محاکمه 1377
این مجموعه تلویزیونی، بازگوکنندهٔ بخشی از تاریخ معاصر ایران است. گروهی که به اجرای قانون و عدالت علاقمند هستند برای برپایی دادگاه محاکمهٔ شهربانی رضاشاه، دچار مشکلات فراوانی میگردند.
این مجموعه تلویزیونی، بازگوکنندهٔ بخشی از تاریخ معاصر ایران است. گروهی که به اجرای قانون و عدالت علاقمند هستند برای برپایی دادگاه محاکمهٔ شهربانی رضاشاه، دچار مشکلات فراوانی میگردند.
سروان محمدی پس از متلاشی کردن باند قاچاق مواد مخدر، در اندوه فوت دخترش روزگار سپری میکند، اما در پی حادثهای درمییابد دخترش زنده است و ریشههای این باند هنوز در ترکیه در حال فعالیت هستند. این امر باعث میشود سروان محمدی به ترکیه سفر کند و …
منوچهر افسری یکی از بازیگران قدیمی سینما درگذشت.
روحانی جوانی به نام رحیم از باب استحباب ماهی یک بار در گورستان شهر، اموات را غسل میدهد در یکی از این روزها او متوجه میشود که یک مرده شباهتی بیبدیل به خودش دارد با ورود پلیس به ماجرا و اندکی تحقیق معلوم میشود که...
شخصي با نام مستعار مسافر كه مظنون به فعاليت در يك سازمان زير زميني است، دستگير مي شود و به بهانه اينكه براي مواجه با يكي از رفقايش بايد به سازمان امنيت برده شود به همراه دو مأمور در جاده سرگردان مي شوند. رفيق مسافر به هنگام فرار به دست مأموران كشته شده و دو مأمور اميدوارند كه كردار و گفتار مسافر، در طول راه، نكات مهمي را برملا سازد. يكي از مأموران كه مي كوشد تا بر مسافر تأثير گذارد، خود از او تأثير مي پذيرد اما در لحظه آخر كه مسافر قصد فرار دارد، با گلوله همان مأمور از پا در مي آيد .
در اواخر سلطنت قاجار مردم روستاها و شهرهاي شمال و جنوب كشور زير فشار قرار مي گيرند تا آذوقه قواي بيگانه را تأمين كنند. در يكي از روستاهاي شمالي يكي از اهالي به نام الهيار ايستادگي مي كند و به وسيله ي قزاق ها دستگير مي شود. سيد مراد، كه مردم به او تأسي مي جويند، براي نجات الهيار مي كوشد. الهيار كشته مي شود. موعظه هاي سيد مراد موجب مي شود گروهي از روستائيان مخالفت خود را زير نظر خليل نامي علني كنند. فرماندهان قزاق كه شورش را زير سر سيد مراد مي بيند دستور دستگيري او را مي دهند. مردم بي حرمتي به سيد را تاب نمي آورند و به قزاق خانه حمله مي برند و در نبرد با قزاق ها پيروز مي شوند.
در جلسه اي در بانكوك تصميم گرفته مي شود كه بيست تن هروئين خالص براي توزيع در دانشگاه، مدارس، كارخانه ها و جبهه هاي جنگ به ايران حمل شود. زن و مرد جواني پس از دستگيري در بازجويي ارتباط خود را با شبكة بين المللي قاچاق و پخش مواد مخدر فاش مي كنند. زن در زندان خودكشي مي كند و مرد اطلاعات خود را دربارة ارتباط پدرش با شبكة قاچاق و پخش مواد مخدر در اختيار بازجو مي گذارد. پليس، راه را بر تريلي حامل مواد مخدر مي بندد. در اتوبان منتهي به پايتخت، رانندة تريلي در درگيري با سردستة گروه، تريلي را به پمپ بنزين مي كوبد و موجب انفجار آن و از بين رفتن مواد مخدر مي شود.
در روزهاي انقلاب مردي زخمي به خانة دختري جوان به نام روجا، كه با مادر نابينايش زندگي مي كند، پناه مي برد. پدر روجا در مبارزه با مأموران حكومت كشته شده است و روجا تصور مي كند كه مرد زخمي قاتل پدرش را از پا در آورده است، اما هنگامي كه در مي يابد مرد زخمي سارقي حرفه اي است و در درگيري با همدستانش زخمي شده خشمگين مي شود. مرد غريبه خانة آن ها را ترك مي كند و در جدال با همدستان سابقش با سرنوشت ديگري رو به رو مي شود، و زماني كه با بدن زخمي به سراغ روجا مي رود خانه را در مرگ او، كه در درگيري خياباني كشته شده، عزادار مي بيند.