برچسب محمد صادقی

بهشت گمشده 1375

این مجموعه تلویزیونی دربارهٔ سرهنگ بازنشسته‌ای است که در زمان جنگ، در جبهه حضور داشته و اینک پسرش که در خارج زندگی می‌کند به ایران بازگشته است؛ اما با بازگشت او، اتفاقات مختلفی رقم می‌خورد و…

زخم 1393

محوریت اصلی سریال زخم، زنانی است که به عنوان مشاور در نیروی انتظامی مشغول به کار هستند. داستان این سریال دربارهٔ سروان الهام پویا با بازی اوتادی است که دانش‌آموخته روانشناسی و فارغ‌التحصیل دانشکده افسری بوده و به عنوان مشاور و مددکار در کلانتری ۱۳۲ مشغول به کار می‌شود. او که به خاطر انتخاب چنین شغلی به شدت با پدرش دچار مشکل است، حالا در مواجهه با چالش‌های اجتماعی درگیر معضلات و مشکلات بزرگتری می‌شود …

دوران سرکشی 1380

این سریال درباره دختری به‎نام محبوبه (عاطفه نوری) است که در پی بدرفتاری پدرش، از خانه فرار می‎کند. این دختر 16ساله، ویژگی‎های شخصیتی عجیبی دارد؛ او در باندهای مختلف تبهکاری حضور داشته و وقتی توسط پلیس دستگیر می شود، با یک باند مواد مخدر در ارتباط بوده‎است. با آغاز بازجویی از وی، حنانه (لادن مستوفی)، یکی از مددکاران اجتماعی، تصمیم می‎گیرد به نزد استاد خود برود تا از او درباره برخورد با این دختر راهنمایی بگیرد...

ساعت شنی 1386

ساعت شنی دربارهٔ خانم دکتری (با بازی رؤیا نونهالی) است که متخصص زنان و زایمان است، اما خود بچه‌دار نمی‌شود. او تصمیم می‌گیرد یک رحم واسط (اجاره‌ای) پیدا کند و از طریق آن رحم بچه‌دار شود. بعد از این که زنی (با بازی مهراوه شریفی‌نیا)حاضر به همکاری شده و حامل قرار می‌گیرد، عاشق بچه می‌شود، عدم هماهنگی اخلاقی لازم، باعث تضاد و نهایتاً فرار فرد از خانه دکتر می‌شود. سرانجام این زن که جا و مکانی ندارد، مجبور به خیابان خوابی می‌شود و از افراد متفاوت جامعه با اخلاق، رفتار و منش‌های متفاوت فکری، گذر می‌کند.

ولایت عشق 1379

داستان با مرگ هارون الرشید خلیفه عباسی و روی کار آمدن پسرش امین آغاز می‌شود. در ادامه جنگ امین و برادرش مامون، خلافت مأمون و آوردن علی بن موسی الرضا به مرو به نمایش کشیده‌است. همچنین به بیان حوادث مهم این دوران از جمله نماز باران، نماز عید فطر و مناظرات بین ادیان می‌پردازد.

ستاره خضرا 1386

در آنتوان راهبی است که در صومعه ای نزدیک شام به همراه دختر خوانده‌اش ماریان زندگی می کند. ماریان که روزی با نامزدش پی یر به قصد گشت و گذار از خانه خارج شده بود سهوا از یک بلندی سقوط می کند و بینایی خود را از دست می دهد. پی یر پس از این ماجرا در ازدواج با او مردد می شود. ماریان مسیح را در خوابش می بیند که به او از خون خدا می گوید و خبر از ورود میهمانی مهم می دهد. کاروانی در بیابان در حرکت است و صندوقی را با خود حمل می کند. شبی از شبها که باران تندی می بارد این کاروان به صومعه می رسد.