانی با دزدین ماشین از روی حماقت سعی در خوشحال کردن برادر خود در شب عروسیش دارد,اما اطرافیان از این فرصت استفاده میکنن و دردسرهایی به وجود می آید.
ساعد و نادر در راه برگشت از کارخانه با دختری روبرو می شوند ...