برچسب مشکلات زناشویی

وقتی سر زده وارد اتاق خواب خانه ام شدم، خشکم زد

شرایط عجیب زندگی من به گونه ای رقم خورد که مدرک پایان تحصیلات دانشگاهی و حکم طلاق را در یک روز دریافت کردم. چرا که موضوعات و مشکلات جزئی خانوادگی، آرام آرام به کینه های عمیقی تبدیل شد که دیگر تنها طلاق می توانست به این مشکلات پایان دهد و از طرفی همه امیدها و آرزوهایم را به نابودی بکشاند.

مچ شوهرم را با زن جوان گرفتم

حرکات و رفتارش مشکوک به نظر می رسید و بالاخره پس از آن که به او گیر دادم و تهدیدش کردم اگر واقعیت را نگوید از پدر و مادرم کمک خواهم خواست، برایم تعریف کرد که با زنی جوان رابطه دارد و او را به عقد موقت خود درآورده است.

برای انتقام از شوهر بی معرفتم تا لبه پرتگاه رفتم

نزدیک بود دستی دستی خودم را بدبخت و فلک زده کنم. درست از لبه پرتگاه بدبختی برگشتم و شاید بهترین تصمیم این بود که به مشاور مراجعه کردم. من به اجبار و اصرار پدرم ازدواج کردم. او می گفت خانواده ای اسم و رسم دار هستند و پسرشان هم مثل پدر و پدر بزرگش سنگین و کم حرف است.