برچسب مختار سائقی

دیگری 1393

این مجموعه با محوریت موضوع اهدای عضو،داستان جوانی به نام علی را روایت می کند که هم از پدر پیر خود نگهداری می کند و هم نقش موثری در زندگی خواهرش دارد. او فردی خیرخواه است. به بچه های بی سرپرست پرورشگاه سر زده و زندانیان تنها را رایگان به مقصد می رساند. تا این که در سالروز تولدش اتفاقی رخ داده و نظم زندگی اش به هم می خورد…

پسرها سرباز به دنیا نمی آیند 1387

جوانی به نام نیما به خدمت سربازی فراخوانده می شود؛ اما وی که تمایل دارد هرچه سریع‌تر به آمریکا برود با اتخاذ شیوه های مختلف و ایجاد موقعیت های طنز درصدد خلاصی از انجام وظیفه عمومی بر می آید تا جایی که کانون خانواده اش در آستانه از هم پاشیدگی قرار می گیرد و…

ششمین نفر 1390

در پی قتل پدر سرگرد آسایش که از افسران بلند پایه ارتش بوده، داوود برادر همسرش به اتهام قتل دستگیر می‌شود. این اتفاق سرآغاز روشن شدن ماجراهای پنهان دیگری است که ...

هیچ کاره 1397

داستان این سریال روایتگر زندگی شخصی بنام پرویز است که مدتی است زندگیش دچار بحران شده و یک ماه فرصت دارد تا پول تهیه کند. از این رو به همراه دوستش شهاب به سراغ کارهای مختلفی رفته و در هر کار شکست می خورد و دردسری جدید برایشان رخ می دهد، تا اینکه با پیرمردی آشنا می شوند و با توصیه های وی، بسیاری از شغل های کاذب را تجربه کرده و در فضایی طنز با مشکلات جدید مواجه می شوند.

سه دنگ سه دنگ 1389

«نصرت عشقی» (با بازی سیروس گرجستانی) سال‌هاست در یکی از محلات قدیمی تهران، نانوایی سنگک دارد و به اتفاق سه پسرش «مسعود» (جواد عزتی)، «محمود» (عباس جمشیدی‌فر) و «منصور» (اشکان اشتیاق) آنجا را اداره می‌کند. اما تنها سه دانگ از مغازه به نام اوست و سه دانگ دیگر، متعلق به شریک و دوست قدیمی‌اش «پرویز» (با بازی محمد کاسبی) است که ۱۰ سال قبل از ایران مهاجرت کرده و اکنون در ایتالیا زندگی می‌کند. پرویز پس از سال‌ها به ایران می‌آید تا سه دانگ سهم خود را بفروشد. نصرت که برای این نانوایی رنج و زحمت زیادی کشیده‌است، در تلاش است تا پولی جور کند و سه دانگ پرویز را خودش بخرد، اما در این میان، ماجراهایی پیش می‌آید که زندگی او و خانواده‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آن‌ها نیز تصمیم می‌گیرند تا به خارج مهاجرت کنند؛ تا اینکه…

شکرآباد 1393

این مجموعه به صورت اپیزودیک است. داستان‌ها و اتفاقات در سال‌های خیلی دور و در مکانی نامعلوم رخ می‌دهد، البته از نیمه‌ی راه، به این مکان "بلخ" اطلاق می‌شود. مردم و اهالی این مجموعه به رغم آنکه در زمان گذشته هستند هر از گاه از ابزار مدرنی مانند تلفن همراه، تلویزیون، موتورسیکلت و … استفاده می‌کنند.

راوی داستان‌ها سه گونه‌اند:

در قسمت‌های اول، معلمی در مکتب‌خانه به زور برای شاگردان از روی کتابی قدیمی، حکایت‌های پندآموز می‌خواند.
در قسمت‌های میانی پدر پیری را در بستر مرگ مشاهده می‌کنیم که برای سه فرزندش با نام‌های آلفرد، هیچکاک و تقدیم می‌کند - که کارهای اشتباه انجام می‌دهند - حکایت تعریف می‌کند تا آن‌ها پند بگیرند.
در قسمت‌های پایانی مردی زندانی در محبسی سنگ می‌شکند و بخاطر تنهایی نیازمند هم‌صحبت است تا برای او حکایتی بگوید و در هر قسمت، هم‌بندی جدیدی وارد زندان می‌شود، اما معمولا در پایان همان قسمت یا آزاد می‌شود یا از زندان می‌گریزد و زندانی اول، باز تنها می‌شود.