اعضای شورای تأمین منابع علمی انتخاب شدند
مجمع عمومی شورای تامین منابع علمی وزارت علوم برگزار و اعضای شورای تأمین منابع علمی انتخاب شدند.
مجمع عمومی شورای تامین منابع علمی وزارت علوم برگزار و اعضای شورای تأمین منابع علمی انتخاب شدند.
پیرمرد با دوستانش در مهمانخانه کار می کند. دخترش بعد از حدود 25 سال زندگی در آلمان به ملاقات او می آید. پیرمرد و دوستانش در حال برنامه ریزی برای این ملاقات هستند…
پدر و پسری در پی پدربزرگ گمشده، راهی روستای نامیرای سالخوردگان میشوند.
سریال «فراری» داستان زندگی نوجوانی تا بزرگ سالی یک شهید مدافع حرم از سال 1376 تا 1385 را روایت میکند.
فیلم پرویز خان داستانی فوتبالی-تاریخی دارد؛ پس از پیروزی انقلاب و در دهه ۶۰، نام پرویز خان دهداری با سرمربیگری تیم ملی فوتبال دوباره بر سر زبانها افتاد. سالهایی که دهداری تیم ملی را برای حضور در بازیهای آسیایی۱۹۸۶ سئول آماده کرد. داستان اختلاف با ستارههای نامدار تیم ملی هم از اینجا شروع شد. وقتی تیم ملی از سئول باز میگشت نامهای توسط ۱۴ بازیکن امضا شده بود که پس از رسیدن به فرودگاه مهرآباد، به بمب خبری تبدیل شد. استعفای ۱۴ بازیکن از حضور در تیم ملی جنجالیترین رخداد فوتبالی دهه ۶۰ بود.
دهداری تیم ملی تازهای با جوانان گمنام تشکیل داد که از میانشان تعدادی جزو ستارههای بزرگ فوتبال شدند؛ از احمدرضا عابدزاده و مجتبی محرمی تا جواد زرینچه و صمد مرفاوی. تیم جوان دهداری پس از کسب مقام سومی در جام ملتهای آسیا، آماده رقابتهای مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۰ میشد که حاشیههای دیدار دوستانه ایران و ژاپن در استادیوم آزادی، پرونده حضور دهداری در تیم ملی را بست. روزی که تعدادی از تماشاگران با گلولههای برفی از معلم اخلاق استقبال کردند. دهداری در اوایل دهه ۷۰ از دنیا رفت.
حامد نوجوانی ۱۲ ساله که در پی مشکلات اقتصادی که برای خانواده اش فراهم می شود . همراه به کمک دوستان و همکلاسیهایش درصدد رونق بخشیدن به کارگاه سفالگری که پیشه مردم شهرستان است و شغل پدرش هم هست می شود. و با تیز هوشی و پشتکار و امید این صنعت را رونق میدهد...
داستان فیلم درباره یوسف، پسر دانش آموزی است که پدر خود را از دست داده، و با مادرش تنها زندگی می کند. او در خیال خود هر کجا، پسری به نام داود را می بیند و به دنبال او رفته، ولی او را گم می کند و احساس قرابت با او دارد. یوسف، عکسی را پیدا می کند و داود را در آن عکس همراه با دوستانش میبیند، مادرش به محض دیدن عکس، او را می شناسد، او شاگرد شوهرش در عکاسی بوده و پس از یادگیری عکاسی به جبهه رفته، و دیگر خبری از او نیست. یوسف در خیال خود زندگی داود و دوستش علی را، تا زمان جبهه و شهادت آنها مرور می کند که ...