بیست 1387
درباره يك تالار پذيرايي است كه تعدادي كارگر در آن مشغول به كار هستند و وابستگي عاطفي و كاري به تالار دارند. تالار قرار است در بيست روز بعد تعطيل شود. آنها در اين روزها بايد تلاش كنند اين اتفاق نيافتد.
درباره يك تالار پذيرايي است كه تعدادي كارگر در آن مشغول به كار هستند و وابستگي عاطفي و كاري به تالار دارند. تالار قرار است در بيست روز بعد تعطيل شود. آنها در اين روزها بايد تلاش كنند اين اتفاق نيافتد.
«تينا» همسر «خسرو پارسا» خواننده مشهور پاپ پس از اطلاع از رابطه پنهاني همسرش با دختر دانشجوئي به نام «حنا» اقدام به خودکشي ناموفق مي کند وپس از قطع نخاع ورفتن در کما به خانه بازمي گردد.«خسروپارسا» با آوردن «حنا » به عنوان پرستار خصوصي «تينا» با يک تير چند نشان مي زند، اما چندي بعد «تينا» در بسترش به طرز فجيعي به قتل مي رسد و«حنا» به عنوان قاتل بازداشت واعدام مي شود ؛درحالي که تا روز آخر مدعي بود که قاتل نيست.
داستان رومن و ماريا زوجي جهانگرد است که درگير اختلافاتي با يکديگرند. آنها در ميانه سفر خود در ايران با موسسه جهانگردي طرف قراردادشان به مشکل بر ميخورند. تا اينکه مرضي، مستخدم اخراجي هتل به کمک پسر عمويش براي آنها نقشه ميکشند.
اين فيلم كه موضوعي اجتماعي، ورزشي و بهداشتي دارد، تلاش و فداكاريهاي مادري را براي نجات فرزند ورزشكارش به تصوير ميكشد.
«امتحان نهایی» داستان معلم ریاضی مسئول و دلسوزی به نام فرهاد (شهاب حسینی) است که ازقضا با مادر یکی از شاگردانش به نام سعید آشنا شده و قصد ازدواج با او را دارد. دوران حساس بلوغ و قرار گرفتن در محیطی جدید و دوستانی نهچندان باب، شرایط را برای سعید و به طبعش، مادر و معلمش بسیار بغرنج کرده است. سعید بههیچوجه نمیتواند فرهاد را بهعنوان عضوی از خانوادهشان بپذیرد و از همین روی سر لج افتاده است. از سوی دیگر، دوستش، غلام که قبلاً به خاطر 0.25 نمره درس ریاضی را رد شده، کینهای عمیق نسبت به فرهاد دارد و با تحت تأثیر قرار دادن سعید اوضاع را خرابتر کرده است.
رضا يک خبرنگار آزاد است که به طور اتفاقي سرنخهايي از هيوا سرباز عراقي پيدا ميکند که سالها پيش رضا را در شرايط سخت جنگي نجات داده است. او براي جواب به مسائلي که سالهاست از اطرافيانش پنهان کرده عازم عراق ميشود.
داستان درباره زندگي يک پسر عمو و دختر عمو است که در زندگي خانوادگي شان اختلافات زيادي به وجود ميآيد. آنها با دستور و راهنماييهاي پدربزرگ خود مجبور ميشوند تمامي اختلافات خانوادگي شان را حل کنند… .
ميرهاشم طلبهاي جوان است که به همراه همسرش فرشته به تازگي توانسته خانه اي کوچک بخرد. تهيهي پول خانه باعث شده ميرهاشم از چک بانکي استفاده کند و حالا چک به دست يک شرخر افتاده