انشا در مورد رودخانه + انشا در مورد گذر رودخانه با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری
منبع : مجله تاپ نازبرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
منبع : مجله تاپ نازبرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
منبع : مجله تاپ نازبرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
منبع : مجله تاپ نازبرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
مقدمه :
روزی که علی در خیبر بر داشت و جهانیان مبهوت شدند، تاریخ دوباره حسرت کشید و با خود گفت کاش پیش از این ها تاریخ وجود نداشت و من با دست علی رونمایی شوم. روزی که علی در کنار پیامبر رکاب می زد و از او محافظت می کرد، دین مبین اسلام به خودش بالید که چنین رهبر و پیشرویی دارد.
نوجوانی پر شور ترین دوران زندگی هر کدام از ما می باشد، دورانی که در آن باید مهارت ها و آمادگی های لازم برای یک زندگی سالم را کسب کنیم و این با کمک جامعه و خانواده ممکن می شود.
محل زندگی من همان جایی است که من در سنین کودکی همراه مادر در کوچه باغ های خاکی و گندم زارها می دویدم و باد موهای طلایی مرا پریشان می کرد. محل زندگی من خاستگاهش بهار است و شادی و سلامتی، هر صبح با صدای گنجشک و پرندگان از خواب بیدار می شوم و حالم خوب می شود. من با دیدن آسمان صاف و بی دود محل زندگی خودم دانستم که خبری از دود و سر و صدا و فریاد ماشین های فرسوده و قدیمی نیست و همه درختان در خوبی و خوشی سرسبزند.
دوستم میگوید پدرش بـه آسمان ها رفته اسـت و مـن هر وقت بـه ستاره ها نگاه میکنم با خودم میگویم هر ستاره حتماً پدری اسـت کـه بـه آسمان پرواز کرده اسـت. پدر عزیزم! از اینکـه هستی ممنونم و دستانت را می بوسم. امشب دراین دنیای بزرگ فقط یک آرزو دارم، اینکـه خداوند بابای خوبم را سال های سال سلامت نگه دارد و دستم همیشه در دستان قوی او جای داشته باشد.