برچسب محمدرضا قومی

نیروانا 1398

داستان فیلم درباره یک مامور پلیس بنگلادش است که برای نجات جان تعدادی از هموطنانش که در دست یک باند انتقال مواد مخدر از افغانستان به ترکیه و اروپا گرفتار آمده اند، به دو کشور مذکور و ایران سفر می کند تا بتواند با کمک پلیس اینترپل و پلیس ایران، ماموریت خود را به سرانجام برساند.

آخرین گناه 1385

موضوع داستان بدین ترتیب است که دکتر اکرمی، که فردی وارسته و با ایمان است قبل از مرگش وصیت می‌کند که قرنیه چشمش به عبدالله صدوق که او نیز فرد متدینی است برسد. اما رؤیا دختر دکتر اکرمی با اصرار فراوان چشم پدر را به چشم نامزدش دکتر مودت که او نیز مشکل بینایی دارد پیوند می‌زند. بتدریج مودت چیزهای عجیب و غریبی می‌بیند. اولین بار روح پیرمردی را می‌بیند که از بدنش جدا شده و در دفعات بعدی افراد گناهکار را در آتش مشاهده می‌کند. در واقع هر کسی را که می‌بیند او را با تجسم اعمالش مشاهده می‌کند. او تصمیم می‌گیرد که افراد گناه‌کار را به قتل برساند، اما با رهنمودهای روحانی محل متوجه می‌شود که این کار اشتباه است. نهایتاً رؤیا اکرمی پس از گناهان بسیار در حالی که قصد کشتن مودت را دارد، می‌میرد و مودت او را در میان آتش دوزخ مشاهده می‌کند. این آخرین گناه رؤیا بود…

کوچه ژاپنی ها 1399

داستان فیلم حول محور مردی می‌چرخد که به جرم قتل همسرش به زندان افتاده و پس از هشت سال، دچار جنون شده و باید بستری شود. اما در حین انتقال، فرار می‌کند و به کشتار یکی از ثروتمندان شهر و زیردستانش می‌پردازد که گفته می‌شود تجارت‌های غیرقانونی دارد .

دریا نزدیک است 1398

علی مراقب بیماران در حال احتضار است و در تلاش معاش برای خانواده‌اش، فراز و نشیب‌های را از سر می‌گذراند. او از کشاکش امواج گذشته است و …

هفت سنگ 1393

این سریال داستان سه زوج را دربرمی‌گیرد که با هم نسبت خانوادگی دارند و ماجرا هاو داستان‌های متفاوتی با یک مضمون مشترک در هر قسمت مطرح می‌شود، که این سه داستان سرانجام به یک برآیند می‌رسند.

چرخ فلک 1395

موضوع اصلی سریال یک مفهوم اخلاقی است که در هر یک از داستان‌ها این موضوع تکرار می‌شود و بیشتر بازیگران در ابتدای هر قصه آدم فرعی هستند که در قصه بعدی به بازیگر اصلی بدل می‌شوند.

مدیترانه 1397

محمد که همسرش باردار است برای یک پروژه آبرسانی به سوریه میرود. محلی که محمد در آنجا مشغول به کار است به دست داعش می افتد و خبری از محمد نیست. خبر از شهید شدن همه افراد داده میشود ولی همسرش لیلا باور نمیکند....

رخنه 1392

داستان مردی تقریبا پنجاه ساله به نام وحید را روایت می‌کند که کارگاه ساخت ابزار تعزیه و عزاداری مثل علم، کتل، چلچراغ و طبل دارد. او این شغل را از پدرش به ارث برده و سال‌هاست در این زمینه فعالیت می‌کند، اما درست زمانی که باید وسایل عزاداری یکی از هیات‌های مذهبی را آماده کند با مشکلی روبه‌ رو می‌شود که حل آن ساده نیست.