مگه تموم عمر چند تا بهاره 1401
زندگی آرام اعضای خانواده ربانی با ورود ناخواسته یک مار، پیدا شدن یک نسخه خطی نفیس و یک حفره اسرارآمیز دچار تحولاتی میشود...
زندگی آرام اعضای خانواده ربانی با ورود ناخواسته یک مار، پیدا شدن یک نسخه خطی نفیس و یک حفره اسرارآمیز دچار تحولاتی میشود...
فیلم سرهنگ ثریا درباره مادری است که فرزندش توسط گروه منافقین به پادگان اشرف رفته و مادر تلاش خود را برای آزادی فرزندش از دست این گروه تروریستی انجام میدهد…
داستان فیلم با روایت زندگی رضا عیاران [با نقشآفرینی مرحوم سیروس گرجستانی] آغاز میشود. رضا عیاران که پیرمردی محترم و دوستداشتنی است در یکی از محلههای قدیمی تهران زندگی میکند و سرپرست یکی از خانوادههای محترم محله خودش هم لقب میگیرد.او سه فرزند دارد که هر کدام شخصیت خاص خودشان را دارند؛ فردین عیاران [با نقشآفرینی امیر جعفری] فرزند ارشد و عاقل خانواده است. فرزاد [با هنرنمایی بهرام افشاری] فرزند دوم و میانی خانواده عیاران است که جوانی احساسی، غیرتی و طمعکار است. فرزانه [با نقشآفرینی نازنین بیاتی] کوچکترین فرزند خانواده عیاران لقب میگیرد که همواره با فرزاد درگیر میشود.
با مرگ رضا عیاران، فرزندان او درگیر مسائلی میشوند که در نهایت آنها را به کوهی از قرض و بدهی میرساند. بنابراین فردین و فرزاد به عنوان پسران رضا عیاران تصمیم میگیرند تا با ورود به جهان خلافکاریها از بدهی سنگین خود بکاهند.
این فیلم در مورد یک دانشجوی فلسفه است که یک پالتو از پدرش به ارث برده، که با پوشیدنش افکار وسوسه آمیز و موذیانه به سراغش میآید.
ترنج دختری است فارغ التحصیل رشته فرش که از کودکی به نقاشی فرش و فرش بافی علاقمند بوده است و به نوعی شغل پدر مرحومش نیز می باشد.
ترنج قصد دارد در راستای معرفی فرش همدان کارگاه تولید و فرش این هنردست را دایر نماید که با مخالفت دشمنان پدرش روبرو می شود تا اینکه شخصی از خارج از کشور (ترکیه) بعد از دیدن نقشه های فرش ترنج در اینترنت با ترنج وارد معامله می شود ولی در اواسط این شراکت و بعد از یک درگیری فیزیکی میان تاجر خارجی و مخالفان ترنج وی به ترکیه عزیمت می نماید و ترنج را با چک های پاس نشده و مقروض تنها می گذارد.
ترنج برای حل مشکلات پیش آمده، مجبور به سفر به ترکیه می شود.
سریال راز بقا درباره جوانی به نام رحیم با بازی بهرام افشاری میباشد؛ سعید آقاخانی نیز ایفاگر نقش یک روحانی است که با پدر رحیم دوست بوده و حال بعد از فوت او هوای پسرش را دارد؛ حسن معجونی هم نقش برادر رحیم را در این مجموعه به عهده دارد.
محمد پس از سالها انتظار قرار است امشب به آرزوی خود برسد و قبل از سریال اوشین به عنوان مجری در تلویزیون ظاهر شود. اما بهادر یکی از اعضای سازمان منافقین به دنبال اوست و سرنوشت او به گونهای دیگر رقم میخورد...