دلبر آهنی 1378
این سریال اختلافات و رقابتهای شديد و اغراقآميز دو باجناغ را به نمايش درآورده، در عين حال میكوشد مفاهيم مفيد و آموزندهای در مورد دلبستگی به اتومبيل و آثار آن در زندگی را به مخاطبان منتقل كند.
این سریال اختلافات و رقابتهای شديد و اغراقآميز دو باجناغ را به نمايش درآورده، در عين حال میكوشد مفاهيم مفيد و آموزندهای در مورد دلبستگی به اتومبيل و آثار آن در زندگی را به مخاطبان منتقل كند.
فیلم «زنی از کوچه پشتی» داستان زنی به نام «مینا» است که برای امرار معاش خود و فرزندان و مادر بیمارش فال قهوه می گیرد. یک روز دوست مینا که نویسنده است به خانه او می رود چون سارا می خواهد درباره کسانی که برای گرفتن فال قهوه می روند داستان بنویسد.
هوشنگ و فرزین «اردلان شجاع کاوه و نادر سلیمانی» که دو سارق سابقه دار هستند به یک منزل ویلایی می روند که توسط صاحب منزل که یک پیرمرد است به اسارت در می آیند و ماجراهای فیلم آغاز میشوند ...
داستان این سریال حول محور زندگی دختری به نام مهشید (زیبا بروفه) میگذرد که ناملایمات زندگی از او زنی محکم و استوار میسازد.وقایع این سریال در طی مدتی حدود ۶ ماه اتفاق می افتد، از زمانی آغاز می شود که بیماری نسرین (بیتا فرهی) مادر مهشید به مرحله خطرناکی می رسد…
این سریال داستان دختری را به تصویر میکشد که متوجه میشود خانوادهای که در آن بزرگ شدهاست خانواده واقعی او نیست و سعی میکند تا به دنبال خانواده واقعی خود بگردد اما با مشکلات گوناگونی مواجه میشود که در ادامهٔ راه برایش دردسر ساز است.
ماشاءالله (حمید لولایی) فرد بیپول و فقیری است که مشکلات مالی او را در وضعیت سختی قرار دادهاست، او برای اینکه مشکل مالی خود را حل کند و بتواند تنها از راه حلال پول در بیاورد، با آقای بیات (خشایار راد) که با او بهطور اتفاقی آشنا شده همکاری میکند و پولی را برای سفر به مالزی به او میدهد؛ اما آقای بیات کلاهبردار از آب درمیآید و آقای بیات به ماشاءالله و احمد (رضا عطاران) بلیط جعلی میدهد و آنها نمیتوانند به مالزی سفر کنند. احمد ماشاءالله را در یک کارگاه کفاشی میبرد و در آن جا کار میکنند.
زندگی به شرط خنده در روایتی طنز، در خانهای که صاحب آن در خارج از کشور به سر میبرد؛ افرادی زندگی میکنند که هر کدام برای خود مشکلات و آرزوهایی دارند. در این میان خشایار، پیرمرد سودجو و پول دوستی که وظیفه مراقبت از خانه را بر عهده دارد، در نبود صاحب خانه، آن را به گروههای مختلف فیلمبرداری اجاره میدهد.
جوانی به نام نیما به خدمت سربازی فراخوانده می شود؛ اما وی که تمایل دارد هرچه سریعتر به آمریکا برود با اتخاذ شیوه های مختلف و ایجاد موقعیت های طنز درصدد خلاصی از انجام وظیفه عمومی بر می آید تا جایی که کانون خانواده اش در آستانه از هم پاشیدگی قرار می گیرد و…