مالاریا 1394
داستان دختر پسری است که در مسافرت خودشان به تهران به پسری برخورد میکنند و با او به تهران می آیند و از او کمک میخواهند ولی دختر و پسر رازی را پنهان کرده اند و این مساله مشکلاتی برای آنها و پسر ایجاد میکند....
داستان دختر پسری است که در مسافرت خودشان به تهران به پسری برخورد میکنند و با او به تهران می آیند و از او کمک میخواهند ولی دختر و پسر رازی را پنهان کرده اند و این مساله مشکلاتی برای آنها و پسر ایجاد میکند....
صدای منو می شنوید قصه خانواده و در راس آن پدر شهید مفقودالاثری که پس از سی سال انتظار حال دو تکه استخوان و یک کلید را به او تقدیم میکنند تا شاید این چند تکه ی پیدا شده نشان از بازگشت پسرش باشد. پدر شهید با بازی پرویز پورحسینی برای شناسایی پسرش بر سر تابوت میرود. پدری بر سر تابوت خالی، دو تکه استخوان و یک کلید، چطور میتواند پسرش را تشخیص دهد! او یک جمله بر زبان میآورد و آن اینکه یحیی همیشه کلید خانه را همراه خود داشته است. کلید را بر میدارد و سراغ خانه قدیمی میرود که روزی در آن سکونت داشتهاند، اگر کلید، در آن خانه را باز میکرد، یعنی پسرش از سفری طولانی بازگشته است.
يونس به عنوان فرمانده گردان غواصان سه شب قبل از عمليات در حالي که در صدد حفر تونلي در منطقه عملياتي بوده، مفقودالاثر شده است. حالا پس از سي سال اطلاعاتي به دست مي آيد که نشان مي دهد احتمالا يونس زنده است و در آن زمان به واسطه منافقين قرارگاه اشرف با دشمن همکاري کرده…
هفت و نیم ماجرای زندگی هفت دختر افغانی و ایرانی را در هفت اپیزود به صورت سکانس پلان روایت می کند و قصه دخترانی است که جمعه شب مراسم عروسی آنها برگزار شود اما هر کدام از آنها به نوعی درگیر مسئله ای هستند.
داستان فیلم داستان مردی است که در تصادفی همسرش ا از دست داده و متهم شناخته شده و به زندان رفته و ضمن اینکه موظف به پرداخت دیه همسرش شده، پسرش را هم از دست داده است و به خانواده همسرش بهاجبار قانون واگذار کرده.او با گذشته و کودکی، پدرش که ترکشان کرده، مادرش که جواب سؤالاتش درباره پدر را نمیدهد و رفیق قدیمی پدر که او را زیر کلی نگاه سنگین و حرفهایی که پشت سر او و مادر قهرمان میزدند بزرگ کرده مشکل دارد و میخواهد تکلیفش را با گذشته خود یکسره کند....