برچسب مرتضی کاظمی

زمانی برای پشیمانی 1387

کاشف برای مشارکت در یک کار تولیدی مبلغ هنگفتی را به دوست صمیمی خود، عابدی قرض می دهد و در مقابل از او چکی به همان مبلغ می گیرد . در سر رسید چک، عابدی نمی تواند قرض کاشف را پس بدهد و به دنبال شکایت کاشف، به زندان می افتد . تلاش خانواده عابدی برای گرفتن مهلت از کاشف، به جایی نمی رسد تا این که اتفاقاتی مسیر قصه را کاملاً عوض می کند و ...

گسل 1396

محسن اعتبار (بیژن امکانیان) معاون وزیر منابع و انرژی‌های پاک (معادل وزارت نیرو) در پی رسوایی مربوط به سد کوروچ، داوطلبانه از سمت خود استعفا می‌کند اما در این بین به ناگاه متوجه توطئه‌ای بزرگ می‌شود. او به همراه محافظش ارشیا مبتنی (سام درخشانی) در راه پرده برداری از این توطئه، درگیر موقعیت‌هایی طنز می‌شود.

راه شیری 1393

این اپیزود درباره نویسنده ای به نام فرهاد راسخ است که در زندگی مشترکش با هدیه دچار مشکل شده و در موقعیت حساسی از زندگی زوج دیگری قرار گرفته است. او مجبور می شود وارد بازی خطرناکی شود.

گلهای گرمسیری 1386

داستان این مجموعه دربارهٔ تعطیلی دانشگاه‌ها قبل از جنگ ایران و عراق است که باعث رفتن دانشجویان می‌شود و ناهید و رسول هم از هم جدا می‌شوند. رسول برای شرکت در جنگ عازم خرمشهر می‌شود و…

راز پنهان 1391

راز پنهان داستان مردی است متأهل، که به علت دوستان نابابی که در جوانی و دوران دانشجویی داشته، آلوده به خلافکاری و پولشویی می‌شود. وی در ادامه در اثر یک تصادف حافظه خود را از دست می‌دهد.

پرگار 1399

پرگار ماجرایی درباره مشکلات نوجوانان دارد که به طور غیر مستقیم پیرامون موضوعاتی همچون مواد مخدر در مدارس، نقش خانواده در تعلیم و تربیت فرزندان و عشق بازیگری میان جوانان و نوجوانان به خصوص دختران روایت می‌شود. پرگار روایتگر داستان خانواده‌ای است که برای ادامه تحصیل دختر بزرگشان در مقطع دکترا، راهی تهران می‌شوند، اما خواسته یا ناخواسته درگیر موضوعاتی می‌شوند که دستمایه سکانس‌های مختلف سریال پرگار است.

پرستاران 1395

این مجموعه تلویزیونی زندگی چند پرستار را نمایش می‌دهد که در یک اورژانس فعالیت می‌کنند و البته فقط به زندگی حرفه‌ای آن‌ها نمی‌پردازد؛ بلکه داستان‌هایی از زندگی شخصی این پرستاران و تعاملات آن‌ها با کادر درمانی را نیز به نمایش می‌گذارد.

تا ثریا 1390

زن میانسالی به نام ثریا (آزیتا حاجیان) که پانزده سال پیش شوهر خود را از دست داده‌است، در بیمارستانی مشغول به پرستاری است. او با سرهنگ (همایون ارشادی) که یکی از بیمارها بوده‌است، آشنا می‌شود و پس از درمان او، پنهانی با یکدیگر ازدواج می‌کنند. او مبلغ هنگفتی را به پسر سرهنگ (مهران احمدی) قرض می‌دهد و قرار می‌شود که سود پول را نیز از او بگیرد...