برچسب محمد حاج حسینی

به من نگو قراضه 1392

«به من نگو قراضه» داستان مردی است که تلاش می‌کند خاطره‌ای را برای همسرش زنده کند که دچار آلزایمر شده و در این مسیر با یک راننده تاکسی روبه‌رو می‌شود. و از این قرار است ..
خرم علیرضا خمسه حسابدار بازنشسته‌ای است که حالا با مسافرکشی درون‌شهری گذران زندگی می‌کند. از قضا روزی خرم خسیس با مردی جمشید مشایخی که تاجر فرش است آشنا می‌شود و آقای مسافر شیفته خودرو قراضه وی می‌شود. تاجر فرش که راهی سفر به خارج است متعهد می‌شود تا پس از بازگشت به تهران خودروی شاسی بلند خود را با اوتول آریای آقا خرم طاق بزند و برای اینکار هزار دلار نیز ودیعه می‌پردازد. خرم موضوع را با یکی از دوستانش در میان می گذارد اما یک هفته از این ماجرا نگذشته که خرم تصادف منجر به جرح می‌کند و از آنجایی که خودرو او فاقد بیمه است روانه زندان می‌شود. دوست خرم ناچار می‌شود داستان ماجرا را برای برادر زن خرم (فاطمه صدرایی) بازگو کند تا شاید فرجی شده و او از زندان آزاد شود و همین موضوع سبب می‌شود تا دایی حمیدخسرو احمدی طمع کرده و با فریب خواهر اوتول آریا را به بهانه معاوضه با خودرو صفر کیلومتر از چنگ آن‌ها در آورده و خود با تاجر فرش معامله کند.
دایی حمید خودرو را تعویض می‌کند و این درحالیست که خودرو تعویضی یک میلیونیم خودرو تعویض شده‌است و به همین مناسبت جشنی در ستاد تعویض خودروهای فرسوده برگزار می‌شود و به همسر خرم تخفیف ویژه‌ای تعلق میگیرد. خرم مراسم را از تلویزیون زندان میبیند و از عشق ماشین از دست رفته اش به جنون می‌رسد و این هم‌زمان با آزادی او از زندان است و....

خوش غیرت 1384

خوش غیرت یا همان «خوش رکاب دو» ادامه داستان مردی به نام تقی با بازی محمد کاسبی بود که علاقه ویژه ای به کامیون خود داشت. این دلبستگی او به اندازه ای بود که حاضر نبود برای کمک رسانی به جبهه از کامیونش استفاده کند، اما در نهایت این اتفاق افتاد و تحولاتی را برای این شخصیت به همراه داشت.او این بار تصمیم گرفته است دارو از مردم جمع آوری کند و با کامیون خود، که حالا نامش را از خوش رکاب به خوش غیرت تغییر داده است،برای کمک به مردم عراقی برود که هم اکنون بعد از سقوط صدام در چنگال آمریکایی هااسیرهستند.دراین حین اتفاقاتی برای او و شاگردش می افتد.

مجرم 1389

هاشم، که جیگرکی دارد، مرد لوطی مسلکی است و هوای هم محله ای ها را دارد؛ منتها به سبک خودش. هر جا دعوایی باشد، هاشم هم وارد می شود و قضیه را تمام می کند. اما هاشم گروه دوستانی دارد، که خلاف کار هستند تا اینکه کابوسی او را تغییر می دهد...

پریدخت 1386

پریدخت داستان زندگی دختری (لیلا حاتمی) به همین نام است، که دختر یکی از تاجران سرشناس شهر است و دو خواستگار دارد، نادر (علی مصفا) پسر خان شهر که پس از مرگ پدر قدرت را به دست میگیرد، و نصرت (کامبیز دیرباز). داستان سریال از سال ۱۳۱۴ و در جریان واقعه مسجد گوهرشاد شروع می‌شود، در مقطعی از سال ۱۳۲۰ جریان پیدا می‌کند و در سال ۱۳۳۴ ادامه می‌یابد.

گلهای گرمسیری 1386

داستان این مجموعه دربارهٔ تعطیلی دانشگاه‌ها قبل از جنگ ایران و عراق است که باعث رفتن دانشجویان می‌شود و ناهید و رسول هم از هم جدا می‌شوند. رسول برای شرکت در جنگ عازم خرمشهر می‌شود و…

شهریار 1384

این مجموعه تلویزیونی پیرامون زندگی محمدحسین شهریار از دوران کودکی تا درگذشت اوست. داستان این مجموعه تلویزیونی از سال‌ها قبل در اواخر دوره حکومت قاجار روایت می‌شود. سید اسماعیل، یکی از وکلای مشهور تبریز که در جنگ و شورش این شهر، چند فرزند خود را از دست داده، پس از به دنیا آمدن فرزندی از همسرش، کوکب خانم تصمیم می‌گیرد برای حفظ فرزند آخر خود، او را به روستای خوشکناب نزد خواهرش بفرستد. مردی که بعدها به شهریار معروف می‌شود تا پایان دوره کودکی در این محل می‌ماند و در این سال‌ها با ابراهیم ادیب آشنا می‌شود مردی که بعدها در زندگی او تأثیر زیادی دارد.

یک لحظه دیرتر 1391

این سریال یک کار اجتماعی، اخلاقی با بستر دینی است و در هر قسمت مضمون و پيامی دينی و اخلاقی را مورد توجه قرار می‌دهد و تلاش دارد تا در لحظات نسبتا حساس‌تری از زندگی روزمره در مرحله تصمیم، تردید، لغزش و… رویکردهای اخلاقی را با جزئیات بیشتری تأکید و مرور کند. درون‌ مایه‌های اخلاقی با نگاهی به قشر متوسط جامعه دست‌ مایه‌ های اصلی و مضمونی این مجموعه را رقم زده است.

صاحبدلان 1385

صاحبدلان، زندگی پیرمردی صحاف به نام سید خلیل صحاف‌زاده را روایت می‌کند که با ورود قرآنی برای صحافی به خانه‌اش خودش و نوه‌اش، دینا وارد ماجراهایی می‌شوند که از داستان پیامبران در قرآن الهام گرفته شده‌است.