برچسب مهدی امینی خواه

پنجره 1390

این مجموعه به مشکلات و مسائلی که پیش روی افراد نابغه و خانواده‌های آنهاست می‌پردازد و داستان اصلی آن دربارهٔ یک نابغه ریاضی است. پویا جوان نخبه و المپیادی است که به علت مسایل خانوادگی دچار مشکل می‌شود، وی در این میان با تأثیر از شخصیت‌های اطراف خود و با کمک خانواده، معلم پرورشی مدرسه و همکلاسی‌های خود در مسیر رسیدن به نقطه اوج المپیاد جهانی با مسائل تلخ و شیرین بسیاری مواجه می‌گردد.

سندباد و سارا 1395

داستان فیلم «سندباد و سارا» از جایی شروع می شود که «سندباد» بر اثر یک اتفاق از زمان خودش به زمان حال و سر از ایران در می آورد و در این حال اتفاقات عجیبی برای او رخ می دهد.

برای آخرین بار 1384

داستان این مجموعه دربارهٔ پدرکشی است. در خلاصه داستان این سریال آمده‌است: «حبیب کارگر ساده‌ای است که در یک کارخانه کار می‌کند اما بنا به دلایلی با دستور رئیسش آقای قندی اخراج می‌شود. در بین راه با دختری که به تازگی در کارخانه مشغول به کار شده هم مسیر می‌شود. حبیب به دختر دل می‌بندد و غافل از اینکه او دختر رئیس کارخانه است تا اینکه…»

انتخاب ویژه 1400

یلدا و علیرضا نامزد هستند و درست 48 ساعت قبل از عروسی یلدا با دیدن این که برادر کوچکش نیما را گروگان گرفته اند با دادن پیامک به علیرضا ناپدید می‌شوند. مهدی دوست علیرضا که پلیس است با پیگیری این مسئله و ناپدید شدن یلدا متوجه می‌شود که یک گروه خلافکار که در کار قاچاق مواد و دلار بوده اند به همدستی هرمز پسر عموی یلدا نیما را ربوده اند و با همکارانش نیما و یلدا را نجات می دهد ولی ...

چراغ روشن چراغ خاموش 1387

داستان فیلم به بخشی از زندگی چند جوان می‌پردازد كه هركدام از آنها به نحوی با وقایع داستان پیوند می‌خورند و محوریت موضوع نیز به ایام محرم و اربعین حسینی برمی‌گردد. موضوع محوری فیلمنامه بیان‌كننده تأثیر ایمان و اعتقاد و خصوصا تأثیر ایام سوگواری اباعبدالله(ع) در تحول جوانان است و همین تأثیرات است كه باعث می‌شود شخصیت‌های جوان داستان با انگیزه‌های متفاوت به گونه‌ای تصادفی سرانجام به نقاط مشتركی برسند و ...

کاغذ پرماجرا 1392

داستان «کاغذ پر ماجرا» درباره خانواده ای است که بعد از فوت پدر نقشه گنجی پیدا می کنند. نصف دیگر این نقشه بر روی کتف پدر فوت شده آنها حک شده که همین مسئله باعث بروز مشکلاتی می شود تا اینکه… .

قاب های خالی 1385

داستان قاب‌های خالی دربارهٔ زندگی سه نسل از زنان یک خاندان ایرانی است و به فرهنگ و آداب و رسوم اقوام آذری، گیلکی و نقاط مشترک آنان می‌پردازد. زندگی مارال که سرگرم آماده‌سازی تئاتر جدیدی در کنار نامزدش، فریدون است با ورود نازنین به صحنه کارشان دستخوش ناآرامی می‌شود. مارال نگران است که حضور نازنین در زندگی مشترکش با فریدون نیز تأثیر بگذارد. از طرف دیگر مارال نگران بیماری مادربزرگش، سولماز نیز هست. به همین دلیل از فریدون فرصتی می‌خواهد تا بتواند کمی به ذهنش استراحت بدهد اما فریدون با این پیشنهاد مخالفت می‌کند، اختلاف بین مارال و فریدون باعث نزدیکی بیشتر مارال به سوی مادربزرگش می‌شود، مادربزرگ (سولماز) خاطرات دور و درازش را برای مارال تعریف می‌کند و از زمانی می‌گوید که در دوران کودکی همراه پدر و مادرش برای کار به قفقاز سفر می‌کنند، اما با به قدرت رسیدن بلشویک‌ها بخش عظیمی از ایرانیان مهاجر قفقاز به ایران برمی‌گردند؛ در حالی که در ایران حوادث زیادی منتظر آنهاست در نهایت مادر بزرگ که اولین بازیگر زن ایرانی در تئاتر است دفترچهٔ خاطراتش را در اختیار مارال می‌گذارد خاطرات پر فراز نشیب سولماز (مادر بزرگ) بازگوکننده فضا، احوالات، فرهنگ و آداب و رسوم و حوادث ایران در آن مقطع تاریخی است