برچسب مریم ضیغمی‌محمدی

دادستان محبی شخصیتی قانونمند است نه سنگدل

معرفی کامل سریال محکوم

  • زمانی که پیشنهاد بازی در سریال «محکوم» مطرح شد، برایتان فیلم‌نامه و نقش در اولویت بود یا آشنایی طولانی با سیامک مردانه و تجربه همکاری پیشین با محمدحسین مهدویان در «زخم کاری»؟

مجید پتکی، بازیگر سریال محکوم: پیشنهاد بازی در سریال «محکوم» عمدتاً به دلیل آشنایی و سابقه همکاری‌ام با سیامک مردانه بود. همچنین محمدحسین مهدویان نیز پیش از این چند اثر از من دیده بود و در سریال «زخم کاری» با او همکاری کرده بودم. البته اگر هم این آشنایی‌ها وجود نداشت، روال معمول برای من این است که فیلم‌نامه را مطالعه می‌کنم و اگر احساس کنم توانایی اجرای نقش را دارم، با کارگردان یا شخص معرفی‌کننده درباره بستن قرارداد گفتگو می‌کنم. اما وقتی مردانه و مهدویان پیشنهاد نقشی را مطرح می‌کنند، به‌خوبی از ظرفیت‌های بازی من و توانایی‌هایم آگاه هستند و با شناخت پیشینی، نقش را پیشنهاد می‌دهند.

  • بسیاری از بازیگران اصلی‌ترین دلیل پذیرش یک اثر را فیلم‌نامه خوب می‌دانند. نقش دادستان محبی به‌تنهایی چه ویژگی‌هایی داشت که شما را جذب کرد؟

دلیل اصلی پذیرش این نقش ابتدا اعتمادی بود که به سیامک مردانه داشتم. وقتی دستیار ایشان برای این نقش با من تماس گرفت، متوجه شدم که مردانه قطعاً توان اجرای این نقش را در من دیده است. از سوی دیگر، نقش دادستان برایم جذاب بود؛ زیرا در گذشته نقش‌هایی همچون کارآگاه، رئیس کلانتری و مأمور آگاهی را بازی کرده بودم اما از مجموعه قوه قضائیه نقشی را تجربه نکرده بودم. امیدوارم این قشر از جامعه، که این شغل را انجام می‌دهند، دادستان محبی را شخصیتی پذیرفتنی دیده باشند؛ شخصیتی که به نیروهای زیردست خود اهمیت می‌دهد و می‌خواهد قانون برای آن‌ها نیز کامل رعایت شود.

مجید پتکی، بازیگر سریال محکوم: بسیاری از مردم هنگام دیدن من درباره سریال محکوم صحبت می‌کنند که نشان‌دهنده دیده‌شدن اثر است. طبیعی است هر سریال دیده‌شده‌ای هم تحسین می‌شود و هم نقد می‌شود. امیدوارم این نقدها توسط کارگردان، تهیه‌کننده و سایر عوامل شنیده شود

  • برای یک بازیگر حرفه‌ای مانند شما معمولاً بلندی یا کوتاهی نقش اهمیت کمتری دارد و تأثیرگذاری آن مهم‌تر است.

درست است. البته این‌گونه هم نیست که میزان حضور در یک اثر هیچ تفاوتی نداشته باشد. گاهی دوست دارم نقش هم طول داشته باشد و هم عرض؛ یعنی هم دیده شود و هم از نظر حرفه‌ای و مالی با طولانی بودن حضورم معاشم تأمین شود. چون از این حرفه ارتزاق می‌کنم، بدیهی است که طولانی بودن نقش برایم اهمیت دارد. اما از نگاه دیگر، اعتقاد دارم اگر نقشی مهم نبود، نویسنده آن را در فیلم‌نامه نمی‌آورد. حتی نقش مکمل نیز اهمیت بسیاری دارد، زیرا قرار است در کنار نقش اصلی عمل کند و مکمل بودن خود را نشان دهد. معمولاً بازیگران نقش‌های اصلی زمانی موفق هستند که نقش‌های مکمل خوبی در کنارشان قرار گرفته باشد. به‌عقیده من نقش مکمل آن‌قدر اهمیت دارد که جایزه مستقلی برای آن در جشنواره‌ها در نظر گرفته می‌شود. بنابراین همان‌طور که بر روی نقش اصلی انرژی صرف می‌شود، باید برای تمام نقش‌ها نیز چنین باشد.

  • به‌نظر شما نقش دادستان محبی در سریال «محکوم» چه جذابیتی برای اجرا داشت؟

معمولاً هنگام ایفای نقش، ابتدا به مخاطب آن شخصیت فکر می‌کنم. در سریال «محکوم»، نقش دادستان را بازی کردم و مخاطبان اصلی این نقش، دادستان‌ها بودند. بنابراین هر اندازه که درک دقیق‌تری از رفتار، آداب، منش و ویژگی‌های شخصی و حرفه‌ای دادستان‌ها داشته باشم، در ایفای نقش موفق‌تر خواهم بود. همواره تلاش می‌کنم نقش‌هایی که به من پیشنهاد می‌شود برای صاحبان واقعی آن مشاغل قابل پذیرش باشد. در سال‌های اخیر نقش‌هایی چون روحانی، قاضی و پلیس را بازی کرده‌ام که هرکدام آداب رفتاری خاصی دارند. به یاد دارم در فیلم «ضد»، برای نخستین بار نقش روحانی را بازی کردم و پوشیدن لباس روحانیت بر رفتار، راه رفتن و نوع نشستن تأثیر می‌گذاشت. جذابیت هر نقش برای من در این است که ابتدا آن شخصیت را در جامعه ببینم و بشناسم و سپس در قالب قصه به آن جان ببخشم. امیدوارم مخاطبان اصلی سریال «محکوم»، یعنی دادستان‌ها و بازپرس‌ها، دادستان محبی را فردی منظم، آراسته و قانون‌مند دیده باشند.

سریال محکوم

  • برای نقش دادستان محبی چه روش‌هایی برای آمادگی و شناخت کاراکتر به کار بردید؟

همانند همه نقش‌ها، ابتدا به سراغ مستندات رفتم. اگر شخصیت در جامعه حضور واقعی دارد، حتماً به سراغ افراد شاغل در آن حرفه می‌روم تا رفتارسنجی دقیق‌تری داشته باشم. گاهی اوقات نیز سال‌ها با گروه‌هایی از جامعه در تعامل بوده‌ام و اطلاعات کافی از رفتارهای حرفه‌ای آن‌ها در ذهن دارم و این ویژگی‌ها را به کاراکتری که نویسنده نوشته اضافه می‌کنم.

  • پارتنر بازی در کیفیت و رشد نقش چقدر اهمیت دارد؟

پارتنر بازیگری است که به کلام و رفتار شما پاسخ می‌دهد و بستر لازم را برای ادامه نقش‌پردازی فراهم می‌کند. پارتنر مناسب باعث رشد بازیگر می‌شود. اگر بازیگر مقابل تمرکز کافی نداشته باشد، قطعاً بر کیفیت بازی طرف مقابل تأثیر می‌گذارد. یک اثر هنری حاصل همکاری تیمی است و روایت قصه تنها با هماهنگی کامل همه بازیگران ممکن می‌شود. بنابراین هیچ‌کس نمی‌تواند ضعف بازیگر دیگر را جبران کند و همه باید قدرت بازیگری یکسان و هم‌تراز داشته باشند.

  • آیا بازخورد مخاطبان نسبت به سریال «محکوم» را دنبال می‌کنید؟

به دلیل مشغله کاری کمتر فرصت می‌کنم آثار خود را کامل تماشا کنم، اما برخی قسمت‌های سریال «محکوم» را دیده‌ام. بیشتر از طریق بازتاب‌های اجتماعی متوجه کیفیت اثر شده‌ام. بسیاری از مردم هنگام دیدن من درباره سریال صحبت می‌کنند که نشان‌دهنده دیده‌شدن اثر است. طبیعی است هر سریال دیده‌شده‌ای هم تحسین می‌شود و هم نقد می‌شود. امیدوارم این نقدها توسط کارگردان، تهیه‌کننده و سایر عوامل شنیده شود تا در آثار بعدی بهبود حاصل شود. به سیامک مردانه تبریک می‌گویم که نخستین تجربه او با استقبال خوبی مواجه شده است.

پژمان جمشیدی در سریال محکوم

  • شما در شبکه نمایش خانگی، تلویزیون و سینما هم‌زمان فعالیت دارید. به‌نظر شما نمایش خانگی به دلیل شرایط مالی و آزادی بیشتر در تولید موفق‌تر از تلویزیون عمل می‌کند؟

یکی از دلایل موفقیت نمایش خانگی، دسترسی آسان و گسترده مخاطبان است. تماشاگر می‌تواند در هر زمان و مکان اثر را ببیند و محدودیت ساعات پخش تلویزیون را ندارد. همچنین سرمایه‌گذاری مناسب باعث می‌شود اثر باکیفیت‌تری تولید شود. در تلویزیون گاهی به دلیل محدودیت بودجه، نویسنده مجبور است طرح‌های بزرگ خود را ساده‌سازی کند. اما در پلتفرم‌ها نویسنده و عوامل آزادی عمل بیشتری دارند و آثار بهتر دیده می‌شوند. البته مشکلاتی هم وجود دارد؛ مثلاً برخی آثار محدودیت سنی دارند اما نوجوانان بدون توجه آن را تماشا می‌کنند. با این حال عملکرد شبکه نمایش خانگی در مجموع موفق‌تر بوده است. البته معتقدم بازی در سینما بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

از سوی دیگر، تعداد بازیگران ثابت در پلتفرم‌ها محدود است و بسیاری از چهره‌های جدید کمتر دیده می‌شوند. حتی برخی بازیگران باسابقه نیز به‌اندازه توان واقعی‌شان دیده نمی‌شوند. من نیز که آموزشگاه سینمایی در رشت تأسیس کرده‌ام، تلاش می‌کنم استعدادهای گیلان را کشف و معرفی کنم. سینمای ایران زمانی می‌تواند موفق باشد که فرصت برابر به همه استعدادها بدهد.

  • سخن پایانی شما خطاب به خوانندگان فیلیموشات درباره نقش‌تان در سریال «محکوم»؟

امیدوارم تمام افرادی که در قوه قضاییه زحمت می‌کشند از موضوع و روایت سریال «محکوم» رضایت داشته باشند و ما نیز توانسته باشیم ادای دین کوچکی به آنان کرده باشیم. امیدوارم مردم نیز سریال را پسندیده باشند.

دانلود و تماشای سریال محکوم

هنوز هم شب‌ها خواب گویندگی خبر را می‌بینم

شفرونی؛ معرفی و اطلاعات برنامه آشپزی شاد

  • حضورتان در رئالیتی‌شوی «شفرونی» برای ما و پدر و مادرهایمان نوستالژی بود. چطور به این برنامه دعوت شدید؟

محمدرضا حیاتی، مهمان مخفی شفرونی: وقتی از سوی سازندگان این رئالیتی‌شو دعوت شدم، ابتدا گفتم که هیچ شناختی از برنامه ندارم و اجازه خواستم قسمتی از آن را ببینم تا با آمادگی شرکت کنم. توضیحاتی هم دادند و در نهایت دعوت دوستان را پذیرفتم. خیلی هم خوشحالم که حضور داشتم، چون نتیجه برنامه خوب شد و مردم هم راضی بودند.

  • چون شناختی نسبت به «شفرونی» نداشتید، هنگام حضور چه راهنمایی‌هایی دریافت کردید؟

با کارگردان گفت‌وگو کردم و او توضیح داد که بخش‌هایی از مسابقه پشت دوربین هستم و صدایم تغییر داده می‌شود تا شرکت‌کنندگان حدس نزنند چه کسی هستم. کار سختی بود اما تجربه جذابی شد.

  • حضور کنار بازیگرانی چون نیما شعبان‌نژاد، رویا میرعلمی و نسیم ادبی چگونه تجربه‌ای بود؟

رئالیتی‌شوی «شفرونی» فضای بسیار شاد و مثبتی دارد. نیما شعبان‌نژاد هم مجری بسیار توانمند و گرداننده ماهری است. من تقریبا هر هفته این برنامه را دنبال می‌کنم. مردم در فضای کنونی جامعه نیاز به برنامه‌های شاد و مفرّح دارند و این رئالیتی‌شو مفید است. حسن برنامه این است که مخاطب را با فرهنگ‌ها، آیین‌ها و غذاهای کشورهای مختلف آشنا می‌کند. امیدوارم در مراحل بعدی، غذاهای مناطق مختلف ایران را هم نشان دهند که جذابیت خاصی خواهد داشت.

عکس های قسمت هشتم برنامه شفرونی

  • آشپزی بلد هستید یا داوری‌تان صرفاً سلیقه‌ای بود؟

(می‌خندد) هیچ تخصصی در آشپزی ندارم! شبی که من شرکت کردم، شب ترکیه بود و یکی از معروف‌ترین غذاهای این کشور یعنی دونرکباب یا همان کباب ترکی را ارائه کردند. داوری‌ام کاملاً سلیقه‌ای بود.

  • مخاطب امروز با دغدغه‌های اقتصادی روبه‌روست. تولید رئالیتی‌شوهایی مثل «شفرونی» چقدر ضرورت دارد؟

قطعاً بسیار ضروری است. هنر و رسانه هنوز برای مردم اهمیت دارد. صداوسیما ساخت سریال‌ها و فیلم‌های سرگرم‌کننده را کمتر کرده و طبیعتاً این وظیفه بر عهده پلتفرم‌ها افتاده است. مردم هم استقبال می‌کنند. پلتفرم‌ها در حال گسترش‌اند و به غیر از پلتفرم‌های شخصی، پلتفرم‌هایی مثل فیلیمو را مردم واقعا دوست دارند.

  • به دوران گویندگی‌تان بپردازیم. با توجه به تغییر سبک خبرخوانی و سرعت انعکاس اخبار، این شتاب را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

فناوری ارتباطات آن‌قدر پیشرفت کرده که کوچک‌ترین خطا یا حرف مثبت، فوری منعکس می‌شود. البته خلافکاری‌ها، دروغ‌ها و محتواهای ساختگی هم زیاد است. سرعت فضای رسانه هم فرصت است و هم تهدید؛ ولی برای کسانی مثل ما که در رسانه فعالیت می‌کنیم، فرصت خوبی برای بهره‌برداری مطلوب است.

  • بعد از بازنشستگی مشغول چه کاری هستید؟

محمدرضا حیاتی، مهمان مخفی شفرونی: «شفرونی» تجربه خوبی برایم بود. عواملش بسیار زحمت می‌کشند تا برنامه‌ای متفاوت تولید کنند. این برنامه علاوه بر سرگرمی، جنبه آموزشی هم دارد. در حالی که بسیاری از برنامه‌ها سراغ فرم‌هایی شبیه «مافیا» رفته‌اند، «شفرونی» راه دیگری را انتخاب کرده

چند سالی است در خبر رسمی تلویزیون نیستم، اما با استفاده از پلتفرم‌هایی که در اختیار داریم، درباره مسائل تاریخی، فرهنگی، هنری، سیاسی، علمی و ادبی تولید محتوا می‌کنم. این حرفه من است و می‌خواهم کاری مثبت انجام دهم. صفر تا صد کارها را خودم انجام می‌دهم؛ یک رسانه تک‌نفره هستم. از نویسندگی تا اجرا و انتخاب موسیقی. در فضای مجازی و اینستاگرام فعال هستم و تولیداتم را منتشر می‌کنم. برای پلتفرم‌های مختلف هم خبر گویندگی می‌کنم و سعی دارم خبرهایی با سبک متفاوت از صداوسیما ارائه کنم.

  • گرایش‌تان به فضای مجازی به دلیل مسائل مالی بوده یا چون نخواستید گویندگی را رها کنید؟

دو سال پیش در گفت‌وگو با آقای نجف‌زاده گفتم که هنوز شب‌ها خواب گویندگی خبر را می‌بینم. می‌بینم در استودیو هستم، دیر یا زود رسیده‌ام یا در حال هماهنگ کردن اتوکیو هستم. باور کنید هنوز هم این‌ها را در خواب می‌بینم چون خبر عشق من است. تا زمانی که توان داشته باشم ادامه می‌دهم. البته امرار معاش هم هست و از این حرفه درآمد کسب می‌کنم.

  • فعالیت تبلیغاتی‌تان در شبکه‌های اجتماعی جنجالی شده است. کیفیت محصولاتی که تبلیغ می‌کنید چقدر تضمین‌شده است؟

تبلیغات یعنی معرفی محصول. خیلی‌ها می‌گویند چون شما تبلیغ کرده‌اید، ما خریده‌ایم؛ اما وظیفه من صرفاً اطلاع‌رسانی است. همیشه سعی کرده‌ام اغراق نکنم. اما اینکه محصول واقعاً کیفیت داشته باشد، مسئولیتش با من نیست. صداوسیما هم محصولاتی را تبلیغ می‌کند که ممکن است مشتری راضی نباشد؛ آیا کسی با رئیس سازمان تماس می‌گیرد؟ طبیعتاً نه. من فقط بررسی می‌کنم که محصول مجوز رسمی وزارت بهداشت و ارگان‌های رسمی را داشته باشد. اگر نداشته باشد، حتی با پیشنهاد مالی خوب هم قبول نمی‌کنم.

  • نسل شما و آقایان بابان و افشار ماندگار شدید. نسل جدید گویندگان را چطور می‌بینید؟

متأسفانه آموزش‌ها و گزینش‌ها در این زمینه درست نیست. به همین دلیل مثل گذشته گویندگان و مجریان شاخص نداریم. در بازیگری هم همین‌طور است. قبل از انقلاب شاید نهایتاً هفت–هشت بازیگر زن و مرد شاخص داشتیم، اما اکنون به دلیل گستردگی تولیدات، چهره‌های بسیاری وارد سینما و تلویزیون شده‌اند که حتی مردم بسیاری‌شان را نمی‌شناسند. گذشته تولیدات کم بود و همان تعداد بازیگر کافی بود؛ امروز پلتفرم‌ها تولید را گسترده کرده‌اند و نیاز به چهره‌های جدید بیشتر است.

  • با توجه به اینکه رسانه تک‌نفره هستید و تخصص‌های مختلفی دارید، چرا خودتان ساخت فیلم زندگی‌تان را آغاز نمی‌کنید؟

اتفاقاً چند فیلمساز برای ساخت فیلم تماس گرفتند. اما مسئله زمان است. باید وقت زیادی برای نوشتن داستان و خاطرات بگذارم. شاید یک سال زمان ببرد تا نتیجه بدهد. خیلی دوست دارم فیلم زندگی‌ام ساخته شود اما هنوز فرصت مناسبش فراهم نشده است.

نیما شعبان نژاد و محمدرضا حیاتی و رویامیرعلمی و نسیم ادبی در برنامه شفرونی

  • این فیلم می‌تواند خاطرات تلخ و شیرین خبرگویی‌تان، از جمله تپق‌های پخش زنده یا خبر کذب فوت‌تان و... را شامل شود.

من تقریباً تمام اخبار مهم بعد از انقلاب را خوانده‌ام. از سال ۶۰ به بعد، هر اتفاق مهم ایران و جهان را من روایت کرده‌ام.

  • در آن مقطع یک گوینده خبر به اندازه یک سلبریتی شهرت داشت

دقیقاً. دهه ۶۰ و ۷۰ وقتی آرم خبر ساعت ۲ یا ۹ شب پخش می‌شد، مردم اولویت تماشایش را داشتند. مخاطبان زیاد بودند.

  • مردم امروز در مواجهه با شما چه واکنشی دارند؟

خوشبختانه حس مثبت می‌گیرم. در کوچه، خیابان و مراکز خرید برخوردهای بسیار خوبی با من می‌شود. مردم خاطرات خوبی دارند. جالب این‌که نسل جدید، با اینکه آن دوران مرا ندیده، می‌شناسد و برای عکس‌گرفتن می‌آید تا به والدینش نشان دهد.

  • از بازتاب‌های حضور در «شفرونی» بگویید.

بازتاب‌ها بسیار مثبت بود. هنوز هم مردم در خیابان لطف دارند و می‌گویند برنامه را دیده‌اند و دوست داشته‌اند. «شفرونی» تجربه خوبی برایم بود. عواملش بسیار زحمت می‌کشند تا برنامه‌ای متفاوت تولید کنند. این برنامه علاوه بر سرگرمی، جنبه آموزشی هم دارد. در حالی که بسیاری از برنامه‌ها سراغ فرم‌هایی شبیه «مافیا» رفته‌اند، «شفرونی» راه دیگری را انتخاب کرده و همین آن را خاص می‌کند.

دانلود و تماشای برنامه شفرونی

محیا دهقانی: از قبل می‌دانستم آشپز خوبی نیستم!

شفرونی؛ معرفی و اطلاعات برنامه آشپزی شاد

  • خانم دهقانی، با توجه به اینکه همیشه گزیده‌کار بوده‌اید، با چه شناختی وارد رئالیتی‌شوی «شفرونی» شدید؟

محیا دهقانی، بازیگر: نیما شعبان‌نژاد از دوستان قدیمی من است و قبلاً هم با او تجربه همکاری داشتم؛ بنابراین نخستین اولویتم بود. من «شفرونی» را پیش از حضور در آن ندیده بودم و فقط توضیحاتی درباره ساختار برنامه به من دادند. همچنین شنیده بودم که مردم از این رئالیتی شو استقبال خوبی کرده‌اند. دوست داشتم در چنین فضای پرانرژی و مثبتی حضور داشته باشم.

  • قسمتی که در آن شرکت کردید «شب افغانستان» نام داشت. از بده‌بستان‌های شما با هلیا امامی و نیما شعبان‌نژاد بگویید.

قبلاً با نیما یک فیلم سینمایی کار کرده بودم و همین شناخت قبلی باعث شد تعامل‌ها خیلی خوب پیش برود. برای من شبی بسیار به‌یادماندنی بود. از ابتدا تصورم این بود که باید حس شادی و انرژی مثبت را به مخاطب منتقل کنم. نیما و هلیا هر دو انرژی خوبی داشتند و همه‌چیز دست به دست هم داد تا حال‌وهوای فان و دوست‌داشتنی آن شب شکل بگیرد.

  • اتفاقات و ارتباط‌هایی که در برنامه دیدیم بداهه بود یا بر اساس سناریو پیش می‌رفتید؟

سناریو نداشتیم؛ فقط توضیح مختصری از موضوع برنامه ارائه شد تا بر اساس آن پیش برویم. البته دقیقاً طبق همان توضیحات جلو نرفتیم و بیشتر اتفاق‌هایی بود که در لحظه می‌افتاد.

  • آشپزی‌تان مثل بازیگری‌تان خوب است؟

متأسفانه خیر! (می‌خندد) اصلاً آشپز خوبی نیستم و مشکل اینجاست که در خانه هم کار زیادی انجام نمی‌دهم. مادرم آشپزی می‌کند.

هلیا امامی و محیا دهقانی در برنامه شفرونی

  • پیش از حضور در برنامه «قابلی‌پلو» پخته بودید یا خورده بودید؟

قابلی‌پلو را یاد گرفته بودم و آنجا هم کمکم کردند و راه افتادم. این غذا را قبلاً خورده بودم و بسیار خوشمزه و لذیذ است.

  • پخت غذا در استخر توپ برایتان چالش نداشت؟

خیلی زیاد! من از یک جایی آشپزی را رها کردم می‌خندد و به خودم گفتم: «ولش کن و خوش بگذرون!» یک‌جا وسایلم پرت شد و زمین ریخت؛ دوباره برداشتم، شستم و ادامه دادم. حتی تخته گوشتم میان توپ‌ها گم شد! برای اولین بار بود که در چنین شرایطی آشپزی می‌کردم.

محیا دهقانی: «شفرونی» علاوه بر جنبه سرگرمی، آموزش آشپزی هم دارد و به نظر من همین ترکیب آن را جذاب کرده است. مخاطب غذای جدید یاد می‌گیرد و در کنار آن یک مسابقه سرگرم‌کننده می‌بیند

  • در «شفرونی» خیلی راحت، خونگرم و خودمانی بودید. آیا ساختار برنامه چنین می‌طلبید که خود واقعی‌تان باشید؟

دقیقاً همین‌طور است. ترجیح من این بود که خودم باشم، اما به‌هرحال دوربینی آنجاست که مثل یک دیوار میان ما و مخاطب است. تلاش کردم خود واقعی‌ام بمانم تا اتفاق‌ها طبیعی‌تر رخ دهد و گارد خاصی نگیرم.

  • در برنامه‌هایی مثل «شب‌های مافیا»، «ارتش سری»، «ناتو»، «ضد» و «تی‌ان‌تی» هم شرکت کرده‌اید. «شفرونی» چه تفاوتی با آنها داشت؟

آن برنامه‌ها جنبه مسابقه‌ای داشتند و رقابت میان شرکت‌کنندگان جدی‌تر بود. اما «شفرونی» رقابتی نبود؛ فضایی دوستانه و سرگرم‌کننده داشت. بخشی از آن سرگرمی و بخش دیگر خوشحال کردن مخاطب بود و البته آشپزی.

  • «شفرونی» چه ویژگی‌هایی برای جذب مخاطب دارد؟

«شفرونی» علاوه بر جنبه سرگرمی، آموزش آشپزی هم دارد و به نظر من همین ترکیب آن را جذاب کرده است. مخاطب غذای جدید یاد می‌گیرد و در کنار آن یک مسابقه سرگرم‌کننده می‌بیند.

  • بازخورد حضورتان در «شفرونی» چگونه بود؟

بسیار عالی. مردم خیلی دوست داشتند و بیشتر از «راحتی»ام در برنامه گفتند. اینکه چقدر خودم بودم و انرژی مثبتم را انتقال دادم.

  • شما هم در تلویزیون و هم در شبکه نمایش خانگی کار کرده‌اید. این دو رسانه چه تفاوتی برای شما دارند؟

از نظر من، بازی در شبکه خانگی، سینما یا تلویزیون تفاوتی ندارد. من بازیگرم و کارم را انجام می‌دهم. چه در گونی باشم، چه بیرون از گونی؛ فرقی نمی‌کند. برای من کاراکتر، سناریو، تیم و خروجی اهمیت دارد.

  • البته کار در پلتفرم‌ها برای بازیگر زن از نظر ممیزی‌ها ساده‌تر است...

بله همین‌طور است. در شبکه خانگی از نظر بازی، کلام و ظاهر، شرایط متفاوت است. اما برای منِ بازیگر، از نظر درونی تفاوت نمی‌کند و انرژی یکسانی می‌گذارم.

در تلویزیون همیشه تجربه خوبی داشتم و دستمزدم هم به‌موقع پرداخت شده. اما نوع فیلمنامه‌ها در تلویزیون محدودیت‌هایی ایجاد می‌کند؛ چه از نظر پوشش و چه از نظر آزادی عمل. امیدوارم این روند تغییر کند تا کارها بهتر دیده شوند.

محیا دهقانی در برنامه شفرونی

  • ادبیات نمایشی خوانده‌اید و شاگرد داریوش ارجمند بوده‌اید. تحصیلات آکادمیک در کنار کلاس‌های بازیگری چه کمکی به شما کرده است؟

از نظر من یکی شارژ است و آن یکی پاور! کلاس‌های بازیگری به‌تنهایی کافی نیست. تحصیل آکادمیک ساختاری درست‌تر و اصولی‌تر به دانشجو می‌دهد و مسیرش را منطقی‌تر می‌کند.

در کل، هم تئوری لازم است و هم آموزش عملی. ترکیب این دو خروجی درست می‌دهد. در غیر این صورت، فقط یک جنبه تقویت می‌شود؛ در حالی که امروز سرعت تولیدات بالا رفته و نگاه‌ها تغییر کرده است.

  • دلیل دیده‌شدن و شهرت شما در «پایتخت ۴» چه بود؟ چرا در فصل‌های بعدی حضور نداشتید؟

زمانی که نقش «سوسن» پیشنهاد شد، زنده‌یاد خشایار الوند حضور داشت و خط داستانی بسیار خوبی نوشته شده بود. آقای تنابنده هم در این زمینه استاد است و قصه بسیار متفاوت پیش می‌رفت. کاراکتر سوسن به‌تدریج شکل گرفت؛ با ایده‌هایی از خود من، آقای مقدم، مرحوم الوند و آقای تنابنده. اما در فصل‌های بعدی شرایط همکاری برایم فراهم نشد و اساساً داستان به آن کاراکتر مرتبط نبود، چون نقش پررنگی بود.

  • از میان نقش‌هایی که در تلویزیون بازی کرده‌اید، کدام برایتان ماندگارتر بوده‌اند؟

همه نقش‌ها برایم ماندگار هستند. من عاشقانه کارم را دوست دارم و همه نقش‌ها را با عشق بازی کرده‌ام؛ مثل بچه‌هایم هستند و تفاوتی برایم ندارند. از «شیار ۱۴۳» و نقش «مریم دختر یونس»، تا «ماجرای نیمروز» و نقش سهیلا، تا «لیلاج» که جایزه گرفتم؛ تمام‌شان را دوست دارم. در آن مقطع رسانه‌ها به قدر امروز فعال نبودند و کارها چندان دیده نمی‌شد، اما همه‌شان برایم ارزشمندند.

  • از سال ۸۹ تا امروز، بازیگری برای شما جنبه مالی داشته یا علاقه و شهرت؟

همچنان علاقه اولویت من است. بخش مالی همیشه هست و با تجربه بیشتر افزایش پیدا می‌کند؛ اما کیفیت نقش و کوالیتی کاراولویت اصلی من است.

  • در پایان، اگر خاطره‌ای از حضور در رئالیتی‌شوی «شفرونی» دارید، بفرمایید.

معتقدم بازیگر، حتی جدا از رسالت هنری‌اش، یک وظیفه کوچک هم دارد: اینکه لبخندی بر لب مخاطب بیاورد. اگر بتوانم در رئالیتی‌شوهایی مثل «شفرونی» چند دقیقه حال خوب به مخاطب هدیه کنم، برایم بسیار ارزشمند است. لزومی ندارد همیشه نقش‌های جدی بازی کنم؛ گاهی همین لحظات شاد، رسالت واقعی ماست.

دانلود و تماشای برنامه شفرونی

شفرونی برایم تجربه‌ای متفاوت بود

حضور «امیرمحمد متقیان» در رئالیتی‌شوی «شفرونی» برای بسیاری از مخاطبان خاطره‌انگیز بود؛ چهره‌ای که سال‌ها در کنار عموپورنگ با نسل کودکان و نوجوانان دهه ۸۰ خاطره ساخته بود، این بار در قالب «مهمان مخفی» در رئالیتی‌شوی «شفرونی» تجربه‌ای تازه را پشت سر گذاشت. امیرمحمد اکنون وارد مرحله‌ تازه‌ای از مسیرش شده؛ مسیری که در آن نه‌ تنها بازیگر و مجری، بلکه خالق و تولیدکننده محتوا است. او باور دارد نسل جدید را باید شناخت، نه سرزنش کرد؛ و این شناخت تنها از مسیر عشق، دوستی و گفت‌وگو ممکن است. با او درباره این تجربه و نگاهش به رئالیتی‌شوها و حضور در «شفرونی» هم‌کلام شدیم.

رئالیتی‌شوی شفرونی فرصتی بود برای دیده شدن

شفرونی؛ معرفی و اطلاعات برنامه آشپزی شاد

صفحه اینستاگرام فیلیمو را هم دنبال کنید

  • شرکت در «شفرونی» برای شما چه معنایی داشت؟ بازیگرها معمولاً در قالب شخصیت‌های دیگر دیده می‌شوند، اما این‌بار خود واقعی‌تان جلوی دوربین بودید. چه حسی داشت؟

کیسان دیباج: در کل خیلی اهل شرکت در رئالیتی‌شوها نیستم، اما «شفرونی» دکور جالب و رنگ‌ولعاب خاصی داشت و همین باعث شد علاقه‌مند شوم شرکت کنم. همه عوامل حرفه‌ای و درجه‌یک بودند، خیلی خوش گذشت و تجربه‌ای باحال بود.

  • وقتی متوجه شدید قرار است با دارا حیایی، رفیق قدیمی‌تان، شرکت کنید چه واکنشی داشتید؟

اگر غیر از او بود، شاید اصلاً شرکت نمی‌کردم! خیلی خوشحال شدم که دارا هم در برنامه حضور داشت. ما از قبل تجربه همکاری‌های مشترک در تئاتر و تلویزیون داریم و همیشه کنار هم حس راحتی و انرژی خوبی برقرار است.

  • آیا قبل از دعوت، «شفرونی» را دیده بودید؟

ما قبل از پخش قسمت اول دعوت شدیم و هنوز برنامه را ندیده بودیم. وقتی برای ضبط رفتیم، قسمت نخست پخش شده بود و توانستیم با حال‌وهوای برنامه آشنا شویم. سر صحنه هم راهنمایی خوبی از تیم تولید گرفتیم.

  • در رئالیتی‌شو، مرز میان واقعیت و نمایش وجود دارد. برای شما مهم‌تر بود مردم کیسان واقعی را بشناسند یا چهره‌ای حرفه‌ای‌تر را ارائه دهید؟

رئالیتی‌شوی «شفرونی» فضایی شاد و راحت دارد و مخاطب درواقع آنچه را که معمولاً پشت دوربین است، این‌بار جلوی دوربین می‌بیند. من سعی کردم مطابق حال‌وهوای برنامه رفتار کنم؛ خودِ واقعی‌ام، بدون نقش و کنترل اضافه.

  • همکاری‌تان با نیما شعبان‌نژاد و دارا حیایی چطور بود؟

نیما خوش‌اخلاق، خوش‌مشرب و حرفه‌ای است. به‌عنوان گرداننده برنامه کاملاً به کارش تسلط دارد و باعث شد همه در فضایی صمیمی حضور داشته باشیم. دارا هم از دوستان قدیمی من است؛ از دوران کودکی با هم شروع کردیم و ارتباط‌مان همیشه گرم و پر از خاطره بوده است.

کیسان دیباج در برنامه شفرونی

  • در «شفرونی» ترکیبی از رقابت، شوخی و لحظه‌های فان دیدیم. کدام بخش برایتان چالش‌برانگیزتر بود؟

همه بخش‌ها برایم جذاب بودند، چون تجربه اولم در این رئالیتی‌شوی متفاوت با محوریت آشپزی بود. اما چالش آشپزی واقعاً سخت بود! تخته لرزان حسابی کار را دشوار می‌کرد، باید آن را ثابت نگه می‌داشتم و همین باعث شد لحظه‌های بامزه‌ای رقم بخورد.

  • از این تجربه چه چیزی یاد گرفتید که ممکن است به مسیر بازیگری‌تان اضافه شود؟

رئالیتی‌شو بیشتر جنبه فان دارد، اما ارتباط مستقیم‌تری با مخاطب برقرار می‌کنی. معمولاً مردم بازیگران را فقط در قالب نقش می‌بینند و کمتر فرصت شناخت شخصیت واقعی‌شان را دارند. این تجربه باعث شد مخاطبانم من را از زاویه‌ای تازه ببینند.

کیسان دیباج: از کودکی عاشق سینما و تئاتر بودم و هر شخصیت برایم یک دنیای تازه است. وقتی نقشی را بازی می‌کنم، در آن زندگی می‌کنم؛ مدام به شخصیت فکر می‌کنم، مثل او رفتار و تصمیم‌گیری می‌کنم و با ذهن او روز را آغاز می‌کنم

  • آشپزی‌تان چطور است؟

به گفته دوستان، آشپزی‌ام خوب است و خودم هم واقعاً به آن علاقه دارم. معمولاً غذاهای خانگی و سنتی می‌پزم و از فرآیند آشپزی لذت می‌برم.

  • بازخورد مردم نسبت به حضورتان در «شفرونی» چگونه بود؟

خدا را شکر بازتاب خیلی خوبی داشت. مخاطبان در اینستاگرام بخش‌هایی از برنامه را وایرال کردند، پیام‌های محبت‌آمیز زیادی گرفتم و از استقبال مردم واقعاً خوشحال شدم.

  • از سریال «از سرنوشت» تا «گردن‌زنی»، مسیر قابل توجهی را پیموده‌اید. در انتخاب نقش‌ها دنبال چالش هستید یا محبوبیت؟

من همیشه سعی کرده‌ام گزیده‌کار باشم. از دوران کودکی دوست داشتم نقش‌هایی بازی کنم که هم مردم دوست‌شان داشته باشند و هم برای خودم چالش‌برانگیز باشند. تفاوت میان نقش‌ها برایم مهم است و تلاش می‌کنم هر پروژه تجربه‌ای تازه باشد و انتخاب‌های متفاوتی در بازیگری داشته باشم و هر کدام با دیگری متفاوت باشد.

  • خیلی‌ها شما را با نقش «سهراب» در سریال «از سرنوشت» شناختند. چطور توانستید از سایه آن نقش بیرون بیایید و هویت تازه‌ای بسازید؟

سریال‌های چندفصلی مثل «از سرنوشت» به‌طور طبیعی باعث می‌شوند بازیگر با همان نقش در ذهن مخاطب تثبیت شود، چون سال‌ها در قالب آن حضور دارد. من حدود پنج سال در این پروژه بازی کردم و کاملاً طبیعی بود که مردم من را با «سهراب» بشناسند. اما شخصاً تلاش کردم نقش‌هایی که پس از آن قبول می‌کنم، از هر جهت ــ چه از نظر فیلمنامه و چه از نظر ویژگی‌های شخصیتی ــ متفاوت باشند. حتی مدتی بعد از پایان «از سرنوشت» کار نکردم، چون نقش‌هایی که پیشنهاد می‌شد فضای مشابهی داشتند. ترجیح دادم صبر کنم تا نقشی تازه و چالش‌برانگیز پیشنهاد شود و بتوانم ابعاد گوناگون بازیگری‌ام را نشان دهم.

  • بازی شما ترکیبی از احساسات درونی و کنترل تکنیکی است؛ روش‌تان برای رسیدن به صداقت در بازی چیست؟ تمرین، مشاهده یا تجربه زیستی؟

در واقع مجموعه‌ای از همه این‌هاست. وقتی قرار است نقشی را بازی کنم، یعنی باید زندگی‌ای را خلق کنم. برای این کار اول باید خوب ببینم و خوب بشنوم. هر شخصیت، مثبت یا منفی، قهرمان یا ضدقهرمان، بخشی از جامعه است. به‌عنوان بازیگر باید جزئیات رفتار، گفتار، ناراحتی و خوشحالی آدم‌ها را مدام مشاهده کنیم. هر فرد در موقعیت مشابه، واکنش متفاوتی نشان می‌دهد و همین تفاوت‌ها هستند که کاراکتر می‌سازند. اگر خوب ببینی و به‌درستی گوش دهی، بانک اطلاعاتی ذهنی قوی خواهی داشت تا بتوانی شخصیت‌های متفاوت و واقعی خلق کنی.

  • چه نوع نقش‌هایی را دوست دارید تجربه کنید؟

علاقه دارم همه نوع نقشی را امتحان کنم. از کودکی عاشق سینما و تئاتر بودم و هر شخصیت برایم یک دنیای تازه است. وقتی نقشی را بازی می‌کنم، در آن زندگی می‌کنم؛ مدام به شخصیت فکر می‌کنم، مثل او رفتار و تصمیم‌گیری می‌کنم و با ذهن او روز را آغاز می‌کنم. این فرآیند برایم جذاب است، چون در قالب هر نقش انگار فرصتی داری چندین زندگی را تجربه کنی. من هر نقشی که بازی می‌کنم، در مدتی که سر پروژه هستم واقعاً زندگی‌اش می‌کنم و هر لحظه از آن لذت می‌برم؛ مثل این است که فرصت داشته باشی به‌جای یک بار، صد بار و به‌جای صد آدم زندگی کنی و برایم بسیار جذاب و دوست‌داشتنی است. نقش‌هایی را دوست دارم که فیلمنامه خوب و تیم حرفه‌ای پشت آن باشد. اگر این دو عنصر فراهم باشد، تمام انرژی‌ام را برای آن صرف می‌کنم.

دارا حیایی و کیسان دیباج در برنامه شفرونی

  • آینده حرفه‌ای‌تان را در بازیگری چگونه می‌بینید؟ امضای شخصی کیسان دیباج در نقش‌هایتان چیست؟

تمام تلاشم این است که هر نقشی که بازی می‌کنم ماندگار باشد. دوست ندارم صد نقش بازی کنم که بیشترشان فراموش شوند؛ ترجیح می‌دهم تعداد کمتر، اما تأثیرگذارتر باشند.

می‌خواهم تماشاگر با نقش‌هایم احساس هم‌ذات‌پنداری کند؛ اگر ملودرام هستند، با آن گریه کند یا عاشق شود، اگر کمدی‌اند، با آن بخندد و انرژی بگیرد. برایم مهم است که کارهایم ردپا بگذارند و در ذهن مردم باقی بمانند.

  • در خوانندگی هم فعالیت‌هایی داشتید و تک‌آهنگ‌هایی منتشر کرده‌اید. برنامه‌تان برای آینده خوانندگی چیست؟

از کودکی به موسیقی هم علاقه داشتم، برای خودم آهنگ می‌نوشتم، پیانو می‌زدم و ملودی می‌ساختم. هنوز به‌صورت حرفه‌ای در دنیای موسیقی فعال نیستم، اما احتمال دارد در آینده نزدیک به‌صورت جدی‌تر وارد این حوزه شوم و تجربه‌های تازه‌ای داشته باشم.

  • شما هم در تلویزیون و هم در شبکه نمایش خانگی فعالیت کرده‌اید. تفاوت این دو فضا را چگونه می‌بینید؟

هر کدام جذابیت‌های خاص خودشان را دارند. استانداردها و ممیزی‌ها در دو بستر متفاوت‌اند و همین تفاوت، فضای کار را تغییر می‌دهد. تلویزیون مخاطب گسترده‌تری دارد، چون در همه خانه‌ها حضور دارد، در حالی که شبکه نمایش خانگی بیشتر برای مخاطب هدف‌دار است. امروزه در دنیا تمرکز اصلی به سمت سریال‌ها و تولیدات پلتفرمی رفته و این مسیر آینده جذابی دارد.

  • این روزها روی چه پروژه‌هایی مشغول هستید؟

حدود یک سال است که روی صحنه تئاتر فعالیت مداوم دارم. در نمایش‌هایی مانند «پدرخوانده» و «شب امتحان» حضور داشتم و اکنون هم مشغول بازی در نمایشی تازه هستم که به‌زودی روی صحنه خواهد رفت.

  • در پایان، درباره تجربه‌تان در رئالیتی‌شوی «شفرونی» اگر نکته‌ای مانده، بفرمایید.

همان‌طور که در ابتدای گفت‌وگو گفتم، معمولاً اهل شرکت در رئالیتی‌شوها نیستم، اما حضور در «شفرونی» تجربه‌ای دلچسب و جالب بود. از نظر پروداکشن، طراحی و ایده سطح بالایی داشت؛ فضایی شاد و دل‌نشین با هدف خلق حس خوب برای مخاطب. به نظرم این رئالیتی‌شو توانست الگویی تازه در میان رئالیتی‌شوهای پلتفرمی ایجاد کند، در حالی که بسیاری از نمونه‌های موجود تکراری شده‌اند. در «شفرونی» همه عوامل صمیمی و همدل بودند و همین همدلی باعث شد تجربه‌ای مثبت در ذهنم باقی بماند.

دانلود و تماشای برنامه شفرونی

امیدوارم سپیدار را باور کنید

اطلاعات کامل سریال هزار و یک شب

  • شما در این سریال نقش «سپیدار» را ایفا می‌کنید. با توجه به پتانسیل‌های اسطوره‌ای سریال، شخصیت سپیدار در کجای این جهان پهناور و افسانه‌ای قرار می‌گیرد؟

مریم کاظمی، بازیگر سریال هزار و یک شب: وقتی که از کلمه پتانسیل استفاده می‌کنید یعنی  اینکه در بخش‌های این نیروی نهفته بالفعل می‌شود و قسمت‌های  جهان دیگر یا جهان اسطوره‌ای یا افسانه‌ای را می‌سازد. ولی از آنجایی که اسطوره‌ها در زندگی روزمره  همه انسان‌های دنیا وجود دارند بخش جدانشدنی داستان زندگی هرانسان و هر موجودی هستند. در ناخودآگاه همه ثبت شده، شما هم دارید و من هم دارم. فقط در این داستان این دو بخش کنار هم قرار گرفته و هردو مرئی و زنده کنار هم نشان داده می شود.

سپیدار زندگی روزمره خودش را علیرغم همه حوادث و رویدادها پیش می‌برد. همه عواطف و احساساتی که دیگران با پیچیدگی و سخت‌گویی در جست‌وجوی آن هستند و از آن‌ها دور می‌شود، برای سپیدار ساده، راحت و در دسترس است. به همان صمیمیت که نیلوفر و آشیان را دوست دارد، گربه‌ها و پرندگان و بچه‌های دیگر را هم دوست دارد. شرایط خود را پذیرفته و به جهان دیگر فکر نمی‌کند. او در این زندگی آسوده است. به آسودگی یک بچه با غم‌های ساده.

  • تحلیل شما از ابعاد روانی، جایگاه اجتماعی و کارکرد دراماتیک این شخصیت در بستر داستان چیست؟

به نظرم سپیدار نمونه شخصیت احتماعی است که مثل او را زیاد می‌توان پیدا کرد. خیلی‌ها می‌توانند خود را در او ببینند. زنی که شادی‌ها‌، آرزوها و احساساتش را نه از آن خود بلکه از آن دیگری می‌داند. شادی مهر و شادی او، نفرتش نفرت او و عشقش عشق او بود. وجودش به وجود دیگران گره خورد و رشد کرد و همان گونه بکر و بی تغییر ماند. زیرا فرصت محک زدن عواطف خود را با دیگران و با اجتماع نداشت و همین در بخش‌هایی از داستان از او عملکردی می‌سازد که انگار آماده‌اش نیست و واکنش‌های ساده انگارانه و گاهی کمدی دارد. او با تغییرات اجتماع رشد نکرده و وقتی با آن مواجه می‌شود واکنشش با بقیه فرق دارد. در کنار رشد روابط و شخصیت همه نقش‌ها او هم آهسته و مصر به قدم زدن خود ادامه می‌دهد.

  • با در نظر گرفتن تحصیلات و سابقه عمیق شما در تئاتر (خصوصاً تئاتر کودک که خود نیازمند زبانی دقیق و خاص است)، چگونه بدن، بیان و عمق شخصیت را برای ایفای یک نقش در سریال آماده کردید؟

همانطور که قبلا گفتم، ابزار بازیگر بدن، بیان و عواطف اوست. در نمایش  تئاتری یا نمایش تصویری میزان استفاده از این ابزار متفاوت می‌شود. بخشی از این ابزار در مدیوم‌های مختلف کارکرد شدیدتر یا ضعیف‌تری پیدا می‌کنند. اگر بدون دانش نسبت به بازیگری، در مورد بازی روی صحنه یا جلوی دوربین صحبت کنیم یعنی فقط شنیده‌ها را تکرار کرده‌ایم، بدون اینکه بتوانیم تحلیل کنیم با یک تیتر درشت بازیگری را توضیح غلط داده‌ایم. بازیگری در مدیوم های مختلف یعنی اینکه بدانید چقدر و چه اندازه از ابزار این کار استفاده کنی.

  • آیا سپیدار نیازمند فاصله گرفتن از «من» مریم کاظمی بود یا ریشه‌هایی از تجربیات گذشته شما در آن حضور داشت؟

عواطف بازیگران متاثر از عواطف و تجربیات شخصی یا اجتماعی آن‌هاست. بدون تصویر ذهنی هیچ نقشی شکل نخواهد گرفت. اینکه شما در ذهن خود نقش را بفهمید و تصویر بیرونی آن را نبینید قادر نخواهید بود عواطف را انتقال دهید. بدن شما، صدا و حالت‌های شما ظرفی است که مایع سیال احساسات از طریق آن امکان بروز پیدا می‌کند. بنابراین به نظر من از خود فاصله گرفتن جمله درستی نیست. بلکه بخشی از خودت که نزدیک‌تر به کاراکتر است نمود پیدا می‌کند. بقیه ظواهر گریم و لباس و صحنه است.

مریم کاظمی در سریال هزار و یک شب

  • شما دوره‌های تخصصی متد استانیسلاوسکی و پانتومیم ژاک لکوک را گذرانده‌اید. این دو مکتب (یکی متمرکز بر درون و دیگری بر بدن و حرکت) چگونه به کمک شما در ایفای نقش سپیدار در مقابل دوربین آمدند؟ آیا می‌توان گفت یک بازیگر با سابقه تئاتری، ابزار دقیق‌تری برای فیلتر کردن احساسات برای دوربین دارد؟

البته در مورد متد استانیسلاوسکی تحت نظر مصطفی اسکویی و پانتومیم مکتب ژاک لکوک تعریف‌های دیگری هم وجود دارد که زاویه دید خواننده یا پژوهنده را گسترش می‌دهد طوری که یک زمینه علمی تحقیقی را با یک جمله نمی توان توضیح داد. ولی یادگیری هر مکتبی و هر متدی برای بازیگر کمک کننده است. بازیگر بازیگر است . هیچ فرمول دیگری وجود ندارد.

  • به‌عنوان مدرس و کارگردان تئاتر، شما با درک عمیقی از انتقال حس در فضای بزرگ صحنه آشنا هستید. در یک مدیوم تصویری مانند سریال هزار و یک شب که نیازمند ظرافت‌های دوربین است، چالش شما در تعدیل و کنترل انرژی تئاتری برای رسیدن به لحن طبیعی جلوی دوربین چه بود؟

ممنونم که فعالیت‌های  مرا در بخش تئاتر دنبال کرده‌اید. باید بگویم مدیوم تصویری هم صحنه دارد، بعضی وقت‌ها بزرگ و بعضی وقت‌ها خیلی کوچک. دوربین بعضی وقت‌ها مثل بعضی تئاترها ظرافت دارد بعضی وقت ها هم مثل بعضی تئاتر‌ها ندارد. همه به نوع داستان‌گویی شما بستگی دارد. به جای توجه به ماهیت نباید ذهن یادگیرنده را به سمت تیترهای اسنوب برد. سبک‌های مختلف تئاتری وجود دارد که در آن‌ها کنترل حرکت و صدا و صرف انرژی حتی از مدیوم تصویری هم مینیمال‌تر و بسته‌تر است. این مسائل هیچ تعریف خاصی ندارد و کلا هیچ قانون خاصی در هنر وجود ندارد.

  • شما به‌عنوان سرپرست گروه تئاتر مستقل و کارگردان، یک دیدگاه جامع و ساختاری نسبت به پروسه تولید دارید. آیا این نگاه کارگردانی حین بازی در «هزار و یک شب» در شما فعال بود؟ این دانش عمیق‌تر از فرآیند تولید، تا چه حد بر انتخاب‌ها و پیشنهادات شما در حین کار تأثیر می‌گذارد؟

خیر. من به عنوان یک بازیگر کاملا در اختیار تیم تولید و نظرات کارگردان هستم.

  • بازتاب های سریال را تاکنون چگونه دیده‌اید؟

به نظرم این را شما باید بگویید. ولی خانه و خانواده و دایره دوستانم آن را دوست داشته‌اند و بسیار از داستانگویی‌، تصویر و نور و فضاسازی و بازی‌های بازیگران لذت می‌برند. ولی تحقیق میدانی نکرده‌ام و آماری در مورد نظرات مخاطبان ندارم.

  • سخن پایانی؟

امیدوارم سپیدار را باور کنید.

دانلود و تماشای سریال 1001 شب

بازیگری که با نقش زندگی می‌کند

در میان بازیگران سریال «هزار و یک شب»، حضور خسرو شهراز بیش از هر چیز به واسطه‌ پیچیدگی‌های نقش در ذهن مخاطب حک می‌شود؛ او در نقش مدیر چاپخانه‌ای ورشکسته ظاهر شد که در میانه‌ بحران اقتصادی و فشارهای طاقت‌فرسای خانوادگی تاب نیاورد و ناگهان دچار سکته شد. شهراز با درک عمیق پیچیدگی‌های نقش «مسعود»، توانست این کاراکتر را از سطح یک کلیشه صرف، به انسانیت و تفاوتی بنیادین ارتقا دهد؛ پدری که آزادی و آینده دخترانش را در میانه اضطراب و درماندگی می‌خواهد حفظ کند، اما در نهایت در برابر ساختارهای تلخ جامعه سر فرود می‌آورد. در کارنامه‌ هنری خسرو شهراز، همواره تنوع نقش‌های متفاوت به چشم می‌خورد. گفت‌وگوی ما را بخوانید.

فیلم ناجورها را کاملا مستقل ساختم

حسین فرحبخش که همواره به‌عنوان تهیه‌کننده حضوری پررنگ در سینمای ایران داشته، با «ناجورها» به عرصه کارگردانی بازگشته است؛ فیلمی که برخلاف تصور اولیه نه‌تنها کم‌هزینه نبوده، بلکه به‌دلیل تک‌لوکیشن بودن و فیلمبرداری تماماً شبانه، ریسک‌های تولیدی و اجرایی قابل‌توجهی را به همراه داشته است. فرحبخش در این گفت‌وگو درباره چرایی کارگردانی این پروژه، چالش‌های حضور بازیگران پرمخاطبی چون پژمان جمشیدی و محسن کیایی در شرایط سخت فیلم‌برداری، مدیریت بداهه‌پردازی‌ها و مهم‌تر از همه، انتقاد صریح خود از ساختارهای موجود در اکران سینمای ایران ــ به‌ویژه معضل فروش‌های فیک ــ سخن گفته است. این مصاحبه پیش از این در رسانه دیگری منتشر شده است.