تاکسی پلیس 1391
این فیلم روايتگر داستان يك راننده تاكسي است كه در ارتباط با يك قاچاقچي با پليس همكاري ميكند.
این فیلم روايتگر داستان يك راننده تاكسي است كه در ارتباط با يك قاچاقچي با پليس همكاري ميكند.
نادر جوانی هندوانه فروش اهل جنوب تهران در حال کسب و کار با رقبای خود درگیر می شود و تمام سرمایه اش را به یک باره از دست می دهد. در همین حین مردی به او مراجعه می کند و به او پیشنهاد درآمد میلیاردی می دهد که …
نگار دختر جوانی که گرفتار یک باند قاچاق مواد مخدر شده است اقدام به سرقت شناسنامه برای این باند میکند. غلام پدر نگار که گرفتار اعتیاد است برای پیدا کردن دخترش به تهران میآید و از صفر دوستش که سرایدار یک باغ بزرگ در خارج از شهر است میخواهد که در پیدا کردن نگار به او کمک کند. در نهایت پای پرویز خان سر دسته باند به باغ باز میشود و…
داستان این مجموعه درباره یک طلبه جوان بوده که به همراه مادرش در یک روستایی بدون امکانات و دور افتاده زندگی میکند. او یک زندگی ساده و روستایی دارد و از وضوع مالی بسیار بدی برخوردار میباشد که بعد از مدتی متوجه میشود که یک کارخانه ای که ورشکست شده به او ارث رسیده است و همچنین دارای دو خواهر و دو برادر ناتنی است که به لحاظ رفتار اجتماعی و خلق و خو با او تفاوتهای بسیاری دارند این طلبه برای گرفتن حق و حقوق خود به تهران می آید اما اتفاقاتی برایش رخ میدهد
داستان دختری را روایت میکند که برادرش به علت بدهی دو روز مانده به عید دستگیر میشود و او برای آزاد کردن برادر، تصمیم به فروش ماشین کهنه خود میگیرد. از طرفی شخصی ادعا میکند که این ماشین متعلق به پدر نامزدش است که مدتی پیش به سرقت رفته است و ...
خشایار پسر بچه ای است که علاقه زیادی به کار نمایش دارد و می خواهد یک کار نمایشی با دوستانش انجام دهد ولی تمرین کافی ندارند و کارشان مناسب نیست و با اجرای آنها موافقت نمی شود . گروه آبنبات به مدیریت مسعود در عوض یک گروه خوب است که می توانند از عهده نمایش برآیند و با اجرای آنها موافقت می شود. خشایار تصمیم می گیرد که کاری کند که گروه آبنبات نتوانند کارشان را انجام دهند و دو نفر از بازیگران آنها را می ربایند. مسعود به کمک خواهرش غزال می خواهند که بازیگرانشان را پیدا کنند و نزد یک مرد دانا می روند که از آنها می خواهد که دو گوهر را که یکی در دل یک عروسک و یکی در زیرزمین یک خانه است را پیدا کنند تا مشکلشان حل شود که ...
ناصر به خسرو خاردار بدهکار است و خسرو پول خود را از او طلب میکند. ناصر به او قول میدهد که در یک مسابقه شرط بندی فوتبال شرکت کرده و بعد از برنده شدن پول او را میدهد. برای شرکت در شرط بندی طلا و ماشین همسر خود مهگل را میفروشد تا در شرط بندی شرکت کند. اما در شرط بندی میبازد. بعد از باخت هم از خسرو خاردار فراری میشود و هم از مهگل....
دانشمندی که در یک جزیره ساکن است، قصد دارد با فرودآوردن یک هواپیما که حامل تعدادی از نخبههای ایرانی است در یک جزیره دورافتاده، با انجام آزمایشهای مختلف بر روی این افراد به اهداف خود دست بیابد؛ ولی به اشتباه هواپیمای مسیر ایران به آفریقای جنوبی را شناسایی میکند و با اختلال در سیستم ناوبری هواپیما، باعث فرود اضطراری هواپیما در جزیره میشود. حال مسافران هواپیما یک اجتماع کوچک را در جزیره تشکیل دادهاند که قصد دارند به هر ترتیب از جزیره رهایی بیابند. اما دانشمند ناشناس که گمان میکند این افراد همان نخبههای علمی ایران هستند میکوشد …