هفت سنگ 1393
این سریال داستان سه زوج را دربرمیگیرد که با هم نسبت خانوادگی دارند و ماجرا هاو داستانهای متفاوتی با یک مضمون مشترک در هر قسمت مطرح میشود، که این سه داستان سرانجام به یک برآیند میرسند.
این سریال داستان سه زوج را دربرمیگیرد که با هم نسبت خانوادگی دارند و ماجرا هاو داستانهای متفاوتی با یک مضمون مشترک در هر قسمت مطرح میشود، که این سه داستان سرانجام به یک برآیند میرسند.
سریال دربارهٔ کارمند اجاره نشینی هست که در گیر و دار ازدواج و تهیه جهزیه دخترش بعد از مدتها تقاضای وام او مورد موافقت قرار میگیرد، اما همزمان حکم بازنشستگی اش صادر میشود و در این میان خانمی وارد زندگی او شده و به وی کمک میکند که ماجراهایی را برای شخصیتهای داستان به وجود میآورد.
بیگناهان، ماجرای دزدی سه دوست در گذشته و جریان خیانتهای آنها به یکدیگر و اتفاقاتی است که در زمان حال گریبانگیر فرزندان آنها هم شدهاست. این سه دوست براساس انگیزهای که چندان هم به آن پرداخته نمیشود دست به دزدی زده و جریان این دزدی و تقسیم اموال به کشتهشدن و فرار و زندانیشدن دو نفر از آنان ختم شدهاست.
داستان زندگی زنی میانسال به نام مارال است که زندگی پر ماجرا و سختی را پشت سر گذاشته و با تکیه بر قدرت ارادهاش توانسته خود و خانوادهاش را به آرامش و آسایش برساند. اما برملا شدن رازی، این آرامش را از او سلب کرده و زندگیاش را دوباره دچار تلاطم بزرگی میکند. او در مییابد تمام کسانی که عاشقش بوده و دوستش داشتهاند، جنایات بزرگی در حق او مرتکب شدهاند. پس تصمیم میگیرد برای به دست آوردن هر آنچه که به ناحق از او گرفته شده، بجنگد.
این سریال راجع به باغی است که عمه آذر برای برادرزاده هایش به ارث گذاشته و شرط استفاده از آن هم این است که یک سال این 4 تا خانواده کنار هم زندگی کنند
زندگی شگفت انگیز است داستانی از ماجرای اختلاف یک زوج به نام سیمین و روزبه را به تصویر میشکد که قصد جدایی از هم را دارند اما اتفاقات شگفت انگیز مسیر زندگی شان را تغییر میدهد…
موضوع اصلی سریال یک مفهوم اخلاقی است که در هر یک از داستانها این موضوع تکرار میشود و بیشتر بازیگران در ابتدای هر قصه آدم فرعی هستند که در قصه بعدی به بازیگر اصلی بدل میشوند.
خوش غیرت یا همان «خوش رکاب دو» ادامه داستان مردی به نام تقی با بازی محمد کاسبی بود که علاقه ویژه ای به کامیون خود داشت. این دلبستگی او به اندازه ای بود که حاضر نبود برای کمک رسانی به جبهه از کامیونش استفاده کند، اما در نهایت این اتفاق افتاد و تحولاتی را برای این شخصیت به همراه داشت.او این بار تصمیم گرفته است دارو از مردم جمع آوری کند و با کامیون خود، که حالا نامش را از خوش رکاب به خوش غیرت تغییر داده است،برای کمک به مردم عراقی برود که هم اکنون بعد از سقوط صدام در چنگال آمریکایی هااسیرهستند.دراین حین اتفاقاتی برای او و شاگردش می افتد.