تعصب 1396
دختر و پسری جوان که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند اما در آزمایش ازدواج مشخص می شود که نمی شود با هم ازدواج کنند. چون هم خون هستند و خانواده هایشان با این ازدواج مخاف هستند.
دختر و پسری جوان که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند اما در آزمایش ازدواج مشخص می شود که نمی شود با هم ازدواج کنند. چون هم خون هستند و خانواده هایشان با این ازدواج مخاف هستند.
پسر مهندس احمدی در اثر تربیت اشتباه به راه خلاف کشیده می شود .او پس از دستگیری روانه حبس می شود و در زندان کشته می شود . پس از مراسم خاکسپاری مهندس احمدی متوجه تربیت غلط فرزند خود میشود
مجید، مهندس طراحی صنعتی بر خلاف میلش اما بنا بر وصیت پدر که استاد رشته منبت کاری بود عازم اصفهان شده و بعنوان مالک نیمی از کارگاه مشغول به کارمی شود اما حضور عموی وی در مراسم ترحیم و دیدار دوباره با استاد غلامحسین ، دایی مجید ، زخم کهنه گذشته آنها را تازه کرده و فرصت برای قدرت برادر ناتنی و از ارث محروم شده مجید برای انتقام گرفتن مهیا می شود. در دوراهی ماندن و عمل به وصیت پدر در احیای منبت کاری و یا رفتن مجید ، کل تجهیزات و سفارشهای کارگاه به سرقت رفته و انگشت اتهام به سوی مجید که دل در رفتن دارد نشانه می رود. حل معمای سرقت ، مجید و قدرت را کنار هم قرار داده و نقطه آغازی برای آشتی عمو و دایی آنها و اتحاد برای احیای هنر اصیل ایرانی می شود.
بهزاد جوان ۲۱ سالهای است که در یک خانواده متمول زندگی میکند. پدر و مادرش آنقدر در کار خود غرق هستند که توجهی به فرزندان خود ندارند. بهزاد دوستان نابابی دارد و دچار مشکلات حاد میشود. او که از طرف پلیس تحت تعقیب است با پسر نابینایی آشنا میشود و در یک زندگی اجباری با این نوجوان روشندل پی به حقیقت پیرامون خود میبرد. از سوی دیگر پدر و مادر همدیگر را متهم میکنند و خانواده در حال از هم پاشیدن است که حضور پدربزرگ مانع فرو ریختن خانواده میشود.
امیرحسین مدیر یک شرکت پخش دارویی است که متعلق به همایون فرزین میباشد. امیرحسین از کودکی در خانه همایون فرزین بزرگ شدهاست و عاشق آیدا دختر فرزین است. پسر فرزین که از امیرحسین کینه به دل دارد و رابطهاش با پدرش خوب نیست و به کمک دوستانش از شرکت پدرش دزدی میکند که در حین آن امیرحسین سر میرسد و با ضربه دزدان به کما میرود و سعی میکنند جسد او را در مکانی دور از بین ببرند. شواهد و مدارک دزدی علیه امیرحسین گواهی میدهد. اما روح او که اکنون از جسمش جدا شده با حضور در رویاهای آیدا، دختر فرزین و معشوقه خودش سعی میکند آنان را مطلع سازد که در گندمزاری در ۵ کیلومتری بهشت زهرا در حال مرگ است، نهایتاً امیرحسین با کمک روح دختری به نام مینا که در حال زندگی نباتی است، آیدا را از محل جسدش باخبر میسازد و با انتقال به بیمارستان نجات مییابد. در این میان همایون فرزین پدر آیدا نیز بر اثر سکته قلبی میمیرد و روحش آیدا و همسرش را به امیرحسین میسپارد. امیرحسین هم پس از آن که بهبود مییابد نزد والدین مینا رفته و با دادن نشانیهایی از او آنان را قانع میکند که اعضای بدن دخترشان را که خودکشی کردهاست، اهدا کنند.مینا نیز که شاد است به خواب امیرحسین آمده و از او تشکر میکند.
شهاب کیانفر، کارخانهاش در شرف ورشکستگی قرار دارد؛ با این حال تلاش میکند تا با رقابت با پدرخانم متمولش (هرمز)، زندگی پر تجملی را برای همسرش تدارک دیده و با قرض و نزول کردن پول، کارخانهاش را نجات دهد. با وخیمتر شدن اوضاع مالی شهاب، او تصمیم میگیرد تا با طرح یک نقشه و کمک گرفتن از همسر شخصی که پرستاری فرزندش (مانی) را به عهده دارد و به تازگی از زندان آزاد شدهاست، مشکلاتش را حل نماید ان فرد مانی را با یک تبهکار دیگر میدزدند و ان فرد تبهکار پیمان است ومانی را اذیت میکند و از پدرش پول برای آزادی اول میگیرند و...
نرگس و نسرین دو خواهرند که پدرشان را از دست داده و با مادرشان زندگی میکنند. نسرین دختر ناسازگاری است که قصد ازدواج با بهروز را دارد. شوکت پدر بهروز مردی ثروتمند و زورگو است و مخالف ازدواج. بهروز و نسرین در ایران با تمام مشکلات و موانع ازدواج میکنند و با مشکلات بسیاری که شوکت برای آنها ایجاد کرده روبرو میشوند. نرگس که از ابتدا مخالف ازدواج نسرین با بهروز است در مقابل شوکت و خانوادهاش بسیار مقاومت میکند و شوکت نیز برای تلافی، مشکلات زیادی برای نامزد نرگس، احسان ایجاد میکند و به بهانه برقراری روابط تجاری با برادرش بهروز را به خارج از کشور میفرستد. بهروز نسرین را طلاق میدهد و با دخترعمویش در خارج از کشور ازدواج میکند و نسرین به تنهایی دخترش بهار را بزرگ میکند. بعد از چند سال بهروز به ایران برمیگردد و به اصرار خانوادهاش به دیدن نسرین و بهار میرود. شوکت وقتی میفهمد بهروز از دختر عمویش به علت انحرافات اخلاقی وی جدا شده و احتمالاً مبتلا به ایدز است سکته میکند و فلج میشود. بهروز بعد از اطمینان از سلامتی جسمیاش تصمیم به شروع زندگی جدیدی با نسرین میگیرد. نرگس هم با احسان ازدواج میکند و بهروز و نسرین آن آدمهای بی تجربه سابق نیستند.
قصه مجموعه در اواخر دهه پنجاه میگذرد و روایتگر داستان جوانی است که در سالهای دهه پنجاه با گروهی مبارز همراه شده و زندگی پرحادثهای را تجربه میکند…