برچسب محمدعلی دشتی

اسب سفید پادشاه 1393

فيلم در باره‌ي دختر جواني به نام ماري است كه پس از چند ماه از زندان آزاد مي‌شود و در صدد يافتن نامزد خود بر مي‌آيد. او براي يافتن نامزدش و خروج از بحراني كه در زندگي گرفتا رآن شده دست به دامان ياشار دوست سهيل مي‌شود؛ اما طولي نمي‌كشد كه در مي‌يابد كه سهيل در شرف ازدواج با دختر ديگري است.

به وقت خماری 1397

داستان «به وقت خماری» در یک خانه قدیمی می‌گذرد که چند خانواده (با نسبت‌های فامیلی نزدیک)‌در آن زندگی می‌کنند و فیلم داستان روز خواستگاری دختر کوچک یکی از این خانواده‌ها را تعریف می‌کند.دختر یک پسردایی دارد که عاشقش است و باید وصلت را از او مخفی کنند.

دیوار 1386

ستاره دختر بيست ساله اي است كه پس از مرگ پدرش ـ كه با موتورسواري روي ديوار مرگ گذران زندگي مي كرده ـ زندگي سخت و فقيرانه اي با مادرش اعظم و برادر كوچك ترش شهاب دارد. شهاب اكنون حرفه پدر را ادامه مي دهد اما به دليل بي علاقگي و ناشي بودن، مشتري چنداني ندارد و از همين رو محمود كه با پدر شهاب و ستاره شريك بود تصميم به بستن و تعطيلي ديوار مرگ مي گيرد و پس از افتادن شهاب از ديوار و شكستگي پايش، در اين امر راسخ تر مي شود. ستاره با اصرار زياد به محمود مي قبولاند كه خودش توانايي اين حرفه را دارد و پس از تمرين فراوان، كارش با استقبال فراوان مشتريان و رسانه ها روبرو مي شود. اعظم و شهاب پس از آنكه ماجرا را مي فهمند ابتدا او را از اين كار منع مي كنند اما با اصرار محمود قانع مي شوند؛ تا آنجا كه شهاب هم پس از بهبودي پايش، ستاره را در موتورسواري روي ديوار همراهي مي كند. استقبال از درخشش ستاره، برخي سرمايه گذاران را برمي انگيزد تا به او پيشنهاد كنند كارش را در خارج از كشور نيز عرضه كند. اما در آستانه عزيمت به خارج، ناگهان ديوار مرگ به حكم دادگاه توسط نيروي انتظامي تعطيل مي شود و علت اين تعطيلي نيز مسأله دار بودن موتورسواري يك دختر جوان اعلام مي شود. ستاره تلاش مي كند اين مانع را از سر راه بردارد اما به نتيجه نمي رسد. براي همين به راه حل تازه اي فكر مي كند.