هدیه 1400
دو نوجوان 12ساله به نامهاي امين و بابک لوح عتيقه و جادويي اي را پيدا مي کنند و متوجه مي شوند اين لوح که شبيه تنديس است ، قدرت دارد آرزوهاي آنها را برآورده کند. آنان خواسته هايشان را به زبان مي آورند؛ اما شرط برآورده شدن آنها اين است که امين و بابک مرداني بزرگ باشند؛ بنابراين آن دو آرزو مي کنند بزرگ شوند تا بتوانند خيلي زود پولدار شوند. نقش امين بزرگ را ماني کسراييان بازي مي کند و کيا باباميري نقش بابک را به عهده دارد. امين و بابک پس از بزرگ شدن با مشکلات زيادي روبه رو مي شوند، اولين مشکل آنها اين است که خانواده هايشان آنها را نمي پذيرند و فکر مي کنند فرزندانشان توسط اشخاصي ربوده شده اند. امين و بابک چند شبي را در پارک مي خوابند تا اين که تصميم مي گيرند براي سر و سامان دادن به زندگي خود در يک شرکت مشغول به کار شوند.
با ورود آنها به شرکت که صاحبان آن يک پدر و دختر پولدار هستند، ماجرا شکل ديگري به خود مي گيرد. نقش دختر صاحب شرکت را که الهه نام دارد، الهام حميدي بازي مي کند. امين در سمت حسابدار و بابک به عنوان راننده در شرکت مشغول به کار مي شوند. آنها هر چند از لحاظ ظاهري بزرگ شده اند، اما هنوز افکاري کودکانه در سردارند. عاشق شدن امين باب ديگري را در طول سريال مي گشايد. او که رفته رفته مجذوب الهه شده است ، سعي مي کند توجه او را به خود جلب کند، اما با حضور شخصيتي منفي که نقش او را مهدي اميني خواه به عهده دارد و يکي از عشاق الهه نيز هست ، درگيري هايي بين آنها به وجود مي آيد.
سرگرد صبا مأمور رسیدگی به یک پرونده قاچاق عتیقه و قرصهای روانگردان میشود. او طی تحقیقاتش متوجه میشود فردی به نام فرزاد از هویت جعلی امیر احدی استفاده میکند و امیر احدی همرزم سرگرد صبا در جبهه بوده که در کالیفرنیا زندگی میکند. فرزاد با حیله و فریب امیر را به ایران میکشاند و قصد کشتن وی را دارد تا بتواند یک کتیبه با ارزش را که متعلق به خانواده امیر است از ایران خارج کند. نهایتاً فرزاد در جنوب کشور تعقیب و کشته میشود و کل باند دستگیر میگردند.
داستان “موکب” درباره جانبازی است که با اصرار خواهر و فرماندهاش، راهی پیادهروی اربعین میشود. او و خواهرش در این سفر گم میشوند و به خانهی خانوادهی عرب پناه میبرند. در آنجا، جانباز متوجه میشود که میزبانش همان سرهنگ ارتش عراق در دوران جنگ است.