برچسب مریم ضیغمیمحمدی
آهنگساز جهان درون کارگردان را تبدیل به موسیقی میکند
شادی خلیلی: برای تابان گریه کردم
حضور در شفرونی تجربهای جذاب شد
نمایش خانگی مخاطب بیشتری را جذب کرده است
شفرونی؛ معرفی و اطلاعات برنامه آشپزی شاد
- چطور شد که در «شفرونی» حضور پیدا کردید؟
محمود شهریاری، مهمان مخفی شفرونی: دعوت شدم و با علاقه پذیرفتم. از آنجا که برنامهای شاد، جذاب و پرمخاطب بود، تمایل داشتم در آن شرکت کنم.
- بهعنوان مهمان مخفی، چه دستورالعملی دریافت کردید؟
در اتاقی مخصوص حضور داشتم و از طریق صدا با شرکتکنندگان ارتباط برقرار میکردم. صدایم را تغییر دادند تا شناخته نشوم، چون اگر با صدای خودم صحبت میکردم، بلافاصله تشخیص میدادند.
- حستان از حضور پشت دوربین چه بود؟
با توجه به سابقه فعالیت در رادیو، برایم تجربهای تازه و پرهیجان بود.
- رأی شما در بخش داوری کارشناسی بود یا از قبل تعیین شده بود؟
کاملاً کارشناسی بود. هیچکس به من نگفت چه رأیی بدهم. پس از تست هر دو غذا، متوجه شدم طعمشان بسیار نزدیک است، بنابراین رأی ممتنع دادم.
- اهل آشپزی هستید؟
خیر، متأسفانه آشپزی بلد نیستم. تنها غذایی که میتوانم بپزم، «کته» است!
- برنامه تمرینی یا آمادهسازی داشتید؟
خیر. ضبط کاملاً بداهه بود و همان روز انجام شد.
- صحنه سقوط مهران غفوریان نیز بداهه بود؟
بله، همه چیز در لحظه اتفاق افتاد. وقتی مهران زمین خورد، همه نگران شدیم. تهیهکننده از شدت استرس دچار کمردرد شد و خدا را شکر اتفاق جدی رخ نداد. همسر و دختر مهران پشت صحنه بودند و دخترش از شدت نگرانی گریه میکرد.
- آیا برای خود شما هم هنگام اجرای برنامهها حادثهای پیش آمده است؟
بله، در دوران جنگ برای تهیه گزارش به خط مقدم رفته بودم. در یکی از مأموریتها، خودروی تیم ما بر اثر انفجار از بین رفت و فقط لطف خدا بود که زنده ماندیم. در این حرفه، خطر بخشی از کار است و باید آن را پذیرفت.

- شما بارها ممنوعازکار و ممنوعالتصویر شدهاید. دلیلش چه بود؟
متأسفانه در سازمان صداوسیما گاهی به زندگی شخصی افراد ورود میشود، درحالیکه بهنظر من زندگی کاری و خصوصی باید از هم جدا باشند. من همیشه مقررات سازمان را در محدوده کاری رعایت کردهام، اما مشکل آنجاست که این مقررات سلیقهای اجرا میشود. گاهی برای یک شبکه سختگیرانه است و برای دیگری نه. این رفتار دوگانه برای کارکنان و حتی مخاطبان آزاردهنده است.
- در دوران دوری از تلویزیون چه فعالیتی داشتید؟
پس از آخرین ممنوعالکاری، تصمیم گرفتم از تلویزیون خداحافظی کنم. برخلاف برخی که میگویند صداوسیما خانه دومشان است، من میگویم خانه اولم بود. چون زمانی وارد سازمان شدم که هنوز ازدواج نکرده بودم و همه زندگیام را در آنجا میدیدم. متأسفانه شرایطی پیش آمد که از خانهام جدا شدم.
محمود شهریاری: نمایش خانگی آزادی عمل بیشتری دارد و مردم به این فضا اقبال دارند، زیرا تولیداتش به سلیقه آنان نزدیکتر است. اگر تلویزیون نیز خواستههای مردم را در نظر بگیرد، دوباره جایگاه خود را بهدست میآورد
- برخی معتقدند تلویزیون امروز در انحصار عدهای خاص است. نظر شما چیست؟
متأسفانه این موضوع واقعیت دارد. تلویزیون باید با مردم آشتی کند و به دامن جامعه بازگردد.
- چرا مخاطبان تلویزیون کاهش یافتهاند؟
زیرا تلویزیون از مردم فاصله گرفته است. روزی تبلیغات در تلویزیون بیشترین بازده را داشت، اما امروز شبکه مجبور است سریالهایش را روی بیلبوردها تبلیغ کند تا دیده شوند. این موضوع برای سازمانی با بودجه مشخص از مجلس، نشانه ضعف مدیریتی است نه کمبود منابع.
- مردم همچنان دوست دارند مجریان قدیمی مانند شما بازگردند. آیا امیدی دارید؟
بله، اگر مدیران رسانه ملی دیدی جامع و مردممحور داشته باشند، تلویزیون میتواند دوباره به دوران طلایی خود بازگردد. رسانه ملی باید صدای تمام اقشار جامعه باشد.
- ماجرای فیلم عروسی برادرتان که باعث ممنوعالتصویریتان شد، چه بود؟
آن فیلم مربوط به حدود ۴۰ سال پیش است. در آن زمان مراسم عروسی روی نوار ویدئویی ضبط و گاهی در چهارراهها فروخته میشد. متأسفانه همان فیلم بعدها پخش شد و برای من و خانوادهام دردسر ایجاد کرد، در حالی که آن موضوع هیچ ارتباطی به من نداشت.
- نظرتان درباره فعالیت پلتفرمهای نمایش خانگی چیست؟
نمایش خانگی آزادی عمل بیشتری دارد و مخاطب بیشتری را جذب کرده است. مردم به این فضا اقبال دارند، زیرا تولیداتش به سلیقه آنان نزدیکتر است. اگر تلویزیون نیز خواستههای مردم را در نظر بگیرد، دوباره جایگاه خود را بهدست میآورد.
- همکاری با مهران غفوریان، سیدجواد هاشمی و نیما شعباننژاد چطور بود؟
تجربهای عالی بود. با آقایان غفوریان و هاشمی سالها همکاری داشتم و دوستی ما قدیمی است. برای نخستین بار با نیما شعباننژاد همکاری کردم و از شوخطبعی و انرژی او بسیار لذت بردم.
- بازخورد مردم از حضورتان در «شِفرونی» چگونه بود؟
بازخوردها کاملاً مثبت بود. بسیاری از مخاطبان از حضور من استقبال کردند و برنامه را دوست داشتند.
- تفاوت رئالیتیشوهای شبکه خانگی با نمونههای تلویزیونی در چیست؟
در تلویزیون نیز نمونههایی از این برنامهها داشتیم، اما اکنون بهدلیل فضای بازتر و آزادی خلاقیت، نسخههای خانگی موفقتر شدهاند و مردم نیز بیشتر استقبال میکنند.
- آیا قصد ساخت برنامهای شاد برای شبکه نمایش خانگی دارید؟
اگر تهیهکننده و اسپانسر مناسبی باشد، حتماً استقبال میکنم.
- سخن پایانی؟
از تهیهکننده و کارگردان برنامه «شِفرونی» تشکر میکنم. آنها با تلاش شبانهروزی و جدیت بسیار برای تولید برنامهای باکیفیت زحمت میکشند. امیدوارم این مسیر ادامه پیدا کند و مردم از دیدن چنین برنامههایی لذت ببرند.
اکنون کار فرهنگی بلاتکلیف شده است
معرفی و اطلاعات برنامه شفرونی
- چه عاملی باعث شد در رئالیتیشوی «شفرونی» حضور پیدا کنید؟
مسعود روشنپژوه: به این دلیل که علاقهمند بودم در برنامهای با ساختار متفاوت شرکت کنم؛ برنامهای که طبیعتاً بیشتر دیده میشود. من همیشه به مردم ارادت داشتهام و چون بسیاری از آنان از من میپرسند چرا دیگر در تلویزیون نیستم، حضور در این برنامه فرصتی بود تا دلشان را شاد کنم.
- در بخشی از برنامه که به عنوان مهمان مخفی حضور داشتید، شبی با عنوان «شبهای فرانسه» نامگذاری شده بود. آیا تمرینی برای حضور در پشت صحنه داشتید؟
خیر، تمرین خاصی نداشتیم. نه دیالوگی حفظ میشد و نه میزانسن از پیش تعیین شدهای وجود داشت. ساختار برنامه به گونهای بود که ابتدا باید بهصورت مخفی و سپس روی صحنه ظاهر میشدم. همین ویژگی، «شفرونی» را به برنامهای با ساختاری متفاوت تبدیل کرده است.
- همکاری با نیما شعباننژاد بهعنوان مجری و نیز امیرحسین رستمی و امیر کاظمی چگونه بود؟
بهواسطهی حضور در فضای پلتفرمها، این برنامه مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است. خدا را شکر میکنم که در کنار این دوستان توانستم لحظات متفاوتی را تجربه کنم. امیرحسین رستمی و امیر کاظمی هر دو مجریان کاربلدی هستند و نیما شعباننژاد نیز گل سرسبد جمع است؛ کسی که همیشه برای شاد کردن روح و روان مردم تلاش کرده است. بهنظر من، تولید رئالیتیشوهایی مانند «شفرونی» ضروری است، زیرا مردم با وجود تمام گرفتاریها، همچنان به لحظاتی شاد و فارغ از دغدغه نیاز دارند.
- آیا تمایل داشتید خودتان مجری «شفرونی» باشید؟
من از سالها پیش اجرای برنامههایی مانند «باهم»، «برای هم» و «صد و یک» را بر عهده داشتهام. اجرای نیما شعباننژاد در «شفرونی» فوقالعاده است و من صرفاً برای حضور کوتاه در برنامه دعوت شدم تا مردم حس بهتری پیدا کنند. البته بهدلیل تفاوت در ممیزیها، اجرای برنامه در پلتفرمها آزادانهتر از تلویزیون است، اما برای من فرقی ندارد برنامه چه باشد؛ «شفرونی» یا «مسابقه محله» یا هر برنامهی دیگری. مهم، ارتباط صادقانه با مردم است. بیش از دوازده سال پیش برای شبکه سوم سیما بیش از ۲۰۰ قسمت برنامه با محوریت آشپزی تولید کردم و همان زمان نیز مورد استقبال مردم قرار گرفت. اکنون فضا و ادبیات کار در پلتفرمها تغییر کرده و لازم است مجریان و برنامهسازان این تجربهی جدید را بیازمایند.
- شما به خوانندگی هم علاقه دارید و معمولاً در برنامهها میخوانید. در «شفرونی» نیز چنین بود؟
بله. سعی کردم هنگام خواندن، همان هویت اصلیام را که مردم از برنامهی «مسابقه محله» به یاد دارند حفظ کنم. نمیخواستم خاطرهای که مردم از من دارند خدشهدار شود.

- چرا رئالیتیشوها در شبکه نمایش خانگی نسبت به تلویزیون مخاطبان بیشتری دارند؟
زیرا از نظر فضاسازی و ممیزی تفاوت زیادی میان تلویزیون و پلتفرمها وجود دارد. در تلویزیون، مجری باید مطابق با مقررات و محدودیتها عمل کند، اما در پلتفرمها حدود سی درصد آزادی بیشتری دارد. در مجموع، من در طول سالها بیش از هشت هزار برنامهی تلویزیونی تولید کردهام و به تجربه میدانم که اگر حال مردم خوب نباشد، هیچ برنامهای بیننده نخواهد داشت. زمانی که «مسابقه محله» را اجرا میکردم، تنها با یک میکروفن و چند توپ ساده، مردم با شور و شوق دنبالمان میآمدند، چون دغدغههای امروز را نداشتند.
امروز شرایط فرق کرده است؛ مردم درگیرند، ذهنها خسته است، و وقتی برنامهای را با تلفن همراه یا تبلت میبینند، حواسشان جای دیگری است. بعد از دوران کرونا، همهچیز در دنیا تغییر کرده است. در کشور ما هم وضعیت فرهنگی و اجتماعی بلاتکلیف است؛ مردم نمیدانند در صلحاند یا در جنگ، و برنامهساز هم نمیداند چه رویکردی باید داشته باشد. یادم هست در سال ۱۳۶۸، یک سال پس از پایان جنگ تحمیلی، شروع به برنامهسازی کردم. اما امروز، کار فرهنگی بلاتکلیف شده است.
مسعود روشن پژوه: اگر چنین برنامههایی -مانند شفرونی- بتوانند حتی پنج درصد از التهاب جامعه را کاهش دهند و مردم را برای دقایقی از گرفتاریها دور کنند، ارزشمند است. ما وظیفه داریم حال مردم را بهتر کنیم. من آرزو دارم سفرههای مردم رنگین شود و مسئولان فکری برای بهبود شرایط اقتصادی کنند
- با این توضیحات، آیا تولید برنامههایی مانند «شفرونی» یا «جوکر» نیاز جامعه است؟
قطعاً. اگر چنین برنامههایی بتوانند حتی پنج درصد از التهاب جامعه را کاهش دهند و مردم را برای دقایقی از گرفتاریها دور کنند، ارزشمند است. ما وظیفه داریم حال مردم را بهتر کنیم. من آرزو دارم سفرههای مردم رنگین شود و مسئولان فکری برای بهبود شرایط اقتصادی کنند. یادم هست زمانی که برای اجرای «مسابقه محله» به سیستان و بلوچستان میرفتم، مردم سفرههای رنگینی برایمان پهن میکردند، اما امروز شرایط سختتر شده است.
- تجربهی حضور در «شفرونی» برای شما چگونه بود؟
تجربهای متفاوت. در این برنامه، هنرمندان در شرایط خاص به آشپزی میپردازند و این برای مخاطب جذاب است. من نیز از حضور در این فضا لذت بردم و معتقدم چنین برنامههایی ظرفیت توسعه بیشتری دارند، مشروط بر اینکه حال و حوصلهی مردم و برنامهسازان همسو باشد.
- بازخورد مردم از حضور شما در برنامه چگونه بود؟
بازتابها بسیار مثبت بود. مردم خوشحال بودند که دوباره مرا دیدند و میپرسیدند چرا دیگر در تلویزیون نیستم. همین توجه برای من دلگرمکننده بود و گفتم فعلاً همین یک حضور کوتاه کافی است تا ببینیم آینده چه پیش میآید.
- چرا مجریانی چون شما دیگر در تلویزیون فعالیت ندارند؟ رئیس سازمان صداوسیما اخیراً گفته درهای سازمان به روی همه هنرمندان باز است، اما از سوی دیگر به ریزش مخاطبان تلویزیون اشاره کرده است...
واقعیت این است که موضوع «باز بودن درها» چندان درست نیست. شرایط اجتماعی و فرهنگی امروز خاص و پیچیده شده است. اکنون فضای رسانهای با سرعت در حال تغییر است؛ از شبکههای مجازی گرفته تا برنامههای پرمخاطب خارجی. با ورود فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، شکل تولید محتوا دگرگون خواهد شد. اگر همچنان بخواهیم با روشهای سنتی برنامهسازی کنیم، از رقابت عقب میمانیم. پلتفرمهای خارجی بهسرعت در حال جذب مخاطب هستند و اگر دیر بجنبیم، دو سال دیگر ممکن است تمام بازار را در دست بگیرند.
البته تلویزیون هنوز عضوی از خانواده است و باید روشن بماند. زمانی با پخش سریالهایی مثل «اوشین» خیابانها خلوت میشد یا صبحهای جمعه کودکان با شوق پای «مسابقه محله» مینشستند. اما امروز با وجود موبایل، تبلت و ماهواره، رقابت بسیار سختتر شده است. من نمیگویم تلویزیون نمیتواند موفق باشد، اما مشکل اینجاست که برنامهسازان ما کمتر بهروز فکر میکنند و همچنان بر مدار سنت میچرخند. اگر این روند ادامه یابد، ممکن است زمانی برسد که مخاطب کاملاً از دست برود؛ همانطور که امروز هم شاهد ریزش محسوس بینندگان هستیم.
- در حال حاضر نسل جدید کمتر با برنامههای شاخص تلویزیونی ارتباط دارد...
دقیقاً همینطور است. من گاهی از کودکان و نوجوانان میپرسم برنامهای محبوب از دوران کودکیشان نام ببرند؛ مثلاً «کلاهقرمزی»، «خانه مادربزرگه»، «فیتیله»، «عموپورنگ» یا «خالهشادونه»، اما بسیاری از آنها نمیدانند این برنامهها چه بودهاند. این جای تأسف دارد.
- در حال حاضر خودتان در چه زمینهای فعالیت میکنید؟
در مجموعهای ورزشی برای کودکان و نوجوانان فعالیت دارم و المپیکهای خاصی برای آنها طراحی میکنیم تا ضمن سرگرمی، روحیهی رقابت و نشاط را تجربه کنند.
- و در پایان، سخنی درباره حضور در «شفرونی».
بهنظر من، هر فردی که بتواند به مردم خدمت کند باید قدرش دانسته شود. وقتی مردم به ما لبخند میزنند، بزرگترین پاداش سالها فعالیتمان را میگیریم. برایم عجیب است که جوان ۲۵سالهای میگوید: «خوش به حال آن روزها، عمر ما تمام شد!» این نشانهی ناامیدی است و من امیدوارم نسل امروز با امید و آرزوهای نیک پیش برود. خدا را شکر میکنم که در این سالها توانستهام کنار مردم خاطرهساز باشم و دلشان را شاد کنم.
