یادگار جنوب 1401
داستان فیلم دربارهٔ عشق یک دختر و پسر و ازدواج آنها در حالی که دختر در کما است و ازدواج آنها باعث میشود شرایط پیچیدهای رخ دهد.
داستان فیلم دربارهٔ عشق یک دختر و پسر و ازدواج آنها در حالی که دختر در کما است و ازدواج آنها باعث میشود شرایط پیچیدهای رخ دهد.
آتیه و مادرش از تهران به خانهی رسولخان در روستا میروند. کامران، پسر رسولخان در راه آنها را دیده و وقتی در بالکن عمارت میبیندشان گل از گلش میشکفد و همانجا داستانش با آتیه شروع میشود.
«آهو» حکایت انزوای خودخواسته دختری است که آرزوهایش را بربادرفته میبیند اما هنوز امیدش را از دست نداده....
این فیلم روایتگر داستان زن و شوهری است که سالها پیش دانشجوی تئاتر بودند و با هم ازدواج میکنند و در یک کافی شاپ مشغول به کار میشوند، اما بر حسب اتفاق یکی از همکاران آنها گم میشود. قهرمان قصه به بهانه یافتن او به دنبال خود نیز در گذشته میگردد و سعی میکند از یک بحران خارج شود.
هشت مسافر پیش از طلوع آفتاب، شهداد را به مقصد کرمان ترک میکنند. میان راه اتفاقی آنها را از رفتن بازمیدارد...
یک زندانی به نام احمد که تنها پنج روز فرصت دارد جواب چند معما را پیدا کند تا بتواند زنده بماند، بخشی از اتفاقها در گذشته رخ داده که بدون روشن شدن آنها برای مشکلهای امروز جوابی پیدا نخواهد کرد احمد اگر موفق نشود روز ششم کشته میشود.
داستان این فیلم درباره خانواده ای از قشر مرفه شهری میباشد که روز تولد مادر خانواده، میمنت، مصادف با ۱۴ تیر، با ماجراهایی غیرمنتظره و رازهایی مدفون روبهرو میشود. ماهرخ، دختر جوان خانواده، پس از دو ماه سفر به ارمنستان به خانه بازمیگردد و با خود خبرهایی عجیب میآورد.
این فیلم نُه روز از زندگی خواننده جوانی را به تصویر می کشد که متفاوت ترین روزهای عمر او به حساب می آید.