برچسب مختار سائقی

زمانه 1391

جوانی به نام بهزاد (حمید گودرزی) تصمیم دارد با دخترعموی خود بهار (آیدا فقیه‌زاده) ازدواج کند. پدر بهزاد ۲۰ سال پیش در یک سانحه رانندگی کشته شده و حسام، عموی بهزاد (حسین محجوب) از خانواده او سرپرستی می‌کرده‌است. حسام کارخانه‌دار است و سهیل خرم را (بهنام قربانی) که یکی از کارکنان اوست، به دلیل کلاهبرداری از کارخانه اخراج می‌کند. سهیل، حسام را تهدید می‌کند که اگر او را به کارخانه برنگرداند، دردسر بزرگی برایش درست می‌کند. با قبول نکردن حسام، سهیل پیش بهزاد می‌رود و به همراه یک شاهد، ادعا می‌کند حسام، بیست سال پیش، پدر بهزاد (حبیب) را به قتل رسانده‌است و همچنین بهزاد صاحب عمه‌ای (مهرانه مهین‌ترابی) است که از وجودش اطلاع ندارد. بهزاد وکیلی به نام ارغوان آذرنیا (پریناز ایزدیار) می‌گیرد و سعی می‌کند حقیقت را کشف کند.

صداکن مرا 1400

داستان از این قرار است که مردی برای فرار از بدهی ‌ای خود مجبور می شود به یکی از کارگران خود تهمت بزند. در بین متوجه می‌شود که ان کارگر صاحب زمینی است و آن زمین قیمت زیادی دارد و سعی می‌کند آن زمین را از چنگ او در بیاورد.

سیاهی لشگر 1390

ابراهیم با مادر و برادرش زندگی می کند و برای امرار معاش در فیلم های سینمای نقش سیاهی لشکـر را بازی می کند. برادر کوچک تر او عاشق دختری شده است که…

تعطیلات نوروزی 1370

مدیر یک واحد صنعتی بزرگ، تصمیم دارد تعدادی از کارگران خود را به عنوان «کارگر نمونه» انتخاب و خانه‌هایی را به آنان واگذار کند. همه کارکنان و کارگران تلاش گسترده‌ای را آغاز می‌کنند تا نامشان در لیست افراد برگزیده قرار گیرد و به تبع آن، توطئه‌ها و اختلافات زیادی در طی داستان به وجود می‌آید، اما سرانجام، حق به حق‌دار می‌رسد.

کباب غاز 1390

داستان از این قرار است که کارمندی ترفیع رتبه گرفت و قرار شد از این بابت به همکاران کباب غاز دهد ولی می خواستند کباب را سر سفره بیاورند و کسی آن را دست نزند. پسر عمویش مصطفی در منزل آنها بود و از قبل به او گفتند که سر سفر بگو ما کباب نمی خوریم تا مهمانها کباب غاز را دست نزنند. او همین کار را میکند ولی صاحب خانه در ظاهر اصرار به خوردن می کند و از کباب تعریف می کند. این تعریف باعث شد که دل مصطفی آب شده و قسمتی از گوشت غاز را بگیرد و …

تلسکوپ 1391

این فیلم داستان دختر بچه‌ای را روایت می‌کند که از پدر خود درخواست خرید تلسکوپ دارد تا بتواند اتفاقی را که قرار است در آسمان رخ دهد ببیند. پدر 12 ساعت فرصت دارد که این تلسکوپ را خریداری کند و با این‌که در شرایط اقتصادی خوبی به سر نمی‌برد سرانجام موفق به خرید این تلسکوپ می‌شود.

آرایشگاه زیبا 1369

اسد خمارلو آرایشگری است که با آن که سن بالایی دارد، هنوز ازدواج نکرده و همین امر منجر به این می‌شود که هرکدام از دوستانش، شخصی را برای ازدواج، به او معرفی کنند. این قضیه تا جایی پیش می‌رود که پسر خسته شده و سعی می‌کند به زندگی خود سر و سامانی بدهد. در هر قسمت از داستان، پسر به همراه مادر و خواهرش به خواستگاری می‌رود ولی هیچ‌یک سودی ندارد تا این‌که با خانمی آشنا می‌شود.