برچسب محمود بهرامی

اسپاگتی در هشت دقیقه 1383

داستان این فیلم دربارهٔ «پدرام آرام» وکیل پایه یک دادگستری است که با دختر شش ساله‌اش «تکتا» در یک برج ۲۱ طبقه زندگی می‌کند. «پدرام» بسیار شلخته، حواس‌پرت و نامنظم است و همیشه روزهای دوشنبه و سه‌شنبه را اشتباه می‌گیرد. «گلشید» ۳۰ ساله با پسرش «مانی» شش ساله به صورت موقت آپارتمان طبقهٔ بالای پدرام را اجاره می‌کنند. «گلشید» قصد مهاجرت به آلمان را دارد. همسایگی این دو خانواده ماجراهایی را برای آنها به وجود می‌آورد و…

مخترع 2001 1370

هادي مخترع نوجواني است كه به علت عدم درك توانايي هايش، توسط يكي از معلمين از مدرسه اخراج مي شود. در منزل نيز به همين علت مشكلاتي با پدرش دارد، تا اينكه يك روز با به پرواز در آوردن هواپيماي مدل برفراز مدرسه، ناخواسته توجه مدير جديد مدرسه را جلب مي كند. مدير با اعتقاد به پرورش نبوغ جوانان سعي مي كند كه هادي را به مدرسه بازگرداند. اما چون او در تلاش تكميل يك موشك است از بازگشت به مدرسه امتناع مي كند. هادي پس از شكست در اختراع جديدش پي مي برد كه به آموختن نياز دارد. هادي به مدرسه بازمي گردد و ساخت موشك جديدي را از سر مي گيرد و اين بار با موفقيت به پرواز درمي آيد.

خارج از محدوده 1366

محمدجواد حليمي كارمند ساده دولت، پس از سال ها اجاره نشيني با زدن از نان شب خانواده اش آلونكي در حاشيه پايتخت به نام هرت آباد دست و پا مي كند. در شب دوم سكونت دزد به خانه آنها مي زند كه حليمي دستگيرش مي كند. او قصد دارد دزد را تحويل مقام هاي پاسگاه دهد كه اهالي منطقه منعش مي كنند.حليمي كه پيرو قانون است دزد را به پاسگاه مي برد اما مي شنود كه محله هرت آباد در حوزه استحفاظي آنها نيست و نمي توانند سارق را تحويل بگيرند. حليمي به همراه دزد به ادارات و وزارتخانه هاي مختلف مراجعه مي كند تا وضع محله را روشن كند و عاقبت چون به اين نتيجه مي رسد كه در نظام اداري حاكم راهي به جايي نخواهد برد با همت و همكاري اهالي هرت آباد زنداني برپا مي كند تا به اصلاح و تهذيب سارقان بپردازند.

من زمین را دوست دارم 1372

«خسرو» كه كارش رانندگي تاكسي است، يك شب با موجودي فضايي كه خود را «خپيت» مي‌نامد، روبرو مي‌شود. رفتار غير عادي و پيش‌بيني نشده «خپيت» مشكلاتي براي «خسرو» پديد مي‌آورد. «خسرو» علت حضور «خپيت» در زمين را نمي‌داند تا اينكه زني فضايي نيز به زمين مي‌آيد. و اوست كه فاش مي‌كند كه «خپيت» به لحاظ مخالفت فرماندهان سياره با نفس ازدواج او، به زمين تبعيد شده است. به زودي پاي موجودات فضايي ديگر كه قصد بازگرداندن زن و مرد فضايي را دارند به زمين گشوده مي‌شود. بين دو گروه نبردي در مي‌گيرد اما در نهايت، با قول فرماندهان سياره، كه زن و مرد فضايي در صورت بازگشت به سياره‌شان مي‌توانند ازدواج كنند، غائله خاتمه مي‌گيرد.

شهردار مدرسه 1376

گروهي از دانش آموزان يك مدرسه ي راهنمايي با كمك و همياري مدير و ناظم مدرسه تصميم مي گيرند در انتخابات شهردار مدرسه شركت كنند. دو گروه از دانش آموزان شروع به فعاليت مي كنند. بهروز، يكي از نامزدها به دليل بيماري قلبي در بيمارستان بستري مي شود و سينا دوست او هر روز به ديدارش مي رود و او را در جريان فعاليت هاي انتخاباتي قرار مي دهد. بهروز به علت داشتن عمل جراحي طي نامه اي از مدير مدرسه مي خواهد كه سينا را به جاي او نامزد شهرداري مدرسه كند. مدير مي پذيرد و سينا كه اين فداكاري بهروز را مي بيند موقع صحبت براي بچه هاي مدرسه تنها از آن ها مي خواهد كه براي سلامتي بهروز دعا كنند. در آخرين لحظه هاي رأي گيري، سينا با آمبولانس بهروز را به مدرسه مي آورد تا به گروه مقابل بفهماند كه تلاش او فقط براي انتخاب بهروز بوده و خودش قصد شهردار شدن نداشته و رقيبان انتخاباتي متوجه فداكاري سينا شره و به بهروز رأي مي دهند، اما بهروز به سينا رأي مي دهد و او را شهراد مدرسه معرفي مي كند.

قلقلک 1384

اين فيلم داستان داوري است كه جايش قبل از مسابقه با شخص ديگري عوض مي شود كه اين موضوع حوادث خنده داري را سبب مي شود.

سیزده گربه روی شیروانی 1382

در سرزميني به نام سوماراي (خارج از سياره زمين) زماني كه فرمانروا با اهريمن پيمان مي بندد تا در برابر كمك به فرزنددار شدن او، شوهر اولين دخترش را اهريمن انتخاب كند. اهريمن در سوداي تصاحب فرمانروايي، مردي ترسو به نام عودكا را براي همسري دختر فرمانروا برمي گزيند، عودكا به سياره زمين فرار مي كند و سال ها بعد فرستاده اي براي بازگرداندن او، راهي مي شود ....

اگه می تونی منو بگیر 1385

فیلم اگه میتونی منو بگیر،پیرمرد ثروتمند که احساس می کند عمرش عنقریب به پایان خواهد رسید، به پسر بزرگش وصیت می کند که اولاً مطابق سنت خانواده، برای برادر کوچکترش همسری انتخاب کرده و سپس باقیمانده ی ثروتش را به نسبت مساوی بین خود و برادرش تقسیم کند و سپس تأکید می نماید، چنانچه او به وصیتش به درستی عمل نکند، دست او از دنیا کوتاه نخواهد شد!… پدر می میرد، پسر بزرگتر سه همسر برای برادرش انتخاب می کند، امّا در وسوسه ی کسب دارایی بیشتر، با طرح نقشه ای، سعی می کند که از طریق سه همسر برادرش، او را از میان بردارد، امّا تداخل و آشفتگی در اجرای نقشه هایش، همه چیز را بهم می ریزد و …