پرچمهای بارانخورده
نماز مغرب و عشا را در مسجدِ نزدیک به قطعههای تازه میخوانم؛ همان جایی که احتمالا تا چند وقتِ دیگر، برای توسعه گلستان شهدا تخریب میشود. باران میبارد و تمام مدتی که توی مسجد هستم، صدای شرشرِ باران از ناودانِ مسجد به گوش میرسد.
