برچسب منوچهر افسری

سگ کشی 1379

گلرخ كمالي پس از يك سال دوري به تهران برمي گردد تا نزد همسرش، ناصر معاصر باشد ولي متوجه مي شود كه شريك او جواد مقدم به ناصر كلك زده و با هفتصد ميليون تومان گريخته است و قرار است به خاطر چك ها، ناصر زنداني شود. گلرخ به جبران يك سال دوري از همسرش با طلبكاران تماس مي گيرد و سعي در جلب رضايت آن ها دارد. در اين مسير پيشنهادات، تحقيرها، تهديدها و فجيع ترين اتفاقات را تحمل مي كند تا سرانجام موفق مي شود اما در همين زمان كه تصور مي كند، همه چيز بر وفق مراد است، جواد مقدم به ملاقاتش مي آيد و ماجرايي را خلاف آنچه ناصر معاصر نقل كرده است، شرح مي دهد. گلرخ در مي يابد، ناصر همراه منشي اش، فرشته و همه پول هاي مفقود شده، قصد فرار دارد و در اين مدت او و سايرين فقط يك بازيچه بوده اند. گلرخ، ناصر و فرشته را با جواد مقدم و ديگر طلبكاران تنها مي گذارد.

بدل 1372

صفدر كوكبي در فيلم هاي فارسي به عنوان بدل بازي مي كند و به صفدر استالونه معروف است. اعضاي يك گروه صهيونيست كه رهبري آن به عهده ي يكي از اعضاي موساد است صفدر را به جاي يكي از همكاران فراري خود به نام اردشير سرلك دستگير مي كنند و از او مي خواهند كه ميكروفيلمي را تحويل آنها بدهد. صفدر به كمك شيرين، نامزد سرلك، مي گريزد. صفدر براي ياري رساندن به پليس مي پذيرد كه نقش اردشير سرلك را بازي كند و مأموران را در جريان فعاليت آنها بگذارد. فرخ، برادر شيرين، به دست صهيونيست ها كشته مي شود و صفدر ارتباط خود را با پليس براي شيرين برملا مي كند. سرلك به دست صهيونيست ها گرفتار مي شود و صفدر به جاي او براي تحويل دادن ميكروفيلم به منطقه اي مرزي مي رود. اما او و شيرين لو مي روند و اعضاي گروه تصميم مي گيرند آن دو را به جرم خيانت بسوزانند. با حضور مأموران اعضاي گروه كشته و متفرق مي شوند و صفدر با آويزان شدن به هلي كوپتري كه حامل رهبران گروه است آنها را از پا در مي آورد و هلي كوپتر را سالم به زمين مي نشاند.