صدای پای باران 1392
داستان این فیلم درباره یک زوج جوان است که در اثر تصادف زن دچار ناشنوایی میشود و این مسئله باعث از بین رفتن اعتماد به نفس او و مشکلاتی در گفتار و همچنین روابط خانوادگیاش میشود.
داستان این فیلم درباره یک زوج جوان است که در اثر تصادف زن دچار ناشنوایی میشود و این مسئله باعث از بین رفتن اعتماد به نفس او و مشکلاتی در گفتار و همچنین روابط خانوادگیاش میشود.
«حبیب آقا» داستان ارتباط محترمانه و عاطفی حبیب آقا و پسرش رضا گلکار است. رضا مدتی است به خاطر برخی مسایل از کار بی کار شده و در آستانه جدایی قرار گرفته اما همچنان رابطه ای محترمانه با حبیب آقا دارد تا جایی که یک اتفاق این رابطه را دچار یک بحران می کند و این رضا است که بر سر آزمونی سخت گرفتار شده....
یکی از محلههای جنوب شهر، رفاقت دو دوست قدیمی به نامهای رضا و علی به واسطهی یک حادثه دچار چالش میشود و رضا از علی کینه به دل میگیرد. پس از این حادثه، علی و خواهر رضا که قرار بوده باهم ازدواج کنند با مخالفت رضا مواجه میشوند
و این موضوع با پادرمیانی مادر رضا هم حل نمیشود. علی علت دقیق ناراحتی رضا را نمیداند، همهچیز به هم ریخته است و سوء تفاهمهای پیاپی به این شرایط دامن میزند تا اینکه …
علی جوانی است که در اثر حادثه اي ناخواسته به زندان مي افتد.در آنجا با جواني به نام سجاد و حاج علي مهدوي آشنا مي شود که از اسرار زندگي او باخبرند و اين موضوع باعث مي شود دريچه تازه اي به زندگي او گشوده شود.
مثل یک خواب درباره زوجی به نام مانا و رضاست که به دلیل مبتلا شدن به روزمرگی های زندگی از یکدیگر فاصله گرفته اند، تا اینکه خوابی رضا را هشیار کرده و تلاش می کند تا فاصله ای که بین خود و همسرش ایجاد شده را کمتر کند.
لطیفه مادر ۷۵ سالهای است با دو پسرش با نامهای بزرگ و اسماعیل زندگی میکند، بزرگ پسر ارشد لطیفهاست و چهار سال پیش در پی خواندن خطبه عقدی خانگی و بی سر و صدا دخترش اکرم را به عقد پسر برادرش اسماعیل سقایی در آوردهاست.
این سریال داستان عاشقی نامتعارف جوانی ایرانی («مهران» با بازی حسین مهری) به دختری عرب («ساره» با بازی بازیگر لبنانی آن ماری سلامه) را روایت میکند؛ این دو باهم ازدواج میکنند و قصه این سریال در ادامه و با سفر دو پسر خانواده به حج، گوشه ای از درد و رنج خانواده شهدای منا را در حج خونین سال ۹۴ به تصویر میکشد.
محور داستان این فیلم درباره اتفاقات روز 13 آبان و تسخیر لانه جاسوسی آمریکاست. داستان آن با ورود یک کارگردان آمریکایی ایرانیتبار به جشنواره سینما حقیقت آغاز میشود. وی در کنفرانس مطبوعاتی با خبرنگاری به نام لیلا صولتی آشنا و طی اتفاقاتی با رویدادهای 13 آبان آشنا میشود.