برچسب مهدی امینی خواه

سوگند 1387

اشكان از طريق نامزدش شيما به محافل اكس كشانده مي شود. اما شيما بر اثر زياده روي در مصرف مواد مخدر جان مي بازد. اين بهانه اي براي آشنايي اشكان با سوگند دانشجوي رشته سينما و سپس ازدواج آن ها مي شود. سوگند كه در پايان نامه دانشگاهش با اعتياد به ستيز برخواسته متوجه اعتياد اشكان مي شود.

شغال 1384

يوسف، ابي و حميد به همراه كتي براي مردي به نام ناصرخان از يك جواهرفروشي سرقت مي كنند. ماهرخ، همسر يوسف، دختري فراري بوده و در خانه پروين زندگي مي كند. يوسف همچنان روابط عاشقانه اي با كتي دارد. ناصرخان از گروه مي خواهد براي قاچاق هرويين به زاهدان بروند. يوسف در بازگشت به جاي هرويين نمك در ماشين ابي مي گذارد و با صحنه سازي به ناصرخان مي گويد كه ابي و حميد مواد را از او ربوده اند. يوسف كيف حاوي مواد مخدر را به كتي مي سپارد. ناصرخان متوجه نقشه يوسف مي شود و به سراغ ماهرخ مي رود و وقتي او محل اختفاي يوسف را لو نمي دهد توسط ناصرخان و افرادش به گروگان گرفته مي شود. يوسف راهي ويلاي ناصرخان مي شود و پس از درگيري با او و عواملش، ماهرخ را نجات مي دهد. ابي نيز در درگيري با دارودسته ناصرخان كشته مي شود. يوسف به سراغ كتي مي رود تا كيف را از او پس بگيرد اما متوجه مي شود كه حميد با كتي است. در درگيري حميد با يوسف، كتي به اشتباه حميد را مي كشد. يوسف كه ناصرخان و عواملش را لو داده به زندان مي افتد و از زندان نامه اي سرشار از اميد به آينده براي ماهرخ كه فرزندشان را به دنيا آورده مي نويسد.

شاخه گلی برای عروس 1383

سلطان علي دل در گرو دختري به نام آزيتا دارد و هدفش ازدواج با او است. سلطان علي در توافقي با منوچهر دايي او، قول داده اگر اين ازدواج سر بگيرد، در عوض زمين هايش را در روستا به منوچهر مي فروشد. از طرفي آزيتا كه دختري ثروتمند است، مردي به نام سعيد را دوست دارد. وقتي كه سلطان علي پي به اين مسأله مي برد به منوچهر اصرار مي كند تا درباره سعيد تحقيق كند و مراسم خواستگاري را به هم بزند. منوچهر پي مي برد كه سعيد قبلاً ازدواج كرده و باعث مرگ فرزندش شده و به لحاظ اخلاقي هم آدم درستي نيست. اصرار منوچهر به خواهرش و آزيتا درباره هويت سعيد سودي ندارد. التبه او به واسطه پول هايي كه سعيد به او مي دهد از او حمايت مي كند. سلطان علي كه پي به اهداف منوچهر برده تصميم مي گيرد خود راز سعيد را پيش آزيتا برملا كند. او به ترفندي پي به زندگي گذشته سعيد مي برد و روزي كه سعيد و همسر قبلي اش در پارك پيش هم نشسته اند و صحبت مي كنند به هواي مصاحبه با خبرنگاري غربي از آن ها فيلم تهيه مي كند. سعيد نيز كه سماجت هاي سلطان علي را مي بيند در صدد است هرچه زودتر آزيتا را به عقد خود درآورد و زمين هاي او را به نام خود كند. سلطان علي فيلم سعيد و همسرش را به آزيتا نشان مي دهد اما منوچهر مي گويد كه اين فيلم ساختگي است و زن از سلطان علي پول گرفته تا نقش بازي كند. آزيتا كه دچار عذاب وجدان شده قبول مي كند تا به عقد سعيد دربيايد و زمين ها را به اسم او كند، اما در لحظه آخر منوچهر و سلطان علي و همسر سابق سعيد مي رسند. آن ها راز سعيد را برملا مي كنند و مراسم عقد به هم مي خورد. سرانجام آزيتا رضايت مي دهد كه با سلطان علي ازدواج كند، در حالي كه منوچهر هم رضايت سلطان علي را براي فروش زمين هايش به او جلب كرده است.

جدا افتاده 1383

دختري روستايي براي آن كه تن به ازدواجي ناخواسته ندهد به تهران مي آيد، اما هوسبازي هاي مردها باعث مي شود تعادل روحي اش را از دست بدهد.

زن بدلی 1385

شادی پارسی خواستگاری آرش سپهری را رد می‌کند تا برای استفاده از بورسیه دانشگاه کمبریج به لندن برود. ده سال بعد...

مامان مهشید 1398

داستان فیلم «مامان مهشید» پیرامون دکتری به نام «اشکان غفوری» را روایت می کند که بعد از مراسم رونمایی از کتابش در خیابان با دختر بچه ای رو به رو می شود و یک جلد از کتاب را به او می دهد. دختر بچه با خواندن کتاب غرق داستان می شود و ...

فیلم زن زیادی (2005)

سیما معلمی تحصیلکرده است که با همسر خود احمد که مردی عیاش و خوش‌گذران است زندگی می‌کند. روزی احمد به سیما می‌گوید باید همسر دوست مرحومش (صبا) را به روستای پدری‌اش و نزد خانواده‌اش ببرد. علیرغم اصرار سیما برای همراهی با او در این سفر احمد به تنهایی به سفر می‌رود. احمد و صبا در میانه راه توسط پلیس دستگیر می‌شوند و سیما مجبور می‌شود که ادعا کند که صبا خواهرزاده اوست و به این ترتیب با آن‌ها همسفر می‌شود. سیما متوجه می‌شود که ارتباطی میان احمد و صبا (که زن جوان و زیبایی است) وجود دارد…