برچسب محمود پاک نیت

یوسف پیامبر 1387

سریال «یوسف پیامبر» روایتگر زندگی «حضرت یوسف (ع)» از کودکی تا بزرگسالی است. زمانی که او کودک بود برادران حضرت یوسف او را در چاه می اندازند. زمانی که کاروانی برای استراحت قصد آب خوردن از این چاه را داشتند او را پیدا می کنند و با خود به مصر می برند و داستان او از اینجا شروع می شود.

نفس گرم 1394

این سریال یک ملودرام اجتماعی است و داستان آن دربارهٔ زنی بنام «ملیحه» است با اعتقادات بالای مذهبی، در مسیر داستانی سریال اتفاقاتی برای او رخ می‌دهد که به نوعی مسیر زندگی و اعتقادی اش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

صندلی چهارساله 1394

حمید جهاندار ۵۵ ساله نماینده مجلسی که خود را برای رقابت‌های دور بعد از انتخابات آماده می کند. تصمیم دارد برای تبلیغات و جمع‌آوری رأی و نظر مردم حوزه انتخاباتی اش سفری به منطقه کند. این درحالی است که افراد ستاد انتخاباتی‌اش در شهرستان در حال انجام تبلیغات و زمینه سازی برای ورود او به شهرستان هستند. حمید جهاندار به همراه محافظش و در لباس مبدل به منطقه خود می رود و...

پس از باران 1379

این سریال در فضای گیلان مقابل دوربین رفت و نگاهی به تاریخ ایران در دوران اوایل پهلوی دوم است. پس از باران روایتی انسانی از روابط ارباب و رعیتی بود. این سریال با موضوع قراردادن زندگی خانواده یک ارباب و حضور دختری با عنوان همسر دوم ارباب، شرایط جدید و مخالفت‌های خانواده ارباب «همسر اول» و عواقب و عوارض چنین حضوری را نمایش می‌داد. در این سریال عشق همراه با ارباب بودن، و مظلومیت زنان دوم اربابان و قدرت اربابان و خان‌ها را در گذشته می‌توان دید. این سریال روایتی از دوران زندگی در زمان اوایل پهلوی دوم است و مشکلاتی که مردم متحمل می‌شدند.

هفت سنگ 1393

این سریال داستان سه زوج را دربرمی‌گیرد که با هم نسبت خانوادگی دارند و ماجرا هاو داستان‌های متفاوتی با یک مضمون مشترک در هر قسمت مطرح می‌شود، که این سه داستان سرانجام به یک برآیند می‌رسند.

به رنگ خاک 1398

مهرداد که در جزیره هرمز به کار آموزش غواصی مشغول است دلباخته دختر ناخدا جمات است در حالی که ناخدا مخالف جدی ازدواج این 2 است. از سوی دیگر یک تیم خلافکار به شدت در پی پیدا کردن مهرداد هستند و او نیز هر روز برای یافتن شیئی قدیمی به زیر آب رفته و غواصی می کند.

پشت کوه های بلند 1391

سامشا که حالا پادشاه شده، همراه با ملک خاتون، شمس وزیر، قشون سالار و دیگر خدم و حشم معمول پادشاهان از جمله تلخک دربار، برای تفرج، شکار و خوشگذرانی به اصفهان می‌آید.

حاکم دست نشانده سامشا در اصفهان که دور از چشمان سامشا می‌خواهد پادشاهی را از آن خود کند، با طراحی پیشکار خواجه نعمان تاجر بزرگ اصفهان و کدخدای کولیباد را به دارالحکومه دعوت کرده تا با جلب حمایت آنها طرح خود را عملی کنند. معلوم می‌شود که خواجه نعمان با غرق شدن کشتی‌هایش در مسیر هند ورشکسته شده و کدخدای کولیباد هم آن سلحشور و جنگجویی که تصور می‌کردند نیست.

قاصد پادشاه سر می‌رسد که سامشا در انتظار پیشواز حاکم در نزدیکی اصفهان اردو زده است و بنا به خلقیت خاصش و عادت دوران راهزنی هنوز بیابان نشینی و چادرنشینی را به کاخ‌نشینی ترجیح می‌دهد و به این جهت کنار رودخانه زاینده رود اردوگاهی برایش علم می‌شود، حاضر نیست وارد شهر اصفهان شود. حاکم و پیشکار عاجز و درمانده که نقشه پادشاهی را چه کنند و…

کهنه سوار 1376

جوانی به نام «حسین حسینی‌پور» (با بازی حسین ابراهیمی) به ورزش کشتی علاقه‌مند است. پدر او (با بازی محمدعلی کشاورز) نیز خود در سالهای گذشته پهلوان و کشتی‌گیر بوده است؛ اما بدلیل آنکه در این راه، ناجوانمردی‌های بسیاری دیده است، قسم خورده است هرگز اجازه ندهد پسرش به این ورزش روی آورَد....