اوایل که وارد دانشگاه شده بود، از طرف آیت الله امامی کاشانی یک عبا هدیه گرفته بود. از داشتن این هدیه، آن قدر ذوق کرده بود که بارها دیدم آن را میبوسید.
در مقتلها و مدحها و سخنرانیها وقتی از افتادن روسری از سر حضرت زینب (س)، از کوبیدن سر بانو به محمل و خونین شدن پیشانی و پریشان شدن موها و کنار رفتن حجابشان گفته میشد، اصلاً باور نمیکرد.
هیچ گاه مستقیم به نامحرم نگاه نمیکرد و به شدت مقید و چشم پاک بود. اوقاتی که در مهمانیهای خانوادگی بود اگر بانوان حضور داشتند حریم شرعی را رعایت می کرد.
عاشق امام حسین (ع) بود. تا اسمش را می شنید، منقلب می شد. شور حسینی همیشه در وجودش شعله ور بود. طوری که خواهرش به او گفت که عاشق شدهای؟! او جواب داد: عشق فقط یک کلام... حسین علیه السلام.