مجموعه انشا در مورد درخت را در این بخش آماده کرده ایم. این انشاهای کوتاه و بلند ویژه پایه تحصیلی کودک و نوجوان است و امیدواریم انشا با موضوع درخت مورد توجه شما قرار گرفته باشد.
برای پایه تحصیلی : کودکان- نوجوانان
مقدمه :
برای پایه تحصیلی : کودکان -ساده
مقدمه :
برای پایه تحصیلی : نوجوانان
مقدمه :
من در این انشا میخواهم خودم را به جای یک درخت بگذارم و از زبان او حرف بزنم و درد دل کنم تا به دوستان خودم بگویم باید با درخت مهربان باشند. پس انشای خود را اینطور آغاز میکنم :سلام بچههای نازنین. من یک درخت هستم. من دوست شما بچهها هستم. وقتی هنوز یک دانه کوچولو بودم یک پدر مهربان به همراه کودکش به اینجا آمدند. آنها مرا خیلی آرام در خاک گذاشتند و کاشتند. بعد به من آب دادند. علفهای هرز اطراف مرا چیدند تا من خوب نور و غذا بخورم. کمکم من با خجالت سرم را از خاک بیرون آوردم. بعد دیدم دنیا خیلی قشنگ است و پر از سبزه و گل و چمن و درختهای بزرگ است. وقتی من هنوز کوچولو بودم، پسر کوچولو و پدر مهربان او خیلی حواسشان به من بود. آنها هر وقت تشنه بودم به من آب میداند. به به چه آب خنکی و هر چند وقت یک بار به خاک من کود میدادند تا من غذای خوشمزه برای خوردن پیدا کنم. آنها اگر کنار من علفهای هرز بدجنس رشد میکرد میچیدند.
کم کم من بزرگ شدم. ساقهام اول سبز کمرنگ بود بعد سبز پررنگ شد بعد کمکم ساقهام تبدیل به یک چوب ضخیم شد. اول فقط یک دانه برگ داشتم. بعد یک عالمه برگ در آوردم. قدم هی بلند و بلندتر شد. پسر کوچولو هم با من بزرگ و بزگتر شد ولی قد من از او بلند تر بود. به خاطر همین هر وقت پسر کوچولو خسته میشد میآمد و به من تکیه میکرد. من خیلی قوی هستم. دوست دارم وقتی کسی خسته بود به من تکیه کند. وقتی کسی میخواهد زیر برگها و شاخههای من استراحت کند من برگهایم را باز میکنم تا نور به چشمش نخورد و سایه باشد و او راحت بخوابد.
بچهها من در فصل تابستان میوههای خوب و لذیذی تولید میکنم، به به چه میوههای شیرینی. بعد بچهها میآیند و میوهها را میخورند و میخندند. من خیلی دوست دارم به آدمها کمک کنم و آنها را بخندانم.
ولی بعضی وقتها آدمها من را اذیت میکنند. مثلا یک چیز تیز پیدا میکنند و اسم خودشان را روی پوست من میکنند. آخ آخ من خیلی دردم میآید. بعضی وقتها که هوا سرد است آدم بزرگها شاخههای مرا میشکنند و میسوزانند تا گرم شوند. ولی کار بدی میکنند و نباید من را اذیت کنند. چون من بچهها و حتی آدم بزرگها را خیلی دوست دارم. دوست دارم آنها بخندند، خوشحال باشند. دوست دارم هوا را تمیز کنم تا آنها راحت نفس بکشند. دوست دارم به آنها میوه خوشمزه بدهم. دوست دارم به آنها سایه بدهم تا استراحت کنند. بچههای خوب، با من مهربان باشید من دوست شما هستم.
از این انشا نتیجه میگیریم درخت دوست ماست و خیلی به ما کمک میکند و ما نباید درختها را اذیت بکنیم و باید در روز درختکاری درخت بکاریم تا بزرگ بشود و سایه و میوه بدهد. این بود انشای من.
وقتی دنبال نشانهای از عظمت خداوند باشی به هر گوشه که نگاه کنی، نشانهای خواهی یافت. به راستی که چه آیت و نشانهای بهتر از دیدن زیباییهای لطیف یک برگ میتوان یافت؟ و درختانی که هرکدام آرام و مغرور ریشههای خود را نمنم در خاکی استوار کردهاند به امید روزی که تکیهگاه خستگی ما باشند. به امید روزی که سایهشان پناه ما از گرمای آفتاب باشد.
درخت یکی از زیباترین مظاهر خلقت و جلوهای از تجلیلات آفریدگار عالم است، که از دانهای متولد میشود. دانهای که زیر خروارها خاک جوانه میزند و خود را از بین سنگها بیرون میآورد و با آب و نور و آفتاب جان میگیرد. زمین همچون مادری مهربان و دلسوز دانهها را در آغوش گرم خود رشد میدهد تا بزرگ و تنومند شوند.
جوانهها به ساقههای کوچکی تبدیل میشوند که اندک اندک رشد کرده و شاخ و برگ میدهند. شاخ و برگها محل مناسبی برای زندگی پرندههاست. گاهی آنها همبازی جوجه گنجیشکها میشوند و گاهی هم محل آواز خواندن آنها تا در کنار برگها سرود خوشبختی را بخوانند. شاخ و برگها دوباره جوانه میزنند و بزرگ و بزرگتر میشوند و بدین ترتیب بعد از چند سال به درختی بزرگ و تنومند تبدیل میگردد.
درختان در جهان هستی بسیار متنوع و گوناگون هستند در رنگها، پوستها، شاخهها، میوهها، برگها و شکلهای مختلف. اگر برگ درختان را نوازش کرده باشید متوجه تفاوتها و شباهتهایشان شدهایدکه بضی از آ نها زبر و بعضی نرم و لطیف و برخی دیگر مخملی، نازک، ضخیم، جذاب و چشمگیر هستند. درختان به منزله ریههای یک شهر هستند که نقش مهمی در سلامت افراد جامعه ایفا میکنند. آنها هوای آلوده را با ششهایشان تنفس میکنند و به بجای آن اکسیژن را برای ما و موجودات دیگر تأمین میکنند. تهیه کاغذ از چوب درختان و تولید میوه از فایدههای دیگرشان محسوب میشود.
دانشمندان هر روز به رازی ظریف و ظریفتر از درختان پی میبرند و من همچنان بی هیچ چشمداشتی تنها تشنه نگاه کردنم، تشنهام و هرگز سیراب نمیشوم از نگاه کردن به ظرافتی که نقاش هستی تکتک رگبرگهای درخت را کشیده است. از رنگآمیزی زیبای برگهایی که هر درخت چون یک تابلوی نقاشی بینقص در برابر دیدگان ما به نمایش میگذارد. سیر نمیشوم از نفس کشیدن وقتی کنار درخت هستم. سیر نمیشوم از خواب وقتی زیر سایه درخت به خواب رفته باشم. سیر نمیشوم از نورهای باریک بازیگوشی که راهشان را از میان برگهای درخت پیدا کردهاند. سیر نمیشوم از آموختن از درخت صبور مهربان، آموزگار خستگی ناپذیر عشق بخشش عشق بیمنت، آرام، مغرور …و هرگز سیر نخواهم شد از نفس کشیدن در هوای الحمدلله که سپاس شایسته خداییست که درخت را آفرید.
سال هاست که این باغچه ی کوچک خانه ی من است و اکنون دیگر شاخه هایم چنان قد کشیده اند که می توانم از یک طرفم که پنجره قرار دارد منظره ی درون اتاق را و از طرف دیگر کوچه و خیابان را ببینم.
اکنون دیگر باد سرد پاییزی تمام برگ هایم را از شاخه ها جدا کرده و در باغچه و کف حیاط ریخته است و آن میوه های نارنجی رنگم را نیز مرد خانه چیده و من خالی از برگ و میوه هستم.
درخت یکی از آیه های شگفت انگیز و مظاهر عظمت پروردگار است و تفکر در خلقت و دوره زندگی اش چیزهای زیادی به ما یاد می دهد.
درس صبر را … که در روزهای سرد زمستانی تنها رویایش بهاری سرسبز است و لحظه ای به این رویا شک نمی کند و منتظر می ماند.
هر درخت، بر مبنای سرنوشت و طرح مقدرش، همان گونه که در دانه اش مستتر است، براساس همان برنامه، رشد می کند و به یکتایی حقیقی خویش می رسند. درختان نیازمند مراقبتند و هر زخم آنها را باید تیمار کرد؛ پس یادمان باشد که قلب های خون چکان عاشق را!! در گوشه ای دیگر ثبت کنیم نه بر تنه درختان و ابتدای حروف نام هایمان را با جمع و تفریق به دفاترمان انتقال دهیم و دوستی هایمان را با احترام در ژرفنای روابطمان بجوییم و بدانیم که ما جزئی از همین طبیعتیم و حکایت تافته جدابافته زیاد باورمان نشود.
باشد تا فروتنی را از درخت بیاموزیم که چون بارش افزونتر شود بر تواضع او افزوده می شود.
تسلیم را از او فراگیریم که چون مقدر شد«سیب» شود دلش هوای انگور شدن نمی کند.
بخشش را از او فرا گیریم که سایه و میوه اش را بی پرسش و بی منت بر همگان روا می دارد تا آنجا که رابیند رانات تاگور می گوید: «تبر هیزم شکن، از درخت دسته ای برای خود خواست، درخت داد.
مقدمه: گرمای تابستان را که حس می کنم ،خیلی سریع به دنبال یک درخت می گردم، خود را در زیر سایه اش خنک می شوم و با خوشحالی می گویم خدایا شکرت که این درخت اینجا بود و من خنک شدم. چه قدر این درختان بی ادعا هستند و هیچ کس از سایه آنها بی نصیب نمی شود.
چه برگ هایی که در بالاترین مکان قرار دارند، دستم به آنها نمی رسد. چه قدر این برگها غرور دارند. چه قدر به نور و خورشید نزدیک هستند. وقتی باران می بارد این برگها رقص نور دارند و چه عاشقانه در حوالی هم می رقصند. درخت تنومندی را که یاد دارم خاطرات اجدادم را هم را لای برگهایش جای داده است.
درخت یکی از زیباترین مظاهر خلقت و جلوه ای از تجلیات آفریدگار عالم است.
درخت نماد آبادانی و شاخص سبزی و خرمی و مظهر زندگی و باعث تلطیف هوا و موجب آسایش و رفاه مردم و صفا و پاکی طبیعت می باشد.
در دین مقدس اسلام، بنابر آیات و روایات و سیره معصومین(ع) می توانیم به نقش و اهمیت این نعمت و موهبت عظیم پروردگار عالم پی ببریم.
بر اساس آیات قرآن، یکی از مواهب و نعمت های خداوند در آخرت و یکی از ویژگی های بهشت که در آیات کریمه و روایات شریفه بارها به آن اشاره شده است، درخت می باشد:« در بهشت باغ هایی وجود دارد که از زیر درختانش نهرها جاریست».
در میان این درختان بهشتی، درختان میوه نیز وجود دارد، میوه هایی که به تعبیر قرآن « و فاکهه مما یتخیرون » است.
بسیاری از پیامبران و امامان معصوم (ع) ما کشاورز و باغدار بودند و خود با دست خود به کاشت و برداشت درختان اقدام می کردند و به این وسیله در عمران و آبادانی زمینی که خداوند به آن امر فرموده، اهتمام می ورزیدند، مثلاً حضرت علی(ع) چندین نخلستان را با دست مبارک خود احداث کرد و یا امام محمد باقر (ع) در کاشت درختان و کشت و زراعت حتی در گرمای تابستان، کوتاهی نمی فرمود.
پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) نیز علاوه بر دامداری و تجارت، به کشت درختان و زراعت اقدام می فرمود و در حفظ درختان، حتی در جنگ با دشمنان و اشغال سرزمین آنها، به سربازان اسلام تاکید می فرمود.
در اهمیت درخت و درختکاری همین بس که در روایتی معتبر از یکی معصومین (ع) منقول است که: «حتی اگر دیدید قیامت بر پا شد و شما مشغول کاشتن درختی بودید، ازاین عمل نیک خود دست برندارید». و این نشانگر تاکید و توصیه اولیای اسلام به حفظ و حراست از درختان و اهمیت درختکاری است. گرچه متاسفانه با پیشرفت تکنولوژی، تخریب جنگل ها و نابودی درختان رو به افزایش است، اما جای خوشبختی است که بشر امروز به این عمل زشت خود اقرار دارد و سازمان هایی را برای حفظ و حراست و گسترش پارک ها و ازدیاد درختان به وجود آورده است.
در کشور ما نیز در حفظ و حراست درختان و جنگل ها کوشش های چشمگیری انجام گرفته، از جمله هر ساله 15 تا 22 اسفند ماه به عنوان هفته درخت و درختکاری اعلام شده و مردم و دولت به انجام این امر مهم مبادرت می ورزند
