برچسب محمود سریع القلم

رمز پیروزی ما خروج از دیکتاتوری اقتصاد

مدتی است برخی از توسعه گرا ها می گویند باید در شبکه غرب حل شد و اقتصاد خود را به اقتصاد کشور های قدرتمند و توسعه یافته نظیر امریکا و متحدانش گره زد تا به پیشرفت برسیم. ما هم باید راه بقیه کشور ها نظیر هند و مالزی و چین و ... را پیش بگیریم و از برخی آرمان عدول کنیم. آیا این ماهیت انقلاب است و یا خودباختگی؟

آدرس غلط به سبک سریع‌القلم؛ شما که با اوباما و مکرون فالوده خوردید، برای اقتصاد چه کردید؟

اظهارات اخیر محمود سریع‌القلم درباره ارتباط توسعه با نوع دوستان بین‌المللی و مقایسه ساده‌انگارانه عمق راهبردی و امنیتی محور مقاومت با عکس‌های یادگاریِ چهره‌هایی چون ایلان ماسک، بار دیگر تناقضاتِ نگاهِ فانتزی به حکمرانی را نمایان کرد. این ادعاهای تقلیل‌گرایانه در حالی مطرح می‌شود که کارنامه هشت سال دل‌بستنِ همفکرانِ او به لبخند غربی‌ها، قدم زدن با مقامات آمریکایی و امید به امضای تضمین‌شده اوباما، نه‌تنها چرخ توسعه کشور را به حرکت درنیاورد، بلکه با هدر دادن یک دهه از ظرفیت‌های ملی، حاصلی جز شرطی شدن اقتصاد و بازگشت سنگین‌ترین تحریم‌ها در پی نداشت.

پیشنهاد قوچانی به سروش دباغ برای انجام مناظره مکتوب در آگاهی نو

 گروه اندیشه: محمد قوچانی سردبیر مجلات آگاهی نو، در مطلبی در کانال این مجله، به مطلب سروش دباغ با تیتر «در مذمّتِ بولتن‌سازان؛ پاسخی به محمد قوچانی» جواب داد. این مطلب را در ادامه می خوانید:

سیاستمداری که با خشونت پرهیزی، مائو را مهار و آمریکا را رام کرد/پیروزی«فکر»بر«عصبانیت»؛تغییر مسیر جهان توسط شاگرد کنفسیوس/ معمار چین جدید کیست؟

 گروه اندیشه: دکتر محمود سریع القلم پژوهشگر عرصه ی اقتصاد سیاسی بین الملل و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در مقاله ای که در سایت خود منتشر کرده، به رمز و راز قدرت گیری چین مائو پرداخته است. در شرایطی که برخی روشنفکران از ادبیات سخیفی برای منکوب کردن یکدیگر سود می جویند، که بس اعتمادسوز بوده و نقطه اتکای مردم در شرایط بحرانی به مرجعیت دانشگاهی و روشنفکری را از میان می برد، او دلسوزانه و اندیشمندانه، به راه نجات و توسعه ایران می اندیشد. هیچگاه در هیچ متنی از او مشاهده نکردم در جایگاه خدایگان برای تکفیر دیگری بنشیند. راه حل هایش خشونت پرهیز و راهگشاست. سریع القلم در مقاله خود به تحلیل ریشه‌های تاریخی و گفتمانی جهش قدرت چین می‌پردازد و بر خلاف باور عمومی که دنگ شیائوپینگ یا مائو تسه‌تونگ را تنها معماران اصلی چین نوین می‌داند، نقش محوری و ۲۷ ساله «چوئن‌لای» (نخست‌وزیر و وزیر خارجه چین از ۱۹۴۹ تا ۱۹۷۶) را بازخوانی می‌کند. نویسنده نشان می‌دهد که چگونه تفکر، شخصیت اخلاقی و شکیبایی استراتژیک چوئن‌لای توانست نه‌تنها مسیر سیاسی و اقتصادی چین را از جزمیت ایدئولوژیک به سمت عقلانیت توسعه برگرداند، بلکه هندسه روابط بین‌الملل را در سطح جهانی دگرگون سازد.