برچسب مرتضی ضرابی

روح مهربان 1384

روح میرزا علی اکبرخان که فردی متدین و معتمد است، پس از فوتش در خانه اش ظهور می کند. سوگول نوه او که دختری شیرین زبان و حساس است، به همه می گوید که علی اکبرخان نمرده و او همیشه او را می بیند ...

گل مرداب 1381

گل مرداب روایتگر سرگشتگی جوانانی ست که به دلیل مسائل مختلف پیرامونشان مانند اختلافات خانوادگی، درک نکردن والدین پول زیاد، معاشر نامناسب گرفتار معضل اعتیاد می شوند.

بیست و از من نگیر 1392

"بیستو از من نگیر" داستان دانشجوی نابغه ای است که همکلاسی هایش تصمیم می گیرند در روند تحصیل و زندگی او حوادثی را به وجود بیاورند که در درسهایش نمره بیست نگیرد.

پیشواز 1390

داستان سریال پیشواز درباره دو نوجوان به نام حمید و هاشم است که باعث پدید آمدن ماجراهای مختلفی می‌شوند. جعفر دهقان در این سریال ایفاگر نقش پدر حمید یعنی آقا یدالله خواهد بود. او شخصیتی انقلابی است که در طول داستان با شخصی به نام بهادرخان که نماد ظلم و ستم است، به مبارزه می‌پردازد. بازیگر نقش بهادرخان مهدی میامی است. او صاحب قالی‌بافی روستاست.

مینا نوروزی‌فر هم ایفاگر نقش گلچهره، همسر بهادرخان است. او آدم تازه به دوران رسیده‌ای است که کمبودهای عاطفی خود را با ولخرجی و سفر به شهر جبران می‌کند. گلچهره به دنبال تصمیمی که می‌گیرد، زندگی‌‌اش دستخوش تغییراتی می‌شود که او را با شخصیت واقعی خود و همسرش آشنا می‌کند.

اسماعیل سلطانیان هم یکی دیگر از بازیگران محوری این سریال است که در نقش یعقوب برادر یدالله به ایفای نقش می‌پردازد. یعقوب از شخصیت‌های فعال و حامی انقلاب است، اما مانند یدالله تند و تیز و به نوعی نماد قشر محافظه‌کار محسوب می‌شود.

بی‌بی از دیگر شخصیت‌های مطرح این سریال است که شخصیتی مذهبی دارد. او مادربزرگ حمید است و به نوعی تکیه‌گاه این شخصیت است. مرتضی ضرابی هم بازیگر نقش حسن سلمونی است که با الاغ خود در روستاهای اطراف باربری می‌کند.

مهر و ماه 1383

سیمین، همسر جلال مهدوی، 25 سال پیش به همراه برادرش، شکور، برای دیدن دخترش به خارج می‌رود و اصرار می‌کند که مهدوی نیز اموالش را بفروشد و نزد آنها برود. اما او قبول نمی‌کند و پس از چند ماه تنهایی با زنی به‌نام صفورا ازدواج می‌کند. سیمین به همراه شکور به ایران باز می‌گردد و آن زن را که حامله بوده از خانه بیرون می‌کند و تهمت خیانت به او می‌زند تا مهدوی دیگر دنبالش نگردد. اما سالها بعد سیمین به هنگام مرگ به کرده خود اعتراف کرده و از مهدوی می‌خواهد آن زن و بچه‌اش را پیدا کند. اطرافیان مهدوی که از ماجرا بی‌اطلاعند به تحریک شکور که چشم به ثروت مهدوی دارد او را دیوانه و پریشان حال می‌خوانند. اما با هوشیاری هادی و مینا، پسر و دختری که تحت تکفل مهدوی بوده‌اند، این معما حل می‌شود و نهایتا" مهدوی متوجه می‌شود که هادی پسر واقعی خودش است که نزد زن زحمتکشی به‌نام آسیه بزرگ شده و زمینه ازدواج هادی و مینا را فراهم می‌کند

زندگی از نو 1397

«زندگی از نو» داستان زوج جوانی است که به شمال می‌روند و کمپ گردشگری ایجاد می‌کنند. این مجموعه به مولفه‌هایی چون محیط زیست، منابع طبیعی، اقتصاد و… می‌پردازد.

معصومیت از دست رفته 1382

داستان این سریال، به سده نخست هجری برمی‌گردد و با محوریت شخصیتی به نام شوذب شکل می‌گیرد.شوذب از یاران علی است، منتهی اکنون خزانه‌دار کوفه و امویان شده‌است. این سریال شوذب را در میانه عشق بین دو زن ترسیم می‌کند.
اولین زن ماریا است که زمانی مسیحی بوده‌است و خاطرات شیرینی از دوران خلافت علی دارد که به منزل آنها سر می‌زده‌است و دستگیر فقر و تنگدستی‌شان بوده‌است. دیدن شوذب، ماریا را به یاد علی می‌اندازد و همین بتدریج علاقه او را به شوذب شکل می‌دهد. ماریا که پس از مرگ مادر به دیر سپرده شده و به قالب راهبه مسیحی درآمده است، همچنان دل در گرو عشق شوذب دارد و برایش پیام‌هایی عاطفی می‌فرستد و در مواجهه بین این دو، شوذب نیز گرفتار عشق ماریا می‌شود.

اما زن دوم یک یهودی است به نام حمیرا که با شمایل کولی‌وار خویش، دل شوذب را می‌فریبد و او را بتدریج با وسوسه به راهیابی بیشتر به دستگاه خلافت امویان، از ایمان دور می‌سازد.

به این ترتیب این سریال در یک عرصه دوسویه شکل می‌گیرد: سویه‌ای که نهایتش به سعادت ختم می‌شود و سویه‌ای که فرجامش جز شقاوت نیست و اکنون شوذب باید بین این تنگنا راهی را برگزیند. شوذب نهایتاً با ماریا ازدواج می‌کند اما به دلیل رفت‌وآمدهای مکرر حمیرا نسبت به او بی محبت شده و ماریا او را ترک می‌کند. ماریا در هنگام زاییدن پسرش از دنیا می‌رود و شوذب نیز با حمیرا ازدواج می‌کند. اما چند سال بعد پسر شوذب، زید، اتفاقی عاشق ربابه دختر حمیرا می‌شود و در این راه کشته می‌شود. شوذب هم دیوانه شده و ربابه را در مجلس عروسیش می‌کشد. اما نهایتاً به وسیله سواری از زندان نجات می‌یابد.