برچسب مهدی عطاران

شهر فرشتگان 1387

«شهر فرشتگان» داستان دختري 9 ساله به نام آيداست كه براي ديدن مادرش كه از آنها جدا شده و در جنوب شهر زندگي مي‌كند از تجريش راهي ميدان راه‌آهن مي‌شود. آيدا در اين سفر درون شهري، برادر نوزادش را هم با خود مي‌برد.فيلم «شهر فرشتگان» روايت ماجراهايي است كه براي آيدا پيش مي‌آيد؛ ماجراهايي كه تاكنون براي او ناشناخته بوده‌اند...

دیدار 1387

حمید نوجوان سیزده ساله ای است که از روی کنجکاوی در زیرزمین خانه لباس خون آلودی که جای گلوله دارد را پیدا می‌کند. حس کنجکاوی او در یافت این پیراهن سرآغاز اتفاقات و ماجراهای تازه ای می‌شود که …

بچه های محله گلها 1388

داستان چند کودک از یک محله را به تصویر می‌کشد که بر خلاف اعتقاد و باور والدینشان تمایل بسیاری برای حضور در خیابان‌ها و همراهی در روزهای انقلاب دارند که این موضوع منجر به وقوع اتفاق‌های بسیاری در محله آنها می‌شود. عارف به همراه چهار تن دیگر از دوستانش تصمیم می‌گیرند تا مخفیانه به بزرگترهایشان که قصد براندازی حکومت شاه را دارند، کمک کنند. آنها شبانه به کوچه‌های محله خود رفته و بر روی دیوارها شعار می‌نویسند. تا آنکه فخار، رئیس کلانتری آنجا تمام افراد کلانتری را بسیج می‌کند تا تشکیلات آنها را پیدا کرده و به او تحویل دهند و . .

تکیه بچه های محله ما 1389

این سریال داستان عده ای نوجوان است که در ایام محرم حسینه ایی را بر ای عزای حسینی برقرار می‌کنند و با هم قرارهای جالبی می‌گذارند که مثلاً در ماه محرم دروغ نگویند. این مجموعه سعی می‌کند تا جوانان را با اصول و مفاهیم عاشورایی آشنا کند.

نردبام آسمان 1388

نردبام آسمان، زندگی غیاث‌الدین جمشید کاشانی، اخترشناس و ریاضی‌دان ایرانی را از زادروزش تا کشته‌شدنش را بازگویی می‌کند. او پسر مسعود طبیب است که به شدت بازیگوش و کنجکاو است در یکی از روزها با شیخ کاشان مجادله‌ای می‌کند که سبب می‌شود اهالی شهر وی را تعقیب کنند. او اتفاقی وارد گاری مالیات می‌شود و سپس به دست صفدر طرار می‌افتد و با زندگی واقعی دزدان آشنا می‌شود چند سال بعد اولین اثرش سلم السما را می‌نویسد و با قاضی زاده رومی ملاقات می‌کند همچنین مادرش می‌میرد و او به جرم همدستی با دزدان توسط داروغه کاشان دستگیر می‌شود. در یکی از روزها جادوگری به همراه دخترش آی بانو به کاشان می‌آید و خواستار دیدار با جمشید می‌شود حاکم کاشان هم با کلی اصرار راضی به دیدار آن دو می‌شود سپس آن جادوگر با حیله و کلک جمشید را آزاد می‌کند جمشید عاشق دختر جادوگر آی بانو می‌شود ولی در دام نقشه‌های جادوگر که با داروغه کاشان همدست است می‌افتد پسر حاکم که مهربان نام دارد طی یک توطئه نزدیک بود کشته شود که با رسیدن حاکم کاشان این توطئه شکست می‌خورد جمشید با خواهرزاده اش ویس ازدواج می‌کند و چند سال بعد کسوف را پیش‌بینی می‌کند او همراه پسرش، ویس، خواهرزاده اش معین الدین و مهربان راهی سمرقند می‌شود تا با الغ بیگ دیدار کند او به زودی مورد علاقه الغ بیگ قرار می‌گیرد و این سبب حسودی همسر الغ بیگ می‌شود او رصدخانه سمرقند را با همکاری الغ بیگ می‌سازد یکی از قبایل به الغ بیگ باج نمی‌پرداخت که با محاسبات جمشید مجبور به پرداخت باج شد یکی از رئیس‌های آن قبیله هوشمند کینه جمشید را به دل گرفت و خواست از او انتقام بگیرد. آی بانو برای قتل جمشید راهی می‌شود ولی جمشید دل او را بدست می‌آورد و او یکی از یاران جمشید می‌شود همسر جمشید ویس می‌میرد در یکی از روزها کاروانی از یک کشور اروپایی به سمرقند می‌آید و خانواده ای که در آن است مورد توجه الغ بیگ قرار می‌گیرند و معلوم می‌شود آی بانو به زبان آن‌ها آشنایی دارد و الغ بیگ از آی بانو می‌خواهد زبان آن‌ها را به او یاد بدهد و همسر الغ بیگ با همکاری وزیرش طرخان با هوشمند و قبیله اش متحد می‌شوند که جمشید را از سر راه بردارند جمشید یک کسوف دیگر را پیش‌بینی می‌کند بعد کسوف مورد محاکمه دینی قرار می‌گیرد او کم‌کم داشت کافر شمرده می‌شد که با آمدن صفدر ورق برگشت. هوشمند و طرخان به الغ بیگ می‌گویند جمشید قصد قتل شما را داشته و از طریق آی بانو می‌خواسته به این قصد برسد جمشید جیب یک درجه را محاسبه می‌کند و می‌خواهد راهی کاخ الغ بیگ شود که برادر زن الغ بیگ و طرخان با سربازها بر سر او می‌ریزند و او را در رمضان سال ۸۳۲ می‌کُشند.

دلبری 1394

طوبی همسر یک جانباز قطع نخاعی که فقط می‌تواند چشمانش را حرکت بدهد، در شب عروسی خواهرزاده‌اش تلاش می‌کند بیش از پیش به همسرش توجه کند …

پرچم های قلعه کاوه 1386

پرچم هاي قلعه كاوه از چهار اپيزود جدا از هم تشكيل شده و تنها نقطه ارتباطي ميان آن ها قرآني خطي است كه بخش اول فيلم به شرح نگارش آن مي پردازد. در اپيزود اول كه در زمان حضور امام رضا (ع) در سرزمين مرو و در نيشابور مي گذرد، قهرمان داستان ميرقباد خوشنويس (محمد صادقي) است كه نوع ارتباط او با آدم هاي پيرامونش و نيز تلاش او براي اتمام نسخه اي خطي از قرآن كريم و رساندن آن به دست امام هشتم شيعيان تم اصلي اين اپيزود را تشكيل مي دهد.
اپيزود دوم:
اين بخش كه داستانش سيصد سال پس از قصه اپيزود اول و در سواحل بيت المقدس مي گذرد. شخصيت پتروس كه قرآن را در ميان اسباب شناور بر روي آب پيدا كرده، به دست صليبيون کشته میشود. صادق (شهاب حسيني)، جوان مسلماني كه در ازاي عبايش قرآن را از پتروس مي خرد و آن را در شب ازدواج خود به همسرش هديه مي دهد. او بلافاصله در برابر وحشي گري هاي سپاه صليبيون قرار مي گيرد و پس از مقاومتي كوتاه به قتل مي رسد.
اپيزود سوم:
يكصد و بيست سال پس از حوادث اپيزود دوم رخ میدهد، داستان مقاومت كاوه (رضا صفايي پور) و فرزندانش را در برابر حمله مغولان روايت مي كند.
اپيزود چهارم : در اپیزود چهارم قرآن دستنويس ميرقباد به مقصد واقعي اش (بارگاه ملكوتي امام هشتم شيعيان و موزه آستان قدس رضوي) میرسد..