برچسب مسجد

کسی می‌آید…

پیرمرد به درخت تکیه داد و نفس بلندی کشید و به کیسه نایلونی نگاه کرد؛ یک بسته چای، یک کیسه قند، گل محمدی،چند شیشه گلاب‌ و سه کیلو شکلات .

مسجد طراز؛ ویترینی برای همه سلیقه‌ها

در زمانه‌ای که ماهواره و شبکه‌های اینترنتی و فضای مجازی بیست‌وچهار ساعته مشغول کار هستند، مسجد برای رقابت با چنین رقبای سرسختی نمی‌تواند فقط به بازماندن چندساعته در روز اکتفا کند. اگر قرار باشد در کارزار جنگ نرم مسجد جایگاه مرجع و پایگاه فرماندهی و تربیت نیروی انسانی خود را حفظ کند، باید به‌صورت شبانه‌روزی باز و در دسترس باشد.

هویت مساجد را احیا کنیم

وقتی نیاز جوان و نوجوان برای تفریح و بازی و ورزش و سرگرمی از طریق مسجد حل شود، دیگر برای آوردن این نوجوان به مسجد و هیئت و پای منبر تلاش زیادی لازم نیست.

دخترها، فرشته هم نام دارند

نگاهش کردم، تیز دوید سمت اتاق‌خواب، روسری بابونه را روی سرش کشیده بود. پایش خورد به لبه سنگی پله جلوی سالن. خم شد و داد زد و یک‌دستی چسبید به پایش. اما انگشت سبابه‌اش را از روی روسری که زیر گلو جمع کرده بود برنداشت. لنگ‌لنگان رفت سمت آینه. خودش را نگاه کرد. چند باری گوشه‌های روسری را پایین بالا کرد.