برچسب محمود پاک نیت

تردید 1387

پدر سياوش روزبهان بر اثر حادثه اي مرده و عموي او مقدرات ثروت خود و برادر را به دست گرفته است. سياوش عاشق مهتاب دخترعمه اش است. انوري پدر مهتاب، مباشر روزبهان است. سرگشتگي سياوش از مرگ پدر تمام نشده كه خبر ازدواج قريب الوقوع عمو با مادرش را مي شنود. سياوش طي ماجراهايي مي فهمد كه پدرش كشته شده و به سراغ دوست قديمي اش كارو مي رود.

لاک پشت 1375

محموله هاي قاچاق در ايران طي چند مرحله لو مي رود و شخصي به نام اسكندري در اين رابطه به ايران مي آيد تا قضيه ي چگونگي لو رفتن محموله ها را پيگيري كند. مختار كه عامل تشكيلات اسكندري در داخل ايران است براي بهبود وضع جابه جايي جنس هايشان تقاضاي درصد بيشتري از درآمد را دارد، اما اسكندري فردي به نام سياوش كه پسرش را بر سر استفاده ي زياد از مواد مخدر از دست داده مأمور كشتن مختار و عواملش مي كند. از طرفي پليس فرودگاه، اسكندري را تحت نظر مي گيرد تا سروان نيروي انتظامي و همكارانش بتوانند به شبكه اصلي دست پيدا كنند. سياوش بعد از درگيري هاي زياد به محل اختفاي مختار رفته آن ها را از پاي در مي آورد، او برخلاف نظر پليس، قصد دارد يك تنه حتي اسكندري را هم از ميان بردارد اما همسر سياوش از او مي خواهد كه پليس را در جريان بگذارد، همسر سياوش پليس را به محل درگيري اسكندري و سياوش فرا مي خواند اما قبل از درگيري ها همسرش كشته مي شود و خود او نيز مجروح مي شود. اما پليس اسكندري را دستگير مي كند.

سرزمین خورشید 1375

با شروع جنگ، بيمارستاني در خرمشهر به محاصره دشمن درمي آيد و از هوا و زمين مورد هجوم قرار مي گيرد. محمد جهان آرا، فرمانده جوان سپاه خرمشهر، پيشنهاد مي كند مجروحان و پزشكان با يك آمبولانس و لندرور، به دنبال جيپ به غنيمنت گرفته شده كه در آن رزمندگان راه را باز مي كنند، از بيمارستان خارج شوند. در شهر، نيروهاي عراقي كه در حال تسخير شهر هستند، مقابل آنها ظاهر مي شوند و رزمندگان براي نجات دادن سرنشينان آمبولانس و اندرور، با عراقي ها درگير مي شوند و به شهادت مي رسند و سرنشينان لندرور نيز به اسارت گرفته مي شوند و به شهادت مي رسند و سرنشينان لندرور نيز به اسارت گرفته مي شوند. سرنشينان آمبولانس كه نجات يافته اند، در اطراف شهر سرگردان مي شوند و راه را گم مي كنند. در ميان آنها، راننده آمبولانس، دكتر كسرا، يك ناخدا، يك زن كه شوهرش رييس گمرك خرمشهر بوده و شهيد شده، مردي كه مدام به فكر تسليم شدن و نجات پول‌هايش است و يك امدادگر به نام هانيه كه دو نوزاد را با خود آورده، حضور دارند. افسر عراقي كه در اطراف بيمارستان به اسارت درآمده هم با آنهاست. در كنار رودي، جعبه حامل دو نوزاد به روي آب مي افتد و وقتي راننده براي نجات دادن بچه ها خود را به آب مي زند، نيروهاي عراقي از آن طرف رود او را به شهادت مي رسانند. دو نوزاد نجات مي يابند اما يكي از آنها بين راه مي ميرد. شش همسفر به جاده اي مي رسند و تصميم مي گيرند به دو گروه تقسيم شوند: دكتر كسرا، هانيه و اسير عراقي به همراه نوزاد به يك سمت مي روند و سه نفر باقيمانده به سمتي ديگر. دكتر كسرا و همراهانش به يك ريوي عراقي مي رسند و پشت آن سوار مي شوند. در اين بين آنها شاهد بردن سه همسفر قبلي خود هستند كه توسط عراقي ها به اسارت گرفته شده اند. در كنار رود، اسير عراقي به دكتر كسرا قايقي را نشان مي دهد تا با آن بگريزند. كسرا و هانيه خود را به قايق مي رسانند و پس از ساكت كردن نوزاد، اسير عراقي را بر جا مي گذارند و خود دور مي شوند. صبح فردا قايق آنها هدف گلوله هواپيماي دشمن قرار مي گيرد. كسرا و هانيه ناچار مي شوند قايق را ترك كنند و نوزاد را درون جعبه اي در رودخانه رها كنند. صداي مارش در دوردست، نويد پيروزي را در آينده مي دهد.

غزال 1374

معصومه كه نويسنده است قصد دارد با استفاده از خاطرات مادر خود قصه اي در مورد زمان جواني مادر بنويسد. غزال مادر معصومه در مورد اتفاقاتي كه در زمان كشف حجاب براي او رخ داده براي دخترش مي گويد. غزال روزي از طرف يك آژان به خاطر داشتن حجاب مورد حمله قرار مي گيرد، وليكن غزال آژان را با آجري زخمي مي كند و آژان با قداره اي به دنبال او مي رود، اما موفق به گرفتنش نمي شود. همين اتفاق و ترس از اين ماجرا غزال جوان و زيبا را دچار ناراحتي روحي مي كند و باعث مي شود كه خواستگارهايش را از دست بدهد و چون غزال پدرش را از دست داده و پدر بزرگ مادري او مجبور مي شود او را به عقد تقي آقا كه فاصله ي سني زيادي با او دارد، درآورد. معصومه در خلال نوشتن داستان غزال درمي يابد كه همسرش خسرو قصد ازدواج مجدد دارد. او از طريق پسر خاله ي خود فرهاد از روابط پنهاني خسرو با آن زن باخبر مي شود و بعد از پيگيري ماجرا درمي يابد كه خسرو با توطئه فرهاد كه خواستگار سابق معصومه بوده با اين زن آشنا شده، معصومه از خسرو تقاضاي راستي در زندگي را دارد اما خسرو از او مي خواهد كه با وضعيت حاضر كنار بيايد. معصومه به علت احساس شكست در زندگي قصه را سريع تمام مي كند وليكن ناشران حاضر به چاپ قصه او نيستند.

پنجشنبه آخر ماه 1390

داستان فیلم درباره ی چند دانشجوی جوان است که برای یک جشن به خانه ی دوستشان میروند و با ورود یک روحانی سالخورده برایشان حوادثی پیش می آید که ...

دنیای وارونه 1376

رئيس يك مؤسسه توليد مواد دفع آفات نباتي از مهندس مسئول آزمايش مي خواهد كه مواد غير استاندارد را تأييد كند، اما مهندس قبول نمي كند و با همدستي مسئول فني هواپيما هاي سم پاش به جاي مواد سمي، آب وارد مخزن هواپيما مي كنند، اما هر دو بعد متوجه مي شوند كه گاز مواد غيراستاندارد باعث شده كه آن ها نتوانند دروغ بگويند و در برخورد با همه از جمله رئيس راستگو مي شوند و همين امر موجب اخراج هر دو از شركت مي شود. علاوه بر آن همسر مهندس نيز بر اثر رك گويي و راستگويي او خانه را ترك مي كند و به منزل پدرش مي رود. با وضع پيش آمده مهندس و مسئول فني هواپيما ابتدا قصد دارند تا خود را از سرگرداني نجات دهند اما بعد تصميم مي گيرند با سرقت هواپيما از شركت باقيمانده ي مواد غيراستاندارد را بر سر شهر بريزند تا مردم همه راستگو شوند، وليكن نيروي هوايي هواپيماي سم پاش را هدف قرار مي دهد و مهندس به همراه مسئول فني هواپيما در بيمارستان بستري مي شوند. مردم شهر هم براي مدتي راستگو مي شوند، اما چندي بعد اثر آن از بين مي رود و در زماني كه همسر مهندس براي عيادت به بيمارستان مي آيد از پنجره هواپيماي سم پاشي را مي بيند كه از همان ماده ي ضد دروغ پخش مي كند.

جنگجوی پیروز 1377

گلين خانم، سوگلي ناصرالدين شاه از توطئه هاي انگلستان و ايادي اش با خبر مي شود و درصدد خنثي كردن توطئه برمي آيد. از طرفي آقاخان نوري، ميرزا هاشم (همسر پروين خواهر شاه) را مجبور مي كند تا همسرش را طلاق بدهد چرا كه او به پروين علاقه دارد. ميرزا هاشم از ترس به سفارت انگليس پناهنده مي شود. در اين بين تلاش هاي گلين خانم براي خروج ميرزا هاشم از سفارت و جلوگيري از طلاق خواهر در كنار توطئه سفير انگليس براي مسئله هرات، سوء ظن شاه را نسبت به گلين خانم برمي انگيزد. او بالاخره زماني كه شاه مي خواست گلين را به جرم خيانت گردن بزند، از توطئه سفير انگليس و آقاخان نوري مطلع شده و در مي يابد كه گلين وفادارترين يار شاه است.

دل شکسته 1387

دلشکسته داستان دلبستگی دو جوان با طرز فکر متفاوت و از دو خانواده مختلف است که مجبور می‌شوند با هم پایان‌نامه بدهند بدین منظور برای آشنا کردن هم دیگر از جهان‌های خود دوستان یکدیگر را به هم نشان می‌دهند واین باب آشنایی بیشتر آنها میشود