دو قطبی های ایران چگونه شکل گرفته اند؟ / تبدیل شرایط ناعادلانه به بی عدالتی و ستم با فقر
گروه اندیشه: دکتر اعظم فرح بیجاری عضو هیئت مدیرۀ انجمن روان شناسی اجتماعی در مقاله ای که در خبرنامه انجمن روانشناسی اجتماعی پاییز ۱۴۰۴ منتشر شده، به واقعیت نابرابری می پردازد. از نظر فرحبیجاری، واقعیت نابرابری، لزوماً آن چیزی نیست که در آمارها میبینیم. پژوهشهای جدید نشان میدهد «ادراک نابرابری»، نه بر اساس شاخصهایی چون ضریب جینی، که بر اساس محرک اصلی رفتارهای سیاسی و اجتماعی قابل سنجش است. او در ادامه مدل پنجمرحلهای فیلیپس را برای فهم نابرابری ارائه می دهد. از نظر فرح بیجاری، فرآیند فلیپس از مشاهده نشانهها آغاز شده و با عبور از فیلترهای ذهنی و انگیزشی، به قضاوت نهایی میرسد. در این میان، «باور به جهان عادلانه» (BJW) نقشی کلیدی دارد؛ جایی که افراد با تکیه بر این باور، نابرابری را یا به عنوان «شایستهسالاری» توجیه میکنند و یا به مثابه «بیعدالتی ساختاری» میبینند. او تاکید می کند که ادراک شدید بیعدالتی، حتی در جوامع نسبتاً برابر، منجر به تخریب اعتماد اجتماعی، افزایش خشم سیاسی و قطبیسازی میشود. برخلاف تصور، سیاستگذاران باید فراتر از اعداد، بر مدیریت «تصویر ذهنی» نابرابری از طریق شفافیت و مبارزه با فساد تمرکز کنند، زیرا نابرابری ادراکشده، موتور محرک فروپاشی انسجام اجتماعی و ناآرامیهای ساختاری است. این مطلب را در ادامه می خوانید:
