برچسب ملاصدرا صدرالمتألهین

پادزهر «پوپولیسم» و «بحران اخلاق» در دستان ملاصدرا / دعوت صدرالمتالهین به عقلانیت،خردورزی و اخلاق/ شالوده‌شکنی از قدرت بر مدار زور

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا در سید حسین امامی در مقدمه گفت و گوی خود با دکتر قاسم پورحسن نوشت: یکی از فلاسفه و حکمای ایرانی که نمی‌توان از کنار جایگاه، نام و آثار او به‌راحتی گذشت، صدرالمتألهین و صدرالحکما، ملاصدرای شیرازی است. اول خردادماه هر سال نیز به نام ملاصدرا نام‌گذاری شده است. در گفت‌وگوی پیشِ رو، با یکی از پژوهشگران و استادان نام‌آشنای فلسفه در کشورمان، قاسم پورحسن، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و نویسنده و پژوهشگر شناخته‌شده حوزه فلسفه، درباره ملاصدرا صحبت می‌کنیم.

محقق داماد و روایت طرد فیلسوف مسلمان/ گرفتاری انسان در جادوی «لایک‌ها و اصالت برند» / کالبدشکافی یک ابهام تاریخی در شاهکار فلسفی صدرالمتألهین

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین‌واندیشه ایبنا، آیین بزرگداشت حکیم ملاصدرای شیرازی با عنوان «بازخوانی حکمت صدرایی در جهان امروز»، به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، شنبه دوم خردادماه ۱۴۰۵ در فضای مجازی برگزار شد.

از هایدگر تا شیخ‌بهایی؛ فراروی نظریه «ارتباطات صدرایی» بر نظریه‌های غربی و معماری اصفهان / ملاصدرا کلید حل بحران‌های فرهنگی جهان اسلام می‌شود؟

گروه اندیشه: گزارش حاضر با تکیه بر پروژه‌ها و نشست‌های پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، به بازخوانی کارکردی و تمدنی اندیشه ملاصدرا در جامعه امروز می‌پردازد. محور اصلی مطلب، عبور از فلسفه انتزاعی و تجلی «حکمت متعالیه» به‌مثابه یک روش زندگی است؛ امری که از طریق بنای الگوی گفت‌وگوی میان‌فرهنگی با هایدگر، تبیین ریشه‌های فلسفی معماری صفوی، مواجهه با بحران‌های فرهنگی جهان اسلام و در نهایت، پردازش مدل اختصاصی «ارتباطات صدرایی» و فرانظریه‌ورزی تطبیقی برای مهار ضد ارتباط‌ها صورت می‌گیرد. این پژوهشگاه در مقدمه گزارش خود آورده است:«ملاصدرا (محمد بن ابراهیم قوامی شیرازی ملقب به صدرالمتألهین ) صدرالدین محمد (متولد ۹۸۰ هجری قمری) در علوم متعارف زمانه خویش به‌ویژه در فلسفه اشراق، مکتب مشاء، کلام، عرفان و تفسیر قرآن دارای مهارت بود و او توانست آثار فلسفی متفکرانی چون سقراط و فلاسفه‌ی دیگر همچون افلاطون، ارسطو و شاگردانش و نیز دانشمندانی چون ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسی را بررسی دقیق کند و موارد ضعف آنها را بازشناسد. امروز مهم‌ترین کتاب برجای مانده از ملاصدرا «حکمت متعالیه» است که در کنار دیگر آثارش برای علاقه‌مندان به مطالعه در حوزه فلسفه و علوم انسانی، خواندنی و در دسترس است.پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات (فها) نیز به‌واسطه وسعت فکر و نگاه عمیقی که ملاصدرا در طول زندگانی بیش از ۷ دهه‌ای خود داشت، همواره در آثار و نشست‌های مختلف به‌شکل مستقیم و غیرمستقیم به ایشان پرداخته است. در گزارش پیش‌رو نگاهی انداختیم به بعضی از آثاری و نشست‌ها که در پژوهشگاه فها به‌طور مستقیم به نظریات ملاصدرا مربوط هستند.» در ادامه این گزارش را می خوانید: 

زندگی آفرینی در مرگ اندیشی مولانا و ملاصدرا / ضرورت مرگ از نگاه مولانا / گذری باشکوه به سوی کمال هستی

  به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ایبنا در مقدمه گفت و گوی خود با مهدی پرپینچی مولوی پژوه قزوینی نوشته است: «اندیشه‌های مولوی همواره به عنوان منبعی بی‌بدیل از حکمت و معرفت شناخته شده است؛ خصیصه‌ای که شاید در میان شاعران جهان نظیر نداشته باشد. در مصاحبه با مهدی پرپینچی مولوی‌ پژوه قزوینی موضوع «مرگ» را سوژه‌ اصلی قرار داده‌ایم تا از دریچه‌ نگاهِ عمیق و حکمت‌آمیز مولوی، به واکاوی این پدیده بپردازیم. از این مولوی پژوه دو کتاب «مبارزه با نقس از زبان مولوی» و «مرگ از نگاه مولوی» منتشر شده است.» مهدی پرپینچی در این گفت و گو به تبیین عمیق، روان‌شناختی و عرفانی پدیده «مرگ‌انتخابی و اجباری» از منظر مولانا پرداخته و پیوند دیالکتیکی میان مرگ و زندگی را واکاوی می‌کند. در پارادایم مولوی، شناخت زندگی بدون درک مرگ ناممکن است. متن ابتدا با نقل اسطوره‌شناختی خلقت انسان بر اساس تفاسیر کهن، چرایی انتخاب عزرائیل به عنوان قابض‌الارواح و سازوکار بیماری‌ها به عنوان اسباب و علائم هشداردهنده را تشریح کرده و سپس به فلسفه ضرورت مرگ می‌پردازد؛ ضرورتی که نبود آن، جهان را به رنج‌کده‌ای بی‌ارزش، متوقف و عاری از عدالت تبدیل می‌کرد. برخلاف تصور عمومی، مرگ‌اندیشی صدرایی و مولوی منجر به رخوت و افسردگی نمی‌شود، بلکه پویایی‌آفرین است. مولانا با مهندسی دقیق مفهوم «غفلت»، آن را به دو بخش ممدوح (فراموشیِ لازم برای بقای انگیزه حیات و مهار فرسودگی داغ‌ها) و مذموم (بطالت و فراموشی افراطی معاد) تقسیم می‌کند. تفاوت در مواجهه با مرگ، ناشی از هویت و آگاهی انسان‌هاست؛ هراس از مرگ، در واقع فرار انسان از باطن زشت خویشتن است که در آینه مرگ منعکس می‌شود. متن با مرزبندی قاطع میان استقبال عرفانی از مرگ (بازگشت اختیاری به اصل و نیستان حیات با بال عشق و بصیرت) و مرگ‌طلبی پوچ‌گرایان (خودکشی ناشی از ناتوانی در حل مشکلات)، راه درمان نیهلیسم را ایمان و مثبت‌ندیشی می‌داند. در نهایت، با ترسیم جهان آخرت به عنوان «سرای بقا و جاودانگی مبرّا از تضاد»، شهادت به عنوان ارزشمندترین فرجام و رهایی روح (مجنون) از چنگال جسم (تن) معرفی می‌شود.