کلبه 1387
داستان چهار دانشجو است كه براي انجام تحقيقات راهي غسالخانه اي در جنگل مي شوند. اما در آغاز تحقيقات شب هنگام اتفاقاتي مي افتد كه گويي نبايد به اين سفر مي آمدند.
داستان چهار دانشجو است كه براي انجام تحقيقات راهي غسالخانه اي در جنگل مي شوند. اما در آغاز تحقيقات شب هنگام اتفاقاتي مي افتد كه گويي نبايد به اين سفر مي آمدند.
فیلم قصهای زنانه دارد و در یک شب عروسی و روز بعد از آن روایت میشود که داماد مراسم را ترک کرده است.
قصه فیلم مهمانخانه ماه نو در مورد مادری به نام نوشین با بازی مهناز افشار است که با دختر خود مونا با بازی لاله مرزبان زندگی آرامی دارد، اما سفر مردی ژاپنی به نام تاکشی با بازی ماساتوشی ناگاسه به ایران زندگی آنها را تغییر میدهد.
«چهارانگشت» داستان مردی متصل به بدنه حاکمیت به نام احد فاتحی است که به کمک مدیر برنامه خود نادر ایستاده به بهانه سفر به مکه راهی کامبوج تایلند شده و در آنجا درگیر مشکلاتی می شود.
ایستاده (با بازی جواد عزتی) به کمک احد فاتحی (با بازی امیر جعفری) میآید، تا با گرفتن مراسمی او را برای رفتن به سفر مکه همراهی کند، اما در واقع میخواهند به بهانه سفر زیارتی به تایلند بروند تا مشکل احد را حل کند و در آنجا مشکلاتی برایشان به وجود میآید…
مرد و زن ميانسالي قصد رفتن به خانه سالمندان را دارند اما دست روزگار آنها را مجبور به ادامه زندگي در کنار يکديگر ميکند
دختر پرشوری به نام جانان لابلای صفحات یک کتاب قدیمی یک نامه عاشقانه پیدا میکند. نامهای که روایت عشق تلخ مهرانگیز و علی آیرم است. جانان تصمیم میگیرد که نامه را در صفحه فیسبوکش منتشر کند. مهرانگیز داستان به سراغ جانان میآید تا به کمک او نشانی از عشق قدیمیاش پیدا کند.
بردیا پسربچه ای است که گم شده و پدرش (شهاب حسینی) هراسان در حال دویدن در خیابان است و این مسئله را به پلیس اطلاع میدهد که فرزندش گم شده. این موضوع باعث ورود افراد دیگری به ماجرا میشود و…
فیلم پسرکشی داستان زنی است که عاشق شوهر و بچه هایش است. چهار دختر دارد و از طرف شوهر و مادر شوهرش تحت فشار است که پسری به دنیا آورد. تلاش هایش برای بارداری اثری ندارد و نهایتا به تصمیم شوهرش تن میدهد که او همسر دیگری اختیار کند و از او صاحب پسر شود.
همسر جدید باردار میشود، وضع حمل میکند و خبر میآید که پسری به دنیا آمده است. دنیا بر سر زن و دخترها و مادر بزرگشان خراب میشود. سوگلی تازه از راه رسیده هم دل شوهر را حسابی زود برده است و هم پسری به دنیا آورده است، از ابتدا هم که خود شوهر مانع دوستی میان هووها شد و بدین شکل آتش کینه شعله ور و شعله ورتر شد.
مادر زن با سوزنی در دست به سراغ فرزند تازه به دنیا آمده میرود و آن را به سر نوزاد فرو میکند. مرد، زنش را طلاق میدهد و بچه هایش را رها میکند. بدین شکل به حدود ۳۰ سال بعد میآییم و زن را با پسری جوان میبینیم. پسری که شغل مناسبی در ادارهی میراث فرهنگی دارد و با مادرش زندگی میکند.
با ورود دختری به زندگی پسر و پیدا شدن دو اسکلت در یکی از پروژههای پسر همه چیز به هم میخورد. دختر پا به خانهی مادر و پسر میگذارد و دور از چشم پسر پیر زن را آزار میدهد تا جایی که کار پیر زن به بیمارستان میکشد و پسر به دنبال شکایت از دختر میرود و در این راه قصهی واقعی زندگی خودش را نیز از خواهرش میشنود.