برچسب مریم امیرجلالی

ثروت خفته 1387

پسری جوان، صاحب یک حمام قدیمی است. این حمام به دلیل موقعیت مناسبی که دارد مشتریان زیادی دارد. روزی یک مشتری برای خرید حمام به پسر جوان مراجعه میکند اما از قضا…

ماهی کوچولوها دعا می‌خوانند 1387

همدم رومینا، دختربچۀ کوچک خانواده ماهی‌های حوض مادربزرگ‌ هستند. پدر و مادر رومینا شاغل هستند و مشغولیتشان باعث شده که کمتر با دختر خود وقت بگذارند. از طرفی رومینا که قلب کوچک و مهربانی دارد نمی‌خواهد آن‌ها را به خاطر نبودشان سرزنش کند و همین‌طور مادربزرگش را تحت‌فشار قرار دهد به همین خاطر تمام‌وقتش را با ماهی‌های حوض گذرانده و دوستی عمیقی بین او و ماهی‌ها شکل می‌گیرد. او در همین اوضاع بیمار شده و معلوم می‌شود که به بیماری سرطان خون مبتلا است. از طرفی مادر رومینا وکیل پروندۀ زمین‌های وقفی بوده که فردی سودجو به نام «گذرآبادی» به آن چشم دارد. مریضی رومینا و فشار این ملاک باعث شده که پدر و مادر رومینا بر سر باور و نجات دخترشان در یک دوراهی قرار بگیرند...

طلاق در وقت اضافه 1387

طلاق در وقت اضافه مضنونی طنز دارد و داستان اختلاف یک زوج را روایت می کنند که تلاش می کنند تا مناسبات تلخ زندگی شان را از دیگران پنهان کنند و در این میان موقعیتهای طنزی آمیز دیده می شود که و …

اون روی زندگی 1392

مسعود مرد خسیسی است که در خانه ای بزرگ به تنهایی زندگی می کند. او که مرد بسیار ثروتمندی است از مال و اموالش حتی به فرزندانش هم نمی دهد تا اینکه خبردار می شود به افراد بالای 60 سال خانه می دهند، اما شرطش این است که ....

افسون 1383

دختری که تنها از شهرستان به تهران آمده تا اقوامش را پیدا کند، موفق به این کار نمی شود و در پارک سرگردان می ماند. دو پسر جوان مزاحم او می شوند و...

قبر مشترک 1391

داستان درباره مردی است به نام سیف الله که با همسرش زندگی می کند و پس از سالها زندگی تصمیم می گیرند تا از هم جدا شوند. همسر آقا سیف الله دادخواستی ترتیب داده تا نصف دارایی های آقا سیف الله به نام او شود. اما آقا سیف الله قبول نمیکند تا نصف دارایی هایش را به نام همسرش کند. آقا سیف الله قبری دارد که تصمیم به فروش آن می گیرد تا با فروش قبر بدهی اش را به طلبکارش بدهد اما متوجه می شود که قبر ۱۶۰ تومن می ارزد. قبر آقا سیف الله دو طبقه است یکی از طبقات قبر برای خانم آقا سیف الله است پس تصمیم می گیرد تا خانمش را راضی کند…

یکی بود یکی هست 1389

داستان فیلم "یکی بود یکی هست" درباره جوانی به نام تورج است. پدرش در وصیت‌نامه‌اش از او خواسته تا به سفر حج برود. تورج آمادگی سفر را ندارد، اما خانواده با کمک دوست پدرش شرایطی را فراهم می‌کند تا او آماده سفر شود.