رمانتیسم عماد و طوبا 1398
وقتی سرنوشت برای اولین بار عماد و طوبا را روبهروی هم قرار داد، هر دو خوب میدانستند که عشق بیشتر یک مهارت است تا هیجان و تپش قلب و خارش پوست.
وقتی سرنوشت برای اولین بار عماد و طوبا را روبهروی هم قرار داد، هر دو خوب میدانستند که عشق بیشتر یک مهارت است تا هیجان و تپش قلب و خارش پوست.
در این فیلم داستان سه خواهر و یک برادر روایت می شود که با کار و تلاش در شالیزاری که به آنها ارث رسیده، محصولشان را چند برابر می کنند
این سریال اختلافات و رقابتهای شديد و اغراقآميز دو باجناغ را به نمايش درآورده، در عين حال میكوشد مفاهيم مفيد و آموزندهای در مورد دلبستگی به اتومبيل و آثار آن در زندگی را به مخاطبان منتقل كند.
این فیلم داستان مردی است که به دلیل سهل انگاری به زندادن می افتد و مشکلاتی دامنگیر خانواده اش میشود که با ایمان به خئا مشکلاتشان را حل می کنند.
امیرعلی سروان نیروی انتظامی است که در یک کلانتری مشغول به خدمت شده است. او در حین یک ماموریت کاری با دزدی به نام پژمان درگیر شده و طی حادثه ای پژمان به قتل می رسد. پلیس امیرعلی را تبرئه کرده اما وی دچار عذاب وجدان شدیدی می شود…
سرگرد نبوی از ماموران نیروی انتظامی برای متلاشی کردن یک باند قاچاق مواد مخدر، به دستور فرمانده خود در این باند نفوذ میکند تا انجام معامله یک محموله مواد را اطلاع دهد. در حین انجام عملیات، فرمانده در پی یک درگیری شهید میشود. با دستگیری قاچاقچیان، نبوی که در بین آنهاست ادعا میکند که نیروی نفوذی پلیس است، اما کسی از این موضوع اطلاع ندارد…
فیلم خاکستر وضعیت گروهی از افراد در یک اجتماع کوچک در یک ایستگاه راه آهن در سال ۱۳۳۷ می پردازد: بمانی بر اثر مشکلات فرهنگی اقتصادی ایل مجبور می شود از مادرش جدا شود و برای خدمتکاری، به دست پاسبان یک ایستگاه راهآهن که با همسرش زندگی می کند...
در روز عید غدیر خم، پیرزنی که در منزلش به تنهایی زندگی میکند، منتظر فرزندان خود است تا در آن روز، به دیدارش آمده و سری به او بزنند. در این حین، سه دزد جوان، به طمع سرقت یک میراث گرانبها که تصور میکنند به پیرزن رسیده، وارد منزل او شده و پیرزن را به عنوان گروگان به خانه خود میبرند. پیرزن به جای نگرانی و ترس، سعی میکند با خونسردی و آرامش، جای خالی مادر را برای آن سه جوان پر کند. رابطه مهرآمیز و مادرانه پیرزن با سه جوان و جستجوی فرزندان پیرزن برای یافتن او، ماجراهایی را رقم میزند. در پایان، آن سه جوان، تحت تأثیر محبت و منش انسانی پیرزن قرار گرفته و خودشان او را به منزلش برده و به فرزندانش تحویل میدهند.[۱]