برچسب مریم کاویانی

ویلای من 1391

داستان ویلای من دربارهٔ پیرمردی ۹۰ ساله و پولدار (آقای مشکات) است که قرار است به‌زودی فوت کند. وی هرگز ازدواج نکرده و فرزندی ندارد. او فقط چند برادر دارد که همهٔ آن‌ها فوت کرده‌اند. وکیل درستکار وی (نگین معتضدی) به دنبال وراث واقعی او می‌باشد که به‌طور اتفاقی ارسلان (مهران مدیری) و هدایت (سیامک انصاری) که در یک رستوران کار می‌کنند متوجه این ماجرامی‌شوند و تصمیم می‌گیرند که خود را به عنوان برادر زاده مشکات معرفی کنند. ارسلان فردی باهوش و خلاف کار با سابقه است و هدایت نیز سابقه زندان دارد و در جعل مدرک استاد است.

کیلومتر 14 1387

سعيد سرخورده بخاطر پشيمانی از خلاف‌های گذشته‌اش به همراه دايی پير خود به مرقد امام(ره) می‌رود. دايی قرار است در مرقد امام(ره) به كاروانی كه پس از برگزاری مراسم سالروز ارتحال امام(ره) راهی كربلاست، بپيوندد. سعيد طی ماجراهايی با افرادی روبه‌رو می‌شود كه هر كدام از جايی برای برپايی اين مراسم آمده‌اند. حضور در كنار آن‌ها آغاز مسيری تازه در زندگی اوست.

به جا مانده 1387

داستان این فیلم درباره جوان ثروتمندی به نام رامین است که در یک سانحه همسرش رو از دست می دهد و فقط دخترش زنده می ماند. رامین بعد از مدتی دوباره ازدواج می کند. یک روز رامین کارگزار مرگ را می بیند و بعد از کلی عجز و لابه ۲۴ ساعت فرصت گرفته تا ...

او یک فرشته بود 1384

موضوع داستان بدین ترتیب است که بهزاد طی ماجرایی با زنی تصادف می‌کند و او را به خانه می‌آورد. به تدریج حرکات عجیبی از این زن که فرشته نام دارد، سر می‌زند و از سوی دیگری در قالب مردی به نام سرابی سعی در سردرگم نمودن بهزاد دارد. نهایتاً فرشته موجب می‌شود که بهزاد و همسرش رعنا تا پای طلاق بروند و حتی به بهزاد پیشنهاد ازدواج می‌دهد، اما پس از مدتی بهزاد با توجه به رهنمودهای روحانی محل و سخنان فرزندانش متوجه می‌شود که فرشته، شیطان (ابلیس) است و پسرش را در حالی که فرشته قصد کشتن او را دارد، نجات می‌دهد و سپس به درگاه خدا توبه کرده و از گناهانش اظهار پشیمانی می‌کند.

پدرخوانده 1384

داستان این مجموعه در سه بخش اتفاق می‌افتد. بخش اول مربوط به آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی تا سال ۱۳۳۸ و ملی شدن صنعت نفت است. همچنین بخش دوم نیز روایتگر ماجراهای سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۵۰، قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، تبعید سید روح‌الله خمینی، قانون کاپیتولاسیون و دوران نخست وزیری اسدالله اعلم و امیرعباس هویدا است.

چند کوچه پایین تر 1391

آقا محمود کارمند میانه‌سال شرکت بیمه با ماجرای عجیب خودروی خود مواجه می‌شود، به این ترتیب که سارق شبها خودرو را می‌دزدد و صبح‌ها باز می گرداند. آقا محمود برای کشف علت وانگیزه سارق وارد تجربه‌ای تازه در زندگی خود می‌شود

فاصله ها 1389

محسن کریمی (دانیال حکیمی) که فردی مذهبی است، متوجه اختلافات و فاصله میان نگاه خود با پسرش سعید (شاهرخ استخری) می‌شود. مدتی بعد، سعید در تصادفی به همراه دختری ناشناس و دوستش ساسان (نیما شاهرخ‌شاهی) حضور دارد. این موضوع اختلافات میان پدر و پسر را بیشتر می‌کند. در ضمن پدر سعید با لیلا مشیر (فاطمه گودرزی) که سابقاً با نامزد بود برخورد می‌کند و تلاش می‌نماید تا مشکلات زندگی وی را حل کند. در آخر به بیتا تجاوز می‌شود