جمجه 1394
فیلم تصویرگر نگاه ۱۱۳ بازیگر زن، بدون هیچ سخنی به دوربین فیلمبرداری است، در حالی که صداهایی از خواندن منظومه خسرو و شیرین نظامی گنجوی به گوش میرسد.
همه بازیگران فیلم به جز ژولیت بینوش، ایرانی و همگی از هنرپیشگان حرفهای سینمای ایران هستند. در فیلم شیرین زنان هنرپیشه در برابر دوربین ظاهر شده و نگاهها و واکنشهای خود را هنگام تماشای فیلمی براساس بخشی از داستان عاشقانه ایرانی افسانه ای خسرو و شیرین با مضامین ایثار زنان به نمایش گذاشتهاند. البته مردان هم در سالن سینما دیده میشدند. اما در حاشیه دوربین دیده میشوند و دوربین فقط روی بازیگران زن تمرکز میکند.
«رویا» فیلمی درام-خانوادگی به نویسندگی «منصور مقاری عابد» و کارگردانی «فریدون خسروی قلعه شاهرخی» و محصول سال 1386 است. از نکات جالب توجه این فیلم میتوان به واقعی بودن داستان آن اشاره کرد. فیلم «رویا» حول محور زندگی دختری به نام رویا می چرخد که خانواده ای ناکارآمد دارد و پس از آن که به راه خلاف کشیده میشود، به زندان می افتد و سپس محکوم به انجام خدمات اجتماعی در کانون اصلاح و تربیت میشود.
در این فیلم دکتر نکویی مسئول بخش جراحی یکی از بیمارستانهایی است که برخی از حادثه دیده های شلوغی ها را برای درمان به آنجا می آورند در بین حادثه دیدهها همه طیفی دیده میشود. جوانهای مذهبی که سر یکی از آنها شکسته و جوان های معترض با مچ بند های سبز که زانوی یکی از آنها آسیب جدی دیده که حضور این دو کنار هم باعث جر و بحث می شود.
“عزیزی” در تدارک ساخت کارخانه ای است که موانع جدی سر راه او قرار میگیرد. “مصطفی” مدیر عامل این کارخانه در راه بازگشت به تهران با دختری آشنا میشود که او را به فضای ناشناخته ای میبرد…
ریحانه کریمی پس از مرگ همسرش ، برای تامین هزینه زندگی خود و امین، تنها فرزندش در خیاطی مشغول به کار می شود . پس از مدتی زندگی آرام ریحانه با آسیب دیدن عصب بینایی امین دچار تلاطم می شود و از آنجایی که تامین هزینه جراحی به راحتی امکان پذیر نیست هر آن احتمال آن می رود تا امین بینایی خود را به طور کامل از دست بدهد. درخواست وام ده میلیونی ریحانه با ضمانت خادم امام زاده به تصویب می رسد اما ساعاتی پس از دریافت پول ، تمام وجه به دست ناصر، صاحبخانه مقروض ریحانه به سرقت می رود. ساعتی پس از مشاجره آنها ، پیکر بی جان ناصر به بیمارستان منتقل می شود و ریحانه به اتهام اقدام به قتل دستگیر می شود. ناصر در کما است و هیچ کس حقیقت را نمی داند. ریحانه دست از همه جا شسته، در بازداشتگاه به پیشگاه مقدس حضرت فاطمه زهرا (س) متوسل می شود .
سه دوست «فرجیان، کلانی و اسدی» با سندی جعلی یک زمین را به یک فرد سرمایهدار به نام کورانی میفروشند و از او کلاهبرداری میکنند، اما اسدی پولها را میگیرد و قصد دارد تا سهم دو نفر دیگر را هم برای خود بردارد. او پولها را در زیرزمین یک خانه قدیمی در پامنار پنهان میکند و خودش در راه فرودگاه«می خواسته به کانادا فرار کند» تصادف میکند و فلج میشود. حالا دو نفر دیگر بر سر یافتن پولها رقابت میکنند…
در فیلم شراره ، جوانی به نام کیوان بر اثر تصادفی درگیر داستان عشقی می شود و....