من و آنها
زنها فین بالا میکشیدند و اشک صورت را با گوشه چادر پاک میکردند. آخر روضه بود و شیخ حسین مثل همیشه سر به آسمان، دستها را از هم باز کرده بود …
زنها فین بالا میکشیدند و اشک صورت را با گوشه چادر پاک میکردند. آخر روضه بود و شیخ حسین مثل همیشه سر به آسمان، دستها را از هم باز کرده بود …
آدم خوبی بودم. همچنان با شدت و حدت، طلب شهادت میکردم. سالبهسال وصیتنامهها را با لحن عارفانهتری بازنویسی میکردم.