اعتراف میکنم 1405
سریال اعتراف میکنم، ماجرای یک گروه تحقیق و بازجویی است که در هر قسمت پروندهای پیچیده را بررسی میکنند تا مجرمان خطرناکی را وادار به اعتراف کنند.
سریال اعتراف میکنم، ماجرای یک گروه تحقیق و بازجویی است که در هر قسمت پروندهای پیچیده را بررسی میکنند تا مجرمان خطرناکی را وادار به اعتراف کنند.
داستان این فیلم درباره مردی است که به نظر میرسد وظیفهاش کاستن از رنج بشر است. او که به خاطر بدنش که در برابر امواج الکترومغناطیسی آسیبپذیر است، با پوشیدن محافظی آلومینیومی از خود دفاع میکند، اما شبی همه چیز تغییر میکند. او مسیحوار صلیب سمپاشی را به دوش میکشد و با تاجی از خار بر سر به خانهها سر میزند و در نهایت، با عریان شدن در مقابل آفتاب، خود را تهی میکند.
این فیلم زندگی جوانانی را نشان میدهد که به دلیل اختلاف با خانواده از منزل طرد شدهاند و با واقعیتها و خشونتهای جامعه مواجه میشوند. ایمان و پایار، دو برادرند که پس از مرگ ناگهانی مادر به بحران روحی دچار میشوند و برای مقابله با آن، راههای متفاوتی در پیش میگیرند: ایمان به مصرف و فروش مواد مخدر روی میآورد و پایار به بوکسوری موفق بدل میشود.
هانیه، بنفشه و هما پس از گرفتن چند روز مرخصی از زندان به شهر مرزی آستارا میروند و در طول مسیر تصمیم عجیبی میگیرند و همین موضوع اتفاقات جدیدی را برای آنها رقم میزند.
داستان: دو جوان ماموریت می یابند تا گاوی را از کشتارگاهی در جنوب شهر تا شمال شهر منتقل کنند.
"مامو"، نوازنده پير و سرشناس کردستان، همراه فرزندانش سفري را براي اجراي کنسرت در عراق پس از صدام آغاز ميکند. در اين سفر، کاکو مرد ميانسالي که خود را ارادتمند مامو ميداند، به عنوان راننده و با اتوبوسي که از دوستش قرض گرفته است، او را همراهي ميکند. مامو يکييکي فرزندانش را که در نواحي مختلف زندگي ميکنند جمع ميکند، اما آخرين پسرش پيش از سوارشدن به اتوبوس از پدر ميخواهد دقايقي از ماشين پياده شود. پسر به مامو ميگويد که "پير" روستا گفته که بهتر است مامو به اين سفر نرود زيرا هنگامي که ماه کامل شود براي او اتفاقي خواهد افتاد. مامو ميگويد به هر طريق که باشد اين سفر را ادامه خواهد داد زيرا سالهاست جلوي کارش گرفته شده است. مامو به سراغ زن خوانندهاي به نام هشو (به معناي خوشه انگور) ميرود که سالهاست همراه 1334زن ديگر در تبعيد زندگي ميکند اما هشو صداي پيشينش را همراه با اعتماد به نفس از دست داده است. آنها در مسير عبور از مرز با حوادث و موانع متفاوتي روبهرو ميشوند.
در فیلم «عیار 14» «فرید» با طلافروشی سعی میکند شرعیات را حفظ کند از نوع بستن و انداختن النگو و دستبند به مچ زنان نامحرم گرفته تا لو دادن «منصور» دزد جواهرات و جنبههای دیگر مثبتی که «فرید» از خود برای مردم به نمایش میگذارد. اما در طول فیلم او نقاب از ذات و درون پنهانش برداشته میشود. با زنش رفتار تند و خشکی دارد. «فرید» از موضع بالا و به واسطه پولش با شاگرد قدیمیش که قبلا برایش کار میکرده برخورد میکند. یا با دوستی که برای خرید سینه ریز با نامزدش آمده، رفتاری زننده و سرد دارد. در این میان رفتار دوگانه ای که وی با زن و معشوقه اش «مینا» با بازی «مینا ساداتی» دارد. نشان از شخصیت دوگانه «فرید» دارد.