بلندترین شب سال 1389
"بلندترین شب سال" داستان رحیم یک پسر روستایی است که به انگیزه شرکت در یک آزمون استخدامی، شب یلدا از تبریز به تهران میآید، تقدیر به گونهای رقم میخورد او شب را در خیابان به صبح برساند و...
"بلندترین شب سال" داستان رحیم یک پسر روستایی است که به انگیزه شرکت در یک آزمون استخدامی، شب یلدا از تبریز به تهران میآید، تقدیر به گونهای رقم میخورد او شب را در خیابان به صبح برساند و...
داستان این اثر در رابطه با یک راننده است که با نیسان آبی کار می کند . او وضع مالی مناسبی ندارد . اما یک اتفاق باعث می شود تا او ثروتمند شود . اما در این بین داستانها و اتفاقات دیگری رخ می دهد که باعث می شود تا مسیر زندگی او به طور کلی دگرگون شود
آرماندو داستان جوان ساده و مهربانی به نام آرمان را روایت میکند که سعی دارد مشکلات خواهرش و فرزندان خواهرش را برطرف کند. اما در این مسیر درگیر مسائلی میشود.
بهادر شفیعی یک لات است که عاشق خانوادهاش است اما هربار یک خرابکاری میکند. پدرش او را از خانه بیرون کرده و در زندان به سر میبرد. او به شرط پابند آزاد میشود و باید تا یک ماه از محدوده مشخص بیرون نرود و هر روز ساعت ۱۲ ظهر خودش را به کلانتری معرفی کند. او عاشق یک خانم دکتر دندانپزشک میشود که در خیابان وقتی عدهای مزاحمش شده بودند، بهادر یک کتک حسابی بهشان زده. او در تلاش است تا خانوادهاش را راضی کند برایش به خواستگاری بروند. او دارای سه خواهر به نامهای بهاره، بهنوش و سوسن است و پدرش حسینآقا در آموزشگاه رانندگی کار میکند و صاحب آبرو و اعتبار هستند. بهادر با کمک داییاش که از لاتهای قدیمی تهران بوده در پی جلب رضایت خانواده قدم برمیدارد.
داستان فیلم پاپوش داستانی جنایی است که درباره قاچاق اشیا عتیقه و خروج آن از ایران توسط قاچاقچیان است . داستان درباره مردی به نام سعید سعادت است که نقش او را بهنام تشکر ایفا می کند . سعید سعادت مامور گمرک است . او مردی با مسئولیت و وظیفه شناس است . اما ناخواسته درگیر ماجرایی می شود . قاچاقچیان اشیا عتیقه تصمیم دارند که چند جنس عتیقه و گران قیمت باستانی را از کشور خارج کنند . این اشیا متعلق به میراث فرهنگی کشور است . برای این کار به سعید سعادت مامور گمرک پیشنهاد می دهند تا با مجوزی اجازه خروج این اشیا را صادر کند . اما سعید قبول نمی کند . بنابراین دست به قتل داماد او می زنند تا برای او پاپوشی درست کنند و او را مجبور به این کار کنند . همچنین قاچاقچیان دختر سعید را می دزدند تا از طریق این کار او را تحت فشار قرار دهند تا به خواسته خود برسند…
مرتضی (شهرام حقیقتدوست) و لیلا (مهراوه شریفینیا) بچهدار نمیشوند و تصمیم میگیرند بچهای را به فرزندی قبول کنند اما بهخاطر سابقهٔ زندان مرتضی، تصمیم میگیرند بچهای را بدزدند و این کار را انجام میدهند ولی در خانه صاحب بچه یادداشتی میگذارند این یادداشت مدرکی میشود تا پدر بچه دنبال آنها بگردد در اخر پس از رخدادهای زیاد آنها بچه را به خانواده اش تحویل میدهند با توصیهٔ مادر بچه (بهاره رهنما) با موسسه رویان آشنا میشود و پس از کشیدن دوره زندان صاحب پنج قلو میشوند.
زنی به نام گیسو برازنده (مهناز افشار) وارد زندگی چند زوج جوان میشود تا آرامش ظاهری زندگی آنان به آشوب کشیده شود و در ادامه گم شدن سگ پگاه (پاپت) در سفر شمال، مشکلاتی میان دو زوج جوان به نامهای سهیل (محمدرضا گلزار) و پگاه (ساره بیات) ایجاد میکند...
آرش (حامد بهداد) و رستا (ساره بیات) ، پس از فراز و نشیب فراوان خانوادههای خود به روز عروسی میرسند اما با پیدا شدن رقیب قدیمی آرش ،مهران معشوقه وعاشق رستا درشب عروسی اتفاقاتی پی دَر پی پدید میآید و ....